اگر اهل حماسه نیستی لااقل حماسه کش نباش

گره، میلاد دخانچی،‌ ایران، تورنتو، انقلاب و سبک زندگی

چرا دانشگاههای ایرانی بی خاصیتند؟

این نوشته پاسخی است کوتاه به درج مطلبی با عنوان “جمهوری اسلامی غایب همیشگی” در وبگاه الف که مدتی پیش منتشر شد و  در آن نویسنده به نقد عدم پرداخت به مسائل جمهوری اسلامی در فضای نخبگانی پرداخته و اذعان میکند آنچه در فضای آکادمیک جمهوری اسلامی تولید میشود نظریه جمهوری اسلامی نیستند.د

http://alef.ir/vdcdx90xzyt0z96.2a2y.html?206620

نویسنده از طرفی جریان انقلاب را به خاطر ارائه آنچه “باید باشد” بجای “آنچه هست” نقد میکند و از طرفی محققین دیگری را در ترازوی نقد قرار میدهد که با تکیه به مباحثات جامعه محور از ورود به مسائل جمهوری اسلامی خودداری میکنند. خلاصه کلام او طرح این پرسش است که چرا فضای آکادمیک ایرانی به تولید دانش درباره واقعیت جمهوری اسلامی نمی پردازد و به کلی گوییهای نظری آینده گرا اکتفا میکند. نویسنده البته به محدودیتهای فضای نخبگانی و حساسیت برانگیز گروههای ذینفع اشاره میکند و در آخر با لحنی پرسشی مینویسد:ر

گمشده اصلی، همچنان «جمهوری اسلامی» و مسائل آن است. «مسائل جمهوری اسلامی» چه هست؟ اصلاً «جمهوری اسلامی» چه هست: یک «سیستم»، یک «حکومت»، یک «جامعه»، یک «امت» یا یک «آرمان»؟ تفاوت آن با «انقلاب اسلامی» چه هست؟ و «مسائل» خاصّ آن کدامند؟د

هرچند که مطالبی کوتاه اینچنین جایگاه مناسبی هم برای طرح و هم پاسخ به چنین موضوعاتی نیستند ولی شاید درج چند نکته، لزوم دنبال کردن این مباحث در فضاهای آزاداندیشی را تقویت نماید: ر

یک)‌جمهوری اسلامی در یک وجه خود دولتی است مدرن که در ظرف ملت-دولت متولد گشته است که یک حکمران دینی در عالیترین رتبه اجرایی آن قراردارد. حکومت ساورن-محور در ایران سابقه طولانی داشته است. همچنین ساورن عادل و حکیم از دیرباز در دانش سیاسی مسلمانان تئوریزه شده و به عنوان شکل ایده ال حکومتورزی دینی مورد توجه اهالی فقه، فلسفه و حتی عرفان بوده است. ز

دوم)‌از طرفی نهاد ملت دولت در تاریخ تمدن غرب با حذف ساورن محقق شده است و اینجاست که حکمرانی (گاورنمنتالیتی) برای پیشبرد پروژه خود نه به حکمت و علم ساورن بلکه به دانشی که از سازوکار جمعیت عایدش میشود تکیه میکند. این یعنی دولت مدرن برای کارآمد بودن به کسب دائم دانش از واقعیت موجود نیاز دارد و از این رو نهادهای علمی و فرهنگی همه در خدمت تولید نوعی از دانش اند که بواسطه ان قدرت بتواند بهتر و کارامد اداره کند و فرمان دهد. ز

سوم) جنبش آرمانخواه و دولت مدرن دو فرایند و محصول نامتجانس اند و نسبت آنان تعارض است. دولت مدرن برای آینده خود آرمانی جز تولید ثروت و رشد منافع ملی نمی بیند، در صورتی که جنبش آرمانخواه در حال تلاش برای رسیدن به مطلوبی آرمانی است و لذا مساله اش نه “اکنون” بلکه فردا وتحقق فردای آرمانی اش است. ز

چهارم)‌جمهوری اسلامی تلفیقی تبارشناسانه از ۱) خصوصیات دولت ملت مدرن، ۲)قدرت ورزی ساورن دینی و ۳) ساختاری جنش گونه برای رسیدن به یک آرمان شیعی است. در کنار و روی هم قرار گرفتن این لایه های تاریخی ماهیت و ترکیب جمهوری اسلامی را به مثابه نهاد قدرت شکل داده اند. آنچه روانشناسی جمهوری اسلامی و یا به به بیانی دیگر محیط رشد گفتمانی جمهوری اسلامی را شکل داده است نقطه تلفیق این سه گفتمان و فرایند نا متنجانس است که با مصالحه های تاکتیکی توانسته اند در کنار همدیگر قرار گیرند. با این نگاه شاید بتوان به آسیت شناسی عدم توجه آکادمی ایرانی به مسائل جمهوری اسلامی پرداخت. د

از آن حیث که قدرتورزی در مدل ساورنتی به حکمت حکمران و دستورات او وابسته است در جمهوری اسلامی تصمیمات کلان و نحوه اداره فرمان نه با تکیه بر دانش تولید شده در آکادمی، بلکه با منویات حکمران محقق میشود. این بدین معنی است که با توجه به نوع چینش مولفه های تشکیل دهنده قدرت مدرن ایرانی، دانش تولید شده در آکادمی نه تنها اعتباری زیادی ندارد بلکه قدرت به لحاظ نظری به آن دانش بی نیاز است چرا که مراجع الاهیاتی را قرار است برای تشخیص مصلحت جامعه و یا امت در اختیار دارد. با همین نگاه مراکز تولید دانش خود را از ساختار قدرت بی نیاز و مستقل می پندارند. “مستقل” به این معنا که آنان ربطی بین دانش تولید شده توسط خود، و سازو کار قدرت نمی بینند و این توضیح بی انگیزه بودن آنان برای پرداخت به آنچه “هست” میباشد. به علاوه با توجه به خصوصیات جنبش گونه جمهوری اسلامی، این قدرت، آرمان خود را نه حفظ منافع و تولید ثروت ملی، بلکه ایجاد مقدمات برای اتفاقی کلان تر می بیند . لذا “زمان حال” و یا “اکنون” برای او مفهومی انتزاعی، زودگذار و بی اعتبار است و این روحیه عدم نیاز این قدرت به تولید دانش مدرن در آکادمی را تقویت میکند، چرا که ایده آل او نه در اکنون، بلکه در آینده زود اتفاق خواهد افتاد. این نوع تفکر که ریشه در آینده گرایی تشیع دارد در شکل دینی آن دربین متفکرین منتسب به انقلاب اسلامی با کلی گویی های آرمانی بازتاب میابد و شکل سکولار آن در متفکرین غیر دینی دیده میشود واین توضیح گرایش برآیند فضای نخبگانی ایرانی به “بایدهای” مبهم معطوف به آینده است که قرار است به زودی اتفاق بیفتد. د

به همه اینها اضافه کنیم نظر خود نویسنده را وقتی مینویسد:د

محقق ما [وقتی] با بحث از «هست»ها و قضاوت در مورد «موجود»، خطر کرده و نقد می­ کند، .. بدین­ ترتیب برای خودش دشمن ­تراشی کرده و حسّاسیت گروه­های ذینفع را علیه خود بر می ­انگیزد. البته روشن است که اگر از افراطی­ گری بپرهیزیم، باید تصدیق کرد که همیشه «نقد» دشواری­ هایی دارد و محقق ایرانی نیز ممکن است از آسیب گروه­ های ذینفع در امان نباشد.د

