اگر اهل حماسه نیستی لااقل حماسه کش نباش

گره، میلاد دخانچی،‌ ایران، تورنتو، انقلاب و سبک زندگی

چند کلامی با طرفداران جلیلی و روحانی

پایان تحولخواهی دولتی

دولت مدرن جای سلطه هژمونیک، مدیریت ساکنان قلمرو تحت فرمان، حفظ منافع ، مدیریت بهداشت شهروندان، نظام مند کردن بازار و تعظیم دربرابر اقتضایات سرمایه داری و در یک کلام جولانگاه حفظ وضع موجود با اندکی تمایل به چپ و راست و از این حیث نه با آرمانخواهی انقلابی نسبتی دارد و نه با جنش مدنی و دموکراسی

امروز همه میدانند انچه در غرب نیز دموکراسی خوانده میشود چرخش قدرت از یک شبکه به شبکه ای دیگر برای پیشبرد منافع سرمایه داران است و انچه دموکراسی به معنی افزایش مانور مردم و پاسخگویی اهالی قدرت است متعلق به فضاهایی خارج از استیت است. همچنین در خود مغرب زمین، تحول خواهان رادیکال تمدنی نیز میدانند که دولت امروزی با چارچوب فلسفی مدرن متولد شده است و حضور در ساز و کار آن تنها منطق مدرن را بازتولید میکند و استیت مدرن همه چیز تولید میکند غیر از آلترناتیو

شانزده سال پیش بعضی در سودای “اصلاحات” و تحقق “جامعه مدنی”به صندوق رای دولت پناه آودند و ۸ سال پیش عده ای دیگر در سودای تمدن سازی انقلابی با نگاهی مشابه به بالارفتن از نردبان دولت مدرن متوسل شده اند. از ۱۶ سال پیشی ها عده ای (‌اگر نگوییم نسلی) سرخورده درآمد که یا سر از رادیوهای بیگانه اوردند و یا جذب بازار شدند و از ۸ سال پیشی ها متولیان مراکز فرهنگی و رسانه های نفتی و بورژوازی حزب اللهی پدید آمد

بنابراین از این صندوق رای که از قضا امانتدار خوبی است نه “دموکراسی سبز” و “مطالبات مردم” بیرون می آید و نه “اسلام ناب” و”مقدمات ظهور.” از این صندوق تنها سلیقه ای در نوع اداره جامعه شبه مدرن ایرانی و شبکه ای جدید از اهالی قدرت بیرون می آید. شبکه ای که بلا استثنا چه مسلمان چه لیبرال، همه هژمونیک و قدرت طلب هستند

به عنوان طرفدار گفتمان انقلاب اسلامی امروز شاهد خسارتی عمیق از جانب آنانی هستیم که این گفتمان فرهنگی آلترنتاتیو خواه را به ابزار تبلیغاتی تصاحب استیت مدرن تبدیل کردند و آنرا لغلغه زبان قدرت سخت و ژورنالیسم زرد کردند. زمان آن رسیده است که تحول خواهان انقلابی اگر هنری و حرف و یا به معنی واقعی کلمه “گفتمانی” دارند آنرا خارج از استیت دنبال کنند و گفتمان انقلاب را به کنترل تورم و ورزش قهرمانی و تولید سرمایه دارانه و مذاکرات موش و گربه ای آلوده نکنند

با همین نگاه زمان آن رسیده که لیبرال مابان غربگرا صندوق رای را با اکتیویسم اجتماعی و سیاسی اشتباه نگیرند و واقعیتگرا باشند و توهم بروز و ظهور مدینه فاضله لیبرالی را از برگ رای خود نداشته باشند و فراموش نکنند که هر آنکه از صندوق بیرون بیاید رییس جمهور همه است

نه رای نیاوردن آقای جلیلی  و نه به قدرت رسیدن آقای روحانی شاهد مثالی از افول گفتمان انقلاب و گرایش مردم به غربگرایی سیاسی است

تنها راه مقاومت در برابر وضع موجود خلق آلترنتیوهای تمدنی، خارج از استیت است. اتفاقا تنها در این فضاهای غیر استیتی، نظریه پردازیهای انقلابی و کاربلدیهای روشنفکرانه میتوانند همدیگر را دریافته، در ساخت تمدن و فضایی متفاوت با همدیگر همراه شوند. مگر همه ما، چه “سبز” چه “حزب اللهی” چه “غیرسیاسیون سیاسی” چیزی جز تغییر وضع موجود میخواهیم؟ اگر ماها در فضایی خارج از استیت با هم قهوه