پیشنهاد نویسنده برای حل این مشکل حرکتی از جانب قدرت برای ایجاد “زمینة کار برای محققان ناصح و دلسوز خود” است که هرچند پیشنهاد خوبی است، اما این اصل را در نظر نمی گیرد که به لحاظ نظری آرایش قدرت به گونه ای بنا شده است که نهادهای قدرت انگیزه لازم برای تولید چنین فضایی را در خود نمی بینند. این بدان معنی است که پیشنهاد نویسنده خواهشی است پسندیده اما غیر واقعی چرا که از اصل، مجاری تولید دانش و محصلت قدرت در ایران از هم مستقل بوده و این مراجع تنها با یکدیگر سازشی تاکتیکی دارند و به شرط آنکه یکی دیگری را حذف نکند درکنار یکدیگر زیست میکنند. د

این نوع تعامل است که عدم رابطه منسجم بین مراجع تولید دانش و قدرت در ایران را توضیح میدهد; رابطه ای که به نوع تعامل قدرت و دانشگاه محدود نبوده بلکه دامنه رابطه بین قدرت و حوزه را نیز دربرگرفته و به خاطر همین است که حوزه نیز از داشتن هرگونه اعتباری به عنوان مرکز تولید دانش برای جمهوری اسلامی نیز بی بهره است.ز

 د

Posted in Uncategorized | ۴۰ Comments

40 Responses to

چرا دانشگاههای ایرانی بی خاصیتند؟

  1. مهدی حسینی says:

    سلام به عزیزان هم قطار
    سلام.آقا من الان اصن نخوندم این پست رو.
    این جا http://www.tebyan.net/ بودم
    که توجهم به اینجاhttp://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=268963
    جلب شد.
    دیدم ناقصه ولی الحمدلله منبع دادهhttp://rastan.parsiblog.com/Posts/141
    مردونه دست کمی از پستای آقا میلاد نداره.نشون به این نشون که دود ازکلم بلند شد و این نشون سنخیته با پستای اپیک باز.
    می گفتم این مشاور مدرنا… که می گن مثبت باشین و انرژی و برنامه ریزی نمی چسبن ب دلم و یه لجاجتی داشتم که به حرفشون گوش ندم.فیس بوکم ک عضو نمی شم باز به علت همین چموشی
    بخونیدش همگی لطفا
    نظم ما در بی نظمیه،عجب!
    جالبه
    یاعلی

  2. مریم says:

    چون بی خاصیتن

  3. سکینه دژپور says:

    جانا سخن از زبان ما می گویی

  4. حمزه رمضانی says:

    آقا میلاد کلیت حرفتون درسته اما متعادل نیست زیادی تئوریه . یعنی یک جاهایش بخاطر ذهنی بودن صرفا ذهنی هستند . و در آنجاست که ممکن است اشتباه فکر را درست قلمداد کنیم و نتیجه ای دور از واقعیت بگیریم.
    اینکه علم تولید شده در دانشگاهها نه تنها راه گشا نیست بلکه بشدت بر گره های زندگی بشری می افزاید شکی نیست اما همانطور که خودتون میگید برای عبور از این برهه باید به برخی شرایط تن داد تا افسار را بدست گرفته و معضل را با تخصص و احاطه به آن حل کنیم و اینکه شما از جمهوری اسلامی میگید یعنی توافق برای بقا در صورتی که در نقشه راه جمهوری اسلامی سخن از توافق برای بقا در میان نیست بلکه حرف از رشد هر دو ی انها است . این توافقی که شما توافقی شما میگویید در حوزه علوم انسانی است که البته توافق نیست و تقابل است . مگر نه این چه توافقی برای بقا است اینقدر ولی فقیه روی انرژی هسته ای و علوم های تک دارد . به نظر میرسد اگر توافقی است بیشتر خود خواسته است تا این که با اجبار سر میز مذاکره باشد با این علوم.

  5. حمزه رمضانی says:

    اگر غیر از این باشد که گفتیم این میشود تزویر و دروغ که نظام بخاطر بقای خودش دارد به خورد مردم میدهد که البته این اصلا دون شان جمهوری اسلامی است و با ماهیتش متعارض . حرف شما آنجا که میگویید علوم مستقل اند از جمهوری اسلامی در مورد علوم انسانی صدق میکند نه بر سایر علوم . و اگر شما بگویید چه فرقی میکند علوم مهندسی و پزشکی و غیره نیز حاصل چنین رویهویه ای اند که از علوم انسانی ناشی میشوند تا حدی درست است که به نفس علوم غیر انسانی اصالت نداده باشیم مگر نه که آنها صرفا ابزارند و اگر برای آنها قدرتی و جاذبه ای قایل باشیم که هیچ گونه قابل استفاده صحیح نیستند غایتش به شرک ختم میشود در صورتی که اگر به علوم پایه نگاه بدبینانه ای از منظر شریعت داشته باشیم آنها به خودی خود مباحند برای عوام نه حرام یا مکروه .

    شرمنده بد توضیح دادم

    • محمد says:

      سلام
      من یه مقدار با حرف شما موافق نیستم
      اگر:
      پزشک مدرن بصورت تک بعدی به انسان نگاه میکنه و انسان رو به مثابه یک کل واحد نمیبینه و فقط به عضو آزرده توجه میکنه و نه کلیت بیمار، و دارویی میده که فقط به ترمیم عضو آزرده بها میده و عوارض جانبی رو به عنوان یه اصل پذیرفته شده به شما تحمیل میکنه و بعد از یه مدتی عوارض جانبی بالا، اون روش معالجه و دارو رو از رده خارج می کنه
      آنگاه:
      چندان قابل اعتماد و بها دادن نیست هرچند انها به خاطر تلاششون ماجورند. البته با فرض وجود حسن نیت و نه با فرض اینکه گاهی خباثت هایی در لابراتورها صورت میگیره و یا سازمانهایی تصمیمات شومی میگیرند مثل درمان افراد هموفیلی با خونهای الوده به ویروس ایدز.

      اگر:
      مهندس مدرن سعی میکنه با اصالت دادن به مجاز و سرگرم کردن بشر امروز در جهت پرت کردن حواس او از عالم واقع راهی رو به سمت حیران کردن مصرف کننده باز کنه و نهایتا مجاز را به جای واقعیت به فرد غالب کند و ان را با افتخار واقعیت مجازی بنامد و دیگر شهروند جدید این عالم را با قوانین خود کنترل کند
      آنگاه:
      من مسیر این مهندسی را منحرف می بینم و این مجاز را که هیچ، حتی اعتباریات این مسیر را هم نمی پذیرم. اعتباریاتی که برای بی اعتبار شدنشان، نیازی به منتظر بودن تا یوم معلوم نیست و فشار تکمه ای و یا لنگر یک کشتی در خلیج فارس می تواند حقیقت ان را عریان کند

      • حمزه رمضانی says:

        عزیزم این اعتباری که تو میگی دست هر چی اصل از پشت بسته حبذا به چنین اعتباری که او ره به غایت میبرد و اصول را توان رسیدن به چنین منزلتی نیست . البته منم قبول دارم که مهندسی آنها منحرف است و پزشکیشان بلای جان انسانها اما اگر تا این حد که شما میگوید بد باشند اصلا تا الان در نزد مردم منقرض شده بود . اصولا خط بطلان در سایه حقیقت است که خودش را به انسان میقبولاند که اگر این نکند چه بکند او از خودش چیزی ندارد که عزیز من . خود غربی ها هم تصوری که از علوم داشته اند غایت بدی است اما خودشان هم متصور نبود هاند تا این هم میتواند شر باشد علمی که آنها تولید میکنند …

        • حمزه رمضانی says:

          آقا محمد دست من و شما نیست که راجع به چیزای گنده تصمیم بگیریم شاید بتوننیم نظر بدیم . چون ، تخصص و بینش اینکار رو نداریم . من و شما مثل آدمی میمونیم که توی یک میحط تاریک جلویش یک فیل آورده باشند از او میپرسند این چیست این؟ اون به جای این که اول محیط رو روشن کنه و بره عقب تر تا کلیت موجود رو ببینه نظر بده به عوضش رفته چشمش رو چسبونده به فیل در اون محیط تاریک و میخواد بدونه اون چیه . این مسایل زیادی حساسه برادرم نظر شخصی ندیم من نظر مطهری و رهبری رو گفتم با تند روی ره به جایی نمیبریم من قبول دارم علم اونا گیر داره ولی اگر ما نتونیم اعتباری رو از غیر اعتباری تفکیک کنیم دقیقا به تله اونا گرفتار شدیم کاش میشد غایت حرفی که میزنی یک دقیقه لمس کنی قول بهت میدم از درون میپوکی چون واقعا تهی است . من قبلا مثل شما فکر میکردم اما امسال با آشنایی با آقا میلاد چون دید غایی دارند طرز نگاه به مسایل را یاد گرفتم . البته با خیلی از نظرات ایشون مخالفم هر چند اصل حرفشون درسته ولی بد نتیجه میگیرند و فکر میکنم این هم بخاطر اینه که توی فضای بشدت تئوری سیر میکنند . و یک اشکال دیگر که نا خواسته به اون دچارند از دید فلاسفه غربی میخواهند مسایل رو حل کنند . گیر کار ما اینجاست ما با علوم انسانی غربی نمیتونیم مسلمونای ایران رو ور انداز بکنیم . چون هیچ وقت جز به کل احاطه ای نداره . من نمیگم ملاصدرا بخونه ولی لا اقل ابن سینا میتونه تا حد زیادی راه گشا باشه . یک فیلسوف معرفی کرد به اسم ژیل دو لووز من به هزار بدبختی یک کتاب ازش گیر آوردم به اسم the war machine .
          بعد از خوندن اون گیر کار رو فهمیدم . البته ما مخلص آقای دخانچی هستیم . اساسا نگاه ریشه رو من از ایشون یاد گرفتم و اگر دارم اینجا مخالفت میکنم برای این است ایشون رو واقعا دوست دارم . ایشون برای کسانی وقت گذاشتند که در این دنیا هیچ بنی بشری برایشان محلی از اعراب نمیگذارد . امیدوارم خدا دستشون تو هر دو دنیا بگیره .ند .

          • میلاد دخانچی says:

            این دوگانه فلسفه اسلامی، فلسفه غربی دوگانه دقیقی نیست. اصلا دوگانه های غلط اند.

          • حمزه رمضانی says:

            میلاد جان منظورتان از دو گانه بودن دقیقا چیه ؟ اگر منظورتان این است که مقابل هم هستند که غلط بودنش میشود این که یگانه اند و اگر یگانه اند چرا آن یکی دیگری را میخواهد حذف کند اصولا در یک سیستم نمیشود از پشت خنجر زد و یا بصورت نرم یکی را حذف کرد اگر قایل به یگانگی هستیم .
            و اگر منظورتان از دوگانگگی دو تا چیز متفاوتند که قیاسشان با هم مع الفارق است این حد ظریفی که میگویید من مناسفانه نمیبینم برایم توضیح دهید .
            آقای دخانچی من کتابهای خواجه نصیر و ابن سینا و اسفار ملا صدرا را تا حدی اگر خوانده باشم بیشتر از اون زندگی کردم . یعنی محیط روستایی دور از تهران حاصل برآیند چنین تفکری است بی آنکه آن روستایی بداند که حکمای اسلامی کیستند و من از همینش خوشم میاد که چند ساله که اومدم اینجا حاضر نیستم ترکش کنم . بخاطر همین به تناقضات فلاسفه غرب به خوبی با نیم ساعت خواندنشان پی میبرم نه تنها من بلکه هر کس اینگونه میزید . وبلعکس در تهران اکثرا با تفکرات هیوم و راسل و کانت و غیره دارند روزگار میگذرانند بی آنکه خود بدانند و یا حنی آنها رابشناسند .

          • محمد says:

            سلام
            آقا حمزه این “اعتباریات مُسلّم”ی که شما می فرمایید، حداکثر ۱۰۰ ساله که در ایران و ۲۰۰ ساله که در غرب سر برآورده؛ در حالیکه بشر هزاران سال رو بدون وجود اونها طی کرده و عدم وجود این اعتباریات هیچ مانعی رو بر سر راه هدفی که در این دنیا براش معین شده بوده ایجاد نکرده بوده است. من مخالف رشد علم نیستم وقطعا هم موافق غارنشینی نیستم. من ایران را در ۴ یا ۵ قرن پیش بسیار پیشرفته می بینم که اون هم حاصل همین رشد علم بوده اما سو و جهت متفاوت از امروز داشته

            از انقراض اعتباریات گفتین و اجازه بدین من از از انقراض حقایقی به نام نفوس انسانها بگم. یه جمع بزنید ببینید این اعتباریات چقدر از اون حقایق رو از هستی ساقط کردند. مهندسینی که آتشبار و فیزیکدانی که بمب اتم و پزشکی که بمب شیمیایی و میکروبی و … و از بزرگترین اسلحه خودکشی بشر نگفتم: موتورهایی که دی اکسید کربن و هزاران سم دیگر تولید میکنند و هم کار ما رو میسازند و هم کار لایه ازن رو. و مواد و ترکیبات شیمیایی مضری که در رگهای ما جولان میدهند. از قلب ها و ذهن های تسخیر شده در عالم مجاز هم که سخن رانده شد
            و
            این اعتباریات منقرض نمی شوند چون ما خنثی شدیم. یک سری تخریب چی سالها روی فکر ماها کار کردند تا وقتی اطلاعات روی بسته بندی یه کالای خوراکی یا با مصارف پوستی رو می خونیم، منفجر نشیم و یا وقتی میشنویم که آمارها از کشته شدن هزاران نفر بر اثر استنشاق دی اکسید های کربن و سرب و فسفر و آزبست و … خبر میده، نهایتا مانند باروت های اب خورده فقط یک کمی ترق تروق ونچ نچ کنیم و در بالا ترین عکس العمل، با شنیدن کشته شدن میلیون ها نفر با بمب های اتمی و شیمیایی و اورانیوم ضعیف شده و … در ژاپن و ویتنام وافغانستان و عراق و ایران و … فقط شعار بدیم

            یک نکته دیگه… من با این جمله “دست ما نیست که در مورد چیزای گنده تصمیم بگیریم” مشکل دارم. من ترجیح میدم منفجر بشم حتی اگه انفجار کوچکی رخ بده. چمران میگه من شمع کوچکی هستم که نمی تونم همه جا رو روشن کنم اما حداقل با نورم، مرز بین ظلمت و نور رو می تونم مشخص کنم

            از رهبری گفتین. ایشون رهبر یک جامعه است و نظراتشون اقتضاعات منصبشون رو برمی تابه.اگه با افتخار از نانو تکنولوژی و رتبه ایران در جهان میگند، اگه از هسته ای شدن و … میگند بیشتر بخاطر برد استراتژیک فرمایشاتشونه. اما واضحه که ترکیبات نانویی بخاطر چینش فشرده و برهم خوردن زنجیره های شیمیایی شون هزاران سال طول میکشه تا دوباره به چرخه طبیعت برگرده. یعنی دوباره ما داریم زباله هایی تولید میکنیم که نمیدونیم چیکارشون کنیم. از راکتور های هسته ای هم نگم که مثل یک بمب اتمی است ولی کاشته شده در زمین و برای همسایگانش؛ سوابقشون هم موجوده، در خود امریکا-راکتورهای هنفورد و تری مایل آیلند و اخیرا در کارولینای جنوبی- و ژاپن-فوکوشیما- و اوکراین-چرنوبیل رو که یادتونه- این مثال ها خیلی نیستن چون معدود کشورهایی راکتور هسته ای دارند واین تکنولوژی تازه برای چند دهه پیش است

            ما با هزاران نوع آلاینده مردم رو سرطانی میکنیم بعد میگیم با انرژی هسته ای درمانتون میکنیم و چه انسانی شود اون انسان در معرض مواد هسته ای قرار گرفته در اون چند سال اضافیش در حیات
            من آدم دیدم که “ام اس” و “آب مروارید” و بیماران قلبی و عروقی و بعضی امراض شدید رو با برگشتن به سبک زندگی طبیعی و دوری از شهرهای تولید کننده آلایندگی، درمان کرده

            بیاید حداقل حرفمون رو بلند بزنیم و نترسیم از خوردن انگ “فرزند زمانه خود نبودن”. بله من اعتراف میکنم که شهروند مطیعی برای این دهکده جهانی و مناسباتش نیستم

            راهکار هم دارم: بیایید تا اون جا که از دستتون برمیاد مواد تولید شده با مواد شیمیایی رو مصرف نکنیم.اکثر تولیدات کارخانه ای حاوی مواد شیمیایی و نگهدارنده ها و رنگ های شیمیایی هستند. تا حد امکان از دوچرخه استفاده کنیم. نقش پلاستیک رو در زندگیمون کم رنگ تر کنیم. راهکارهای زیادی وجود داره.
            و یادتون نره که با صدای بلند اعلام کنید که با این رویه سبک زندگی کنونی بشر مخالفید. تا دیگرانی هم که تا حدی با شما موافق اند و ترس خوردن انگ رو دارند، دلشون قرص بشه.
            و یک نکته مهم برای تاثیر گذاری در ابعاد بزرگ: سعی کنیم انسان با تقوا تری باشیم. این تقوا علاوه بر رستگاری خود فرد، مثل آهن ربا بقیه رو بسوی فرد جذب میکنه و اونجاست که شما تصمیماتتون، بخاطر تاثیر گذاری بر روی افراد بیشتر، تصمیمات گنده ای به حساب میان
            و من الله التوفیق

          • مجتبی says:

            به نظر من هم یه چرخه معیوبه
            اونها از یک طرف فرهنگ نایت لایف رو راه میندازن و بعد جا میندازن و بعد صادر میکنند. ناگفته پیداست که انرژی الکتریکی مهمترین ماده اولیه این سبک زندگیه
            حالا با یک نیاز کاذب ایجاد شده، دنبال راه حل میگردند و راه حل چیه؟ انرژی اتمی با تمام آلودگی هاش
            کی گفته انرژی اتمی جزو پاک ترین انرژی هاست. بشر هنوز نمیدونه با پسماند های خطرناک و آلوده اون چکار کنه
            احتمالا مردمی فقیر و بدبخت در گوشه ای دیگر از این کره باید میزبان این مواد سمی باشند

            البته به نظر من بشر حقشه
            وقتی به سبک زندگی وارداتی با چشم و گوش بسته گوش میدیم ولی حرف خدا که میاد وسط میگیم باید به شرایط جدید نگاه کرد، این میشه
            خداوند میفرمایند: ما شب رو برای آرامش و سکون شما قرار دادیم
            اثرات مخرب شب بیداری و یا کم خوابی ویا خواب در زیر نور روی جسم و روح انسان هم که امروزه اثبات شده

            تحقیقاً ما داریم با قدرت هر چه تمام تر با نیت قربت عند الله در راه نابودی جسم و روح خودمون و طبیعت اطرافمون از یکدیگر سبقت میگیریم

  6. فتانه ارجمند says:

    سلام .

    این بی مهری و عدم اعتنا به حوزه های تحقیقی دانشگاهی طوری شده که در همین دوره ها ی اخیر هرکس بنا بر علاقه شخصی کاری رو به عهده گرفته و جلو برده که بعد سر از جای دیگری درآورده است .
    چند وقت پیش که هفته پژوهش بود ؛ یکی از مدیران بخش پژوهش میگفت که میخواهند به طورسفت و سخت دیگر بروند طرف هدف دار کردن پژوهش ها و سوالی که جوابش مبهم است این است که هدف چیست !؟ قرار است در جامغه ای که وحدت حوزه و دانشگاهش چند درس عمومی و چسباندن برچسب اسلامی به آخر روانشناسی است واقعن چه هدفی را دنبال کنیم .
    در جامعه ای با توصیف شما ؛ چه هدفی را دنبال کنیم ؟؟
    واقعن باید حتمن از خارج از ایران روی رشته ای حساس شوند تا دولت رویش اینقدر حساب باز کند ؟؟
    به قول دکتر فیاض در برنامه زوایه که هنوز ما نتونستیم جایگاه علوممون رو در این عصر مشخص کنیم!!

    حالا هی دولت بیاید بگوید ما بوجه را بیشتر میکنیم… برای چه ؟! پژوهش برای چه ساختاری ؟! برای ساختاری که آن را نمیخواهد !؟
    دولت بجای سرمایه گذازی روی بسترهای اجتماعی و اقتصادی برای دانشگاه و خروجی های آن، دارد فقط در چرخه معیوب آموزش وارد میشود و بیشتر ضربه میزند.تاجایی که دانشگاهی ها هم عطا رو به لقایش بخشیدند و هدف های فردی برای خودشان مطرح کرده اند.

    چقد عنوان پستتان خوبه !

  7. رهسپاریم با "ولایت"تا"شهادت"... says:

    به نام خدای حسین زینب علیه السلام
    در ابتدا باید عرض کنم رهبری در ایران اسلامی اتفاقا خود را بی نیاز از نظریه پردازی،نقادی مصلحانه،پژوهش علمی متقن،و همفکری و…با نخبگان علمی و آکادمیک نمیدانند،شاهد مثال آن هم جلسات مختلف و محافل کاملا علمی که با حضور اساتید،دانشگاهیان،نظرات دانشجویان،نخبگان کشور که مستمرا در حضور رهبری برگزار می شود و افراد با دیدگاه های مخالف و موافق نظرات خود را آزادانه بیان می نمایند…و این موضوع را هم باید در نظر داشت که ولایت مطلقه ی فقیه در ایران که رهبری عزیز سکان دار آن هستند،در مثل برای تقریب به ذهن همانند کوهنوردی هستند که با توجه به اشراف به اطلاعات در زمینه های مختلف و مورد نیاز ،که در یکی از سخنرانی هایشان قریب به این مضمون فرمودند که بنده خود هم یک کارشناس هستم در پاسخ به یکی از نقد های دانشجویی بود فکر میکنم،و اینکه با این اوصاف ایشان با توجه به اشراف به مسائل گوناگون در قله ی این کوه مثالی قرار دارند و آحاد مردم کوهنوردانی در مسیر رسیدن به قله،و همچنین امثال ما به دلیل عدم اشراف به اطلاعات در مسائل و اطلاعات در زمینه های مختلف در دامنه ی این کوه قرار داریم و دید ما جامع و مبسوط نیست…پس امثال ما نظرات و بیانات خود را عرضه می داریم، ولی به حکم منطق و عقل تصمیم نهایی را به ولی عادل حکیم مدبر شجاع…می سپاریم تا ایشان کشتی را به سر منزل نهایی خود رهنمون سازد،زیرا با مشاهده از قله ی کوه تصمیم گیری بهتر صورت می پذیرد…
    و هدف غایی این انقلاب و نظام اسلامی تامین توامان هر دو گزینه ی سعادت دنیوی و اخروی که منتج به لقاء الله می گردد، با هم است که کاملا با نظامات دیگر که فقط نگاهشان به دنیاست در تضاد و تعارض است،که متاسفانه مع الاسف می توان مشاهده نمود که بر خلاف ادعاهای غرب و سایر متحدان و ….نتوانسته اند ،حالا اگر خوشبینانه در نظر بگیریم که موجبات آسایش را برای تمامی مردمانشان اگر توانسته باشند فراهم آورده باشند،ولی موجبات آرامش آنها را در این دنیا به هیچ وجه من الوجوه نتوانسته اند فراهم آورند،و شاهد بر این مدعا فراوان است تا برسد به تجهیز آخرت مردمانشان…

  8. رهسپاریم با "ولایت"تا"شهادت"... says:

    و موضوع دیگری که از قلم افتاد این است که ولایت فقیهی که در نظر امام خمینی این پیر سفر کرده ،ادامه ی ولایت رسول الله است ،که در سیره ی آل الله هم به وضوح مشاهده میشود که فرموده اند قریب به این مضمون که طوری در این دنیا عمل کن که گویی فردا دیگر نیستی،و طوری عمل کن که گویی سالیان سال در این دنیا زنده هستی،پس چگونه استدلال می شود که حاکمیت ایران صرف آرمان آینده نگریست و به حال و وضعیت فعلی نمی پردازد؟!

  9. حمزه رمضانی says:

    محمد جان عزیز دلم اینایی که گفتی بیشتر از اینکه بدونم بهشون اعتقاد دارم و قبولشون دارم من با حرفای تو مشکلی ندارم من با صغری کبری تو مشکلی ندارم من با نتیجه گیریتان مشکل دارم شما جوری دارید در یک معادله عدد میگذارید که چیزی جز نا معادله نصیبتان نمیشود . ما که بودایی نیستیم فقط بگیم درون وجود دارد و بیرون توهمی بیش نیست . تعادل در اسلام از تضارب بین دنیای ذهن و بین دنیای آفرینش مادی حاصل میشود .. در ضمن اگر حرفی که در مورد رهبر زدید اعتقاد کامل دارید معلوم میشود ولایت فقیه را درست نشناختید . ایشان حتی اگر به اندازه یک اپسیلون اگر از روی علم عملی خلاف گفته هایشان رفتار نمایند از درجه اعتبار ساقطند . ایشان یک انقلابی اند نه یه دیپلمات . . در ضمن اگر اینجوری بد تویح میدم بخاطر اینکه با موبایل دارم مینویسم . آنهم نه درون خانه به خاطر آنتن بالای کوه مس

    • محمد says:

      به نظرم از مطلب اصلی آقا میلاد دور شدیم
      اما برای چند جمله… به نظر من اعتباریات(و نه همه بیرونیات) همگی توهم اند. به این معنی که موهومی و غیر حقیقی و مجاز اند
      شناخت اعتباریات هم با یک سوال ممکن میشه: ما برای امتحان دادن به این دنیا آمده ایم.چه پارامترهایی از ما در نزد خدا حاوی ارزش و نمره است؟ هرچه غیر اینها، رنگ و لعاب و وهم و مجاز یا همون اعتباریات خود ساخته بشر است
      و در مورد تضارب بین دنیای ذهن و دنیای آفرینش مادی … این درسته ولی ذهن مبتنی بر پارادایم های مادی و انسان محور، دنیای آفرینش مادی رو فقط ماده اولیه جهت نیل به اهداف شخص خودش میبینه اما ذهن انسان خدا محور، دنیای آفرینش مادی رو هم آیات الهی میبینه و قابل احترام
      به نظرم ما از نفی این اعتباریات ترس داریم چون ملاک ها و شخصیتمون با این اعتباریات تنیده شده و میترسیم که با نفی اونها فرو بریزیم و عریان بشیم. اما چه بهتر که همینجا فرو بریزیم قبل از اینکه محکمه الهی برپا بشه و اعتباریات رنگ ببازن و اونوقت دیگه فرصتی نیست

  10. نسیم says:

    یه مدت خواستم فقط با وازگان فارسی صحبت کنم بعد از چندوقت متوجه شد‌‌‌‌‍م اهنگ خوب کلامم بخاطر همون کلمات بیگانه ای بوده ک فکر میکردم نباشن بهتره….«خیلی وقتا چیزایی ک فکر میکنیم بدن و وصله ی ناجور دقیقا عکس تصور مااَن»خواستم قرص و داروهای شیمیایی استفاده نکنم وبا میوه سبزی و…خوددرمانی کنم…ولی سودی ندارد …زمانی این راهها جواب میده که برگردی و حداقل یه قرن عقبتر زندگی…گفتم وقتی میوه و سبزی ای که میخوری و هواییی که نفس میکشی شیمیاییه پس حرف نباشه نسیم جان! واقعا جرات میخواد سرطان داشته باشیو بری روستا زندگی کنی بدون هیچ دارویی که خوب شی!!!
    و چه بسیارند کسانی که با شیمی درمانی درمان شدند…..
    همه ی حرفاتونو قبول دارم خیلی جاهای زندگیمون تلخه….واسه خودمون درد میسازیم و بعد درمان…اما زندگی امروز همین است….همه بریم روستا که روستا میشه شهر…چجوری تهران نرم درحالی که متاسفانه بهترین هرچیز اونجاست…بهترین دانشگاه بهترین پزشک بهترین استاد بهترین….وقتی در کشور عدالت نیست همه چیز بهم میخوره…
    وقتی هرکس سر جای خودش نیستو نمیخواد باشه…وقتی کشور در فقر شدید معمار و معماریه و میگن کشور از این جهت اشباعه… وقتی جمله ی « هرکسی را بهر کاری ساختند» باور نمیشه وهمه میخوان پزشک شن ..وقتی میری خرید جنس ایرانی میارن روت نمیشه نگاه کنی و…من باید آینده ی ایرانمو چجوی ببینم؟؟؟؟؟
    بابت پراکنده گویی هام شرمنده ام خودتون بهم گرهشون بزنید!

    • محمد says:

      به نظر من هم جرات میخواد… ولی نه فقط جرات… دانش و جرات توأمان. شاید ماها دانش کافی برای این مسیر جایگزین رو کسب نکردیم و صرفا از منظر صلبی میخواهیم مسیر قبلی رو کنار بگذاریم ولی بخش ایجابیمون لنگ میزنه.. و نتیجه این میشه که در چند تجربه اول شکست میخوریم و برهان های محکم و کافی برای رد روش سنتی حاصل میشه. حالا ما منتقدین سرسخت تری میشیم چون ادله کافی هم در دست داریم

      من حرفم رو با نفی اعتباریات شروع کردم. اگه کسی به اون مرحله نرسیده باشه، میتونه براهین محکمی برای نگه داشتن سبک قبلی زندگیش اقامه کنه مثل اون لیست ترین ها”ی شما. من ادعا نمیکنم نفی اعتباریات کار ساده ایه حتی میشه گفت خیلی هم سخته ولی اگه بشه چی میشه”

      نمیدونم امروز نظر آقا میلاد در مورد کاری که در فرودگاه هیترو لندن برای تحمل گرسنگی و مبارزه با سبک زندگی غربی انجام داد چیه ولی من از اون خاطره خوشم اومد. البته این نوع تحمل ها هم در دسته ی امور صلبیه قرار میگیره و شاید، شاید کمی راحتتر قابل اجرا باشه تا گشتن و پیدا کردن و یا حتی ساختن راه های جدید

      در انتها ولی نه کم ارزش: همه جای حرفم اشاره کردم به “حد امکان”. میدونم که سنگ بزرگ نشانه نزدنه و بیشتر از اون هم توقعش ستمه. ولی بیاید حداقل سعی شایسته ای انجام بدیم. و به نظرم اولین گام لگام زدن به نفس سرکشه تا ما رو در بزنگاه ها شرمنده ی خودمون نکنه. و چیست تقوا …؟

  11. حمزه رمضانی says:

    میلاد ، باورم نمیشه که بچه های کف خیابون فقط شعار باشه. همه میگن قشر ضعیف و مردم عادی اما پای عمل حتی بهترینهای انقلاب هم فراموش میکنند جهاد بی نظیر این قشر . من دیگه حرفی ندارم . امیدوارم همه هدایت بشیم . دیگه از شما هم نا امید شدیم. یا علی

  12. جواب محمد و مجتبی و بقیه دوستان says:

    اول :سلام
    دوم :دوستان تا اونجا که تونستن از مضرات تکنولوژری برامون گفتند تا جایی که اصلا چه نیازی به انرژی برق داریم و از اینجور صحبت ها (البته همونطور که نمی دونید بعضی از چیزهایی که توی طبیعت وجود دارند ذاتا ایجاد آلودگی می کنند مثل گاوها که منبع اصلی تولید گاز متان هستند یا امواج نوری که به خودی خود به خاطر ماهیت آشفتگی که دارند مخرب و بر هم زننده تعادل اند. بگذریم) اما از یک نکته مهم غافل شدیم چیزی که منو نگران می کنه اینه که بعضی از دوستان اونقدر در فضای دوری از استیت و ماشین جنگ مدنی و … قرار گرفتند که هدف اصلی رو فراموش کردند اگر تکنولوزی نباشه این رایانه و اینترنتی که من و شما داریم باهاش کار می کنیم هم نبود خب حالا اهمیتش چیه و اون نکته مهم که گفتم چیه؟
    جهانی شدن انقلاب،‌
    مگه این آرمان امام خمینی نبود؟ خب اگه ما از تکنولوژی عقب بمونیم چطور باید آرمانهای خودمون رو به گوش بقیه دنیا برسونیم قرارمون این بود که ما سوار تکنولوژی بشیم نه تکنولوزی سوار ما نه اینکه کلا بگذاریمش کنار
    بعضی وقتها دوستان حرفهایی می زنند که آدم دود از کله اش بلند میشه مثلا اینکه پرتاب ماهواره و انرژی هسته ای و این چیزها رو قبل از انقلاب هم میشد به دست آورد
    درست، اما شما واقعا فکر می کنید کسانی که تو این حوزه ها کار می کنن واقعا هدف نهایی شون صرفا پرتاب ماهواره و اینجور چیزهاست؟
    نه عزیزم مهندس جمهوری اسلامی باید خیلی کوته فکر باشه که ته آرمان هاش بشه این
    اتفاقا مهم اون پیامیه که پشت چنین اقداماتی وجود داره که دقیقا با جهانی شدن انقلاب ربط داره شما وقتی با یه دانشمند یا مهندس خارجی صحبت می کنی خوب می دونه که برای کارش از مواد خامی استفاده می کنه که به قیمت استعمار و فقر و بدبختی آفریقایی ها تموم میشه اما چرا با این وجود دم بر نمی یارن؟ چون اعتقاد دارند که پیشرفت هزینه خودش رو باید بده و از اینجور حرفا
    حالا وقتی ایران که نه تنها کشور های دیگر رو غارت و استعمار نمی کنه بلکه خودش هم تحریمه به یک جایگاه علمی میرسه یعنی چی؟

    کاملا دغدغه هاتون رو درک می کنم در بعضی موارد هم با شما هم عقیده ام اما قبول کنید که تقوا و انسانیت اگر صرفا برای شخص باشه و حرفی برای گفتنن در دنیا نداشته باشه بی فایده است مگر نه اینکه می خواهیم با تقوا به ظهور امام زمان کمک کنیم؟ خب آیا برای همین ظهور آمادگی و بیداری همه انسان های جهان لازم نیست؟
    آیا نباید از همین ابزار استفاده کنیم تا به هدف مهم تری برسیم؟ البته قبول دارم که همواره باید مراقب بود که در این امکانات مادی غرق نشویم بلکه صرفا به عنوان یک وسیله (و نه بیشتر) از اونها استفاده کنیم نه اینکه کلا بریم یه گوشه دور تو روستایی جایی زندگی کنیم که فقط دین و سلامتی خودمون حفظ بشه و بس

    • محمد says:

      سلام
      خداوند جهان را درنهایت تعادل آفرید. به نظرتون در سده ی اخیر چند نفر بر اثر گاز متان تولید شده از گاوها مردند. ولی به بهانه همین تکنولوژی چه مواد مضری رو که ما به منازل و اتاق هامون و حتی در رگ هامون راه ندادیم
      شما حتما قدرت گوشی های موبایل رو در برشته کردن دانه های سفت ذرت دیدید.یه بررسی بکنید و الباقیه مواد مضر گوشیتون رو از قبیل
      Beryllium-Lead-Mercury-Arsenic-Antimony-Cadmium
      مورد مطالعه قرار بدین و حتی فراموش کنین که بخش اعظم این مواد اولیه از معادن کشورهای تحت “استعمار نو” بدست میاد و آغشته به خون هزاران انسان بیگناه است
      اگه یک تحلیل هزینه-منافع انجام بدیم متوجه میشیم که حمل همچین وسیله ای عاقلانه و انسانی نیست ولی امروز موبایل یکی از مشهورات زمانه است که مخالفان خودش رو متهم به غارنشینی خواهد کرد … و این خود دلیل محکمی بر پیروزی و سیطره نظام سلطه است که دوست و دشمن، مخالفت با سبک زندگی مورد نظر او را بر نمی تابند

      از جهانی شدن فرمودید. به نظرم با این خر لنگ تکنولوژی نمی توان افکار مردم جهان رو سیر کرد. من رهبری می شناسم که انقلابی جهانی بپا کرد بطوری که حتی کسی که چهرش رو ندیده بود و صداش رو نشنیده بود ، حاضر بود براش جان بده. امثال اویس قرنی ها کم نبودند و یا حتی انقلاب خود ما. به نظرتون امام منهای تکنولوژی نمی تونستند در فکر میلیونها ایرانی تکثیر شوند
      تاثیری که ایت الله بهجت روی گیرنده های آماده ی اطرافشون تا محدوده ۲۰۰۰۰ کیلومتری میگذاشتند تا عمق جان نفوذ میکرد

      و جایگاه علمی… عزیز من ما داریم تو زمین اونها بازی میکنیم..اونها میگن اگه شونصد تا مقاله بدین تا ما باهاش محصول بسازیم و بعد خودتون رو باهاش داغون کنیم برنده میشن و میرین مرحله بعد. چرا هرکاری رو که اونها قبلا کردن، اگه ما الان بتونیم انجام بدیم پیشرفته محسوب میشیم

      این تکنولوژی همان میوه ی تخنه است که از درخت دانش به عمل امده. درختی که بنیانش بر انسان محوری و نفی حاکمیت مطلق خداست.
      ما اگر خیلی هم اشپز های ماهری باشیم باز هم با میوه های ناسالم و سمی نمی توانیم غذایی پاک و سالم درست کنیم

      البته بخش اعظم پیشرفت های ما هم نظامی بوده که ظاهرا میتونه ناظر به آیه “و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة” باشه
      ولی پیشرفت واقعی اونجاییه که مردم یه سرزمین، نه، یک محله، نه، یک خونه، نه، یک نفر (ان تقوموا لله مثنی و فرادا) به چنان اعتقاد راسخ الهی برسه که هیچ کدوم از این زخارف هواش رو هوایی نکنه

      • جواب محمد و مجتبی و بقیه دوستان says:

        دوباره سلام
        محمد جان، هم قطار عزیز فکر می کنم شما منظور مرا به درستی متوجه نشدید تاکید کرده بودم که در خیلی از موارد با نظرات قبلی شما موافقم و فقط با اون قسمت که تکنولوژی را باید کنار گذاشت کمی مخالفم یعنی فکر می کنم د این مورد کمی تند رفتید

        در مورد آیت الله بهجت و پیامبر به نکات درستی اشاره کردی اما یک سوال:
        پیامبر که با ولایت معنوی شان قلوب جهانیان را تصرف کرده بودند پس چه نیازی به نوشتن نامه برای پادشاهان و یا فرستادن سپاه اسلام (در اواخر عمر شریفشان) به ایران و روم و … داشتند؟
        جواب واضح است چون هر کاری وسیله خاص خود را می طلبد (حتما داستان بیماری حضرت موسی را شنیده اید) حالا این وسیله هر چیزی می تواند باشد (تاکید می کنم تکنولوژی زده شدن نه استفاده از تکنولوژی آری)م
        اشاره فوق العاده مهمی به بحث نظامی کردی اما مگر همین رادار ها و اسلحه ها و مهمات و… مصداق تکنولوژی نیستند ؟ مگر سوخت فسیلی مصرف نمی کنند و آلودگی به وجود نمی آورند؟
        چرا، اما می دانیم که با شمشیر نمی توان به جنگ تفنگ رفت و بسیار زیبا به آیه شریفه استناد کردی اما به من بگو آیا فقط جنگ فیزیکی مصداق آیه “و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة” است؟ آیا باید در مقابل جنگ نرم و فیلم ها و کارتون هایی که با سبک زندگی ما سازگار نیست استفاده از رسانه را تعطیل کنیم یا باید روایت فتح بسازیم؟ بله آوینی در ساخت روایت فتح از همین تکنولوژی ها استفاده کرد اما انصافا بگو آنچه به ما ارائه داد غذایی مسموم و ناپاک بود یا یک شاهکار؟
        در مورد اشاره ای که به مقالات علمی کرده بودی از آن جاهایی است که کاملا با تو موافقم و اتفاقا از منتقدین این قضیه هستم و جمله آخر نظرت را در راستای تایید نظر قبلی ام می دانم اما منظور من از علم چه بود؟
        منظورم از علم کاری است که امثال شهید حسن شاطری(حسام خوشنویس) ها کرده اند اگر درباره شخصیت ایشان کمی تحقیق کنید متوجه می شوید که به معنای واقعی یک ماشین جنگ مدنی بود اما یک مهندس….
        http://www.fardanews.com/fa/news/248360/خاطراتی-ناب-از-سردار-بازسازی-لبنان-حدیقة-ایران-را-چه-کسی-ساخت-پیرزن-لبنانی‌ای-که-از-امامره-می‌گفت
        لینک زیر را هم ببینی خالی از لطف نیست:
        http://www.teribon.ir/archives/256358/%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%b6%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af.html

        ببین محمد جان من دنبال القای طرز فکر خود به شما نیستم اما قبول کن وقتی می توانیم این انقلاب را ادامه دهیم که همه ما با هر تخصص و تجربه ای همه توان و آنچه داریم را به صحنه آوریم. همان اتفاقی که قبل از انقلاب افتاد و همه را از بقال تا استاد دانشگاه و دکتر و مهندس و….. زیر پرچم حق متحد کرد اما به این ایمان دارم که امثال من و هر آنچه می آموزیم و درس و حساب و تخصص و … همه و همه وسیله ایم و این خداست که بر سر ما منت نهاد و ما را وسیله ای کوچه در راهش قرار داد و صد البته اگر دستاوردی هست اول با تقوا به دست آمده بعد با علم.

      • Anticipator says:

        برادر جان محمد، قبول کن که آنچه می گویی کمی غیر منطقی است
        اگر تصرف قلوب مردم توسط پیامبر اکرم برای امر رسالت شان کافی بود پس چرا آن بزرگوار سفیرانی را به اقصی نقاط شبه جزیره عربستان فرستادند تا قرآن بخوانند و مردم را از اسلام مطلع کنند؟
        امروز هم ما باید کاری مشابه انجام دهیم فرض کن یک نفر در یک کشور اروپایی شاهد توهین به مقدسات مسلمانان می شود و می خواهد دلیلش را بداند و با آیین اسلام آشنا شود قطعا او در ابتدا در اینترنت به دنبال جست و جو می گردد حالا اگر ما در این حوزه فعالیتی نکنیم و میدان را خالی کنیم دو حالت پیش می آید:
        یا تحت تاثیر تبلیغات غلط و اسلام هراسی و … قرار می گیرد و حقیقت را در نمی یابد
        یا اینکه تحت تاثیر تبلیغات وهابی ها که اخیرا در این حوزه ها بسیار فعال شده اند و ظاهری زیبا از مذهب جعلی شان نشان می دهند قرار می گیرد که در این صورت هم به نظر من باز به حقیقت دست نیافته

    • نسیم says:

      با دیدگاه شما موافقم

  13. immortal says:

    سلام
    تازه یچیزیم که هست اینه که حتی مطالب علمی دانشگاه‌ها بروز نمیشن. تو دبیرستان میان کتابتا رو طبق نظریات جدید تغییر میدن بعد دانشگاه که میری میبینی اون چیزایی که تا حالا خوندی رو باید فک کنی اصن نخوندی، بریزیشون دور!!!
    .
    .
    اجازه هست لینکتون کنم؟؟

  14. reza says:

    سلام.چرا تو گوگل پلاس فعال نیستی؟ فکر کنم بسی بهتر از وبلاگ باشه

  15. ناشناس says:

    سلام.ببخشید که مطلبم ربطی به متن شما ندارد.میخواستم خواهش کنم اگر ایران هستید .دوره ی مستند سازی مقدماتی بگذارید.باتشکر

  16. جواب محمد و مجتبی و بقیه دوستان says:

    این کلیپ رو گوش کنید (به خصوص اگه فکر می کنید رهبر به خاطر برد استراتژیک صحبت هاشون از علم دفاع می کنند.)م

    http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/16971/13900524_3300_128k.mp3

    • محمد says:

      واقعا از این حرف های من بوی ضد علم بودن میومد؟ ؟ من میگم مسیر علم حقیقی منحرف شده و ما داریم بصورت کاملا علمی محیط و خودمون رو که هر دو به امانت به ما سپرده شده اند رو نابود می کنیم
      در ثانی، با عنایت به بیان صریح پیامبر(ص) و ایضا حضرت امیر و ائمه که در تعقیبات نماز هم گنجانده شده: “اللهم انی اعوذ بک من علم لا ینفع ” پس هر علمی بواسطه علم بودن مفید نیست
      متن من هم هنوز موجوده…در مورد استراتژیک بودن فرمایشات رهبر در اون مسائل ذکر شده، عرض بنده معطوف به مواردی بود که اشاره کردم، خصوصا انرژی هسته ای
      وانگهی، امروز اونی اول صف علم ایستاده داره از این تکنولوژی هسته ای دوری میکنه و مبتنی بر آموزه خود ما مبنی بر “الانسان حرص علی ما منع” داره ما رو مشتاق بیراهه میکنه
      جهان در حال فاصله گرفتن از انرژی هسته ای است. یک نگاهی به مطلب زیر بفرمایید

      http://shafaqna.com/persian/shafaqna/item/68433-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D8%AB%D9%87-%D9%81%D9%88%DA%A9%D9%88%D8%B4%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A2%D9%86-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7.html

    • مجتبی says:

      به نظرم خیلی روشن کننده بود. البته روایت “العلم سلطان” در نهج البلاغه و یا در غرر الحکم و درر الکلم هم نیومده بلکه در کتاب شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید از قول حضرت علی ع آمده و شما بهتر از من میدونید که ابن ابی الحدید معتزلی بوده یعنی عقل خود را به تنهایی برای پیروی از اسلام راستین کافی می دانسته و به سنت و عترت پیامبر توجه چندانی نداشته
      حال آنکه حضرت امیر آنجا یی که به صراحت علم را تعریف میکنند میفرمایند
      اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّینِ وَ هُوَ عِلْمُ مَعْرِفَةِ النَّفْسِ وَ فِیهِ مَعْرِفَةُ الرَّبِّ عَزَّ وَ جَلَّ : علم را فرا بگیرید اگر چه در چین باشد ؛ و آن علم شناخت نفس می باشد که معرفت پروردگار نیز در آن است. (بحارالأنوار ،ج۲ ،ص۳۲

      • جواب محمد و مجتبی و بقیه دوستان says:

        خیلی خوب شد به جای خوبی در بحث مان رسیدیم
        محمد جان همه آن چیزهایی را که در لینکی که گذاشتی نوشته شده بود را من از حفظم و این را هم باید اضافه کنم که هر تکنولوژی خطرات خاص خود را دارد و البته این را انکار نمی کنم که در زمینه هسته ای این خطرات بیشتر است پس دو راه داریم یا باید کلا انرژی هسته ای را کنار بگذاریم و یا به ایمن سازی بیشتر پرداخت (یعنی حل مساله به جای حذف صورت مساله) حال اگر انرژی هسته ای را کنار بگذاریم عملا یعنی فقط تا ۷۰-۸۰ سال دیگر که نفت و گاز داریم می توانیم از برق استفاده کنیم و پس از آن استفاده از برق…..م
        حالا شاید با خود بگویی که چه بهتر اما اگر واقعا با علم مخالف نیستی این را بدان که با نبود الکتریسیته خیلی از علوم متوقف خواهند شد حتی بعضی از حوزه های علوم انسانی مثلا دیگر نمی توانی مستند بسازی چون دوربین با برق شارژ می شود و یا نمی توانی از اینترنت استفاده کنی چون برق می خواهد بسیاری از فعالیت های عمرانی متوقف خواهد شد و….م
        و مهم تر از همه آن چیزی است که قبلا هم گفته بودم با نبود این چیزها نمی توانی حرفت را به گوش دیگران برسانی

        و در جواب شما مجتبی جان اینکه حدیث ابتدای کلیپ از کجا آمده را نمی دانم و اصلا به من ربطی ندارد چون شخص دیگری از این حدیث استفاده کرده که اتفاقا حدیث و رجال می داند
        صد درصد مهم ترین علم شناخت نفس است اما صرفا آن نیست که اگر چنین بود هیچ گاه امام صادق علیه السلام شاگرد شیمی دانی هم چون جابربن حیان نداشت

        • محمد says:

          سلام
          دوست عزیز اگه حفظ بودن چیزی میخواست ملاک قرار بگیره ما الان باید کرور کرور عمار و یاصر و سمیه و ابوذر و سلمان میداشتیم. ما نیاز به یقین داریم وگرنه در احوالات عالم بی عمل بسیار سخن رفته است
          و این جمله معروف (حل مسئله بجای پاک کردن صورت مسئله). از ۳۰۰ سال پیش هر تیغه ی دولبه ای که ساختیم که یک لبش ظاهرا پیشرفت و لبه ی دیگرش خودزنی بوده، همیشه یک نفر پیدا شده که این جمله ی حکیمانه رو گفته و بشر همچنان به کارش ادامه داده. ولی نمی دونم چرا حاصل این جمله حکیمانه عواقب مخربی داشته. ما کشور جهان سومیم.. باشه قبول .. پس چرا در کشور های پیشرفته کسی این مسئله هارو حل نمی کنه؟ آلودگی هوا همچنان قربانیانش رو بصورت حاد و مزمن به کام مرگ میفرسته. نازک شدن لایه اوزن..گرم شدن کره زمین و آب شدن یخچال های طبیعی و بالا اومدن سطح اب دریاها..آلودگی خاک ها و گیاهان و خوراک خود ما انسانها
          میدونید … مثل همین فشن اسلامی و یا بانکداری اسلامیه … میگن ما بجای پاک کردن صورت مسئله، حلش میکنیم .. حالا شما بیا بگو اخوی ذات این کار مشکل داره

          و عزیز شما چقدر میترسی که اینترنت و دوربین و این جور چیزا نباشه… انسانها چندین هزار سال بدون وسایل دیجیتالی حرفشون رو به گوش بقیه رسوندن. عمر اینترنت در ایران نهایتا ۲۰ ساله . به نظر من دیجیتال و دوربین اساسا در انتقال مفاهیم دینی بسیار ناتوانه . شاید بتونه اطلاعات دینی رو منتقل کنه که اون هم با سرعت کمتر، بدون اون میتونه انجام بشه ولی در کسی موثر نمی افته. مفاهیم دینی بسیار درونیه
          ما چون مطمئنیم که اطلاعات روی اینترنت هست، دیگه به فراگیریشون نمی پردازیم برای همین خودمون سنگین نمی شیم و به عنوان وزنه محسوب نمیشیم و فقط میخوایم پشت این جهان صفر و یکی قایم بشیم
          مثلا آقای قرائتی … به نظرم حتی ندونه که مفهوم لینک چیه اما بالای یک میلیون لینک به مطالب ایشون میرسه. به این میگن وزنه بودن

  17. شهاب3 says:

    آیا الگوی اسلامی مد یک فشن شو دولتی است؟
    یادداشتی از میلاد ذوالفقاری به بهانه سومین جشنواره مد و لباس فجر

  18. سکینه says:

    سلام اپیکباز خدا قوت، امیدوارم که حالتون خوب باشه و همیشه خوشحال، پیشاپیش عید باستانی عید نوروز رو بهتون تبریک میگم انشاء اله سال پر برکتی براتون باشه با کلی اتفاقای قشنگ و دوست داشتنی… موفق باشید و پیروز

  19. صور says:

    سلام و عیدتون مبارک.
    با نظرتون موافقم.
    گپی که امروز بین نظام اقتصادی و دانشگاهی ما وجود دارد و هر روز هم به آن اضافه می شود مقدمه ساز بسیاری از معضلهاست
    خیلی مسائل مثل فرار مغزها هم در همین قالب می گنجد؛ در واقع علمی که دانشجو در دانشگاههای ما می آموزد به درد این جامعه نمی خورد و این عدم تجانس باعث این بحران در سیستم آموزشی ماست.
    اینجاست که ضرورت سخن رهبری درباره جنبش نرم افزاری و تولید علوم انسانی ایرانی_اسلامی مشخص می شود

  20. سکینه says:

    سلام اپیکباز، خداقوت، امروز بیستم فروردین، روزملی فناوری هسته ای و هنر انقلاب اسلامی تبریک و سالروز شهادت شهید اهل قلم سید مرتضی آوینی رو به شما هم وطن عزیز و مستند ساز توانمند تسلیت می گم. مؤفق باشید و همیشه سرفراز

  21. محمد says:

    سلام
    امروز به نام آقا سید نام گذاری شده بود. اون روزها آقا سید بدون تعصب به مسائل نگاه میکرده
    باور کنید برای اولین بار مقاله ی “دیکتاتوری‌ اقتصاد‌‌” رو از ایشون خوندم و ذوق کردم

    آقا سید، حرف ما رو که کسی نمی خره … شما که سید شهیدان اهل قلمی و ضد علم نیستی و از راه طی شده با ما سخن میگی، این دوستان رو راضی کن(البته مراقب اعتبار خودت هم باش که مخدوش نشه).!۰

    این هم لینک مقاله
    http://www.aviny.com/article/aviny/Chapters/DiktatoriEghtesad.aspx

    • جواب محمد و مجتبی و بقیه دوستان says:

      سلام
      این آخرین نظر من با این نام کاربری در اپیکباز است
      محمد عزیز من یک بار دیگر نظرهایی را که نوشته بودم مرور کردم من هیچ وقت به شما توهین نکردم یا القابی مثل ضد علم را به شما نداده بودم و بارها تاکید کردم که با بخش های زیادی از گفته های شما موافقم و همه تلاشم را کردم تا با صمیمانه خطاب دادن شما این نکته را به شما بفهمانم اما گویا شما از دست من ناراحت شدید که اگر اینطور است از شما عذر می خواهم لحن نظر آخر شما طوری بود که یک آن احساس کردم که رفتار من با شما مثل رفتار کسانی بوده که سید مرتضی را تخریب می کردند که اگر اینطور است به خدا پناه می برم و از شما پوزش می خواهم

      و درباره نقطه کوچکی که اختلاف نظر بین من و شما بود هم قانع شدم، حق با شماست

      در ضمن آوینی فقط عزیز دل شما نیست….م

Leave a Reply to حمزه رمضانی Cancel reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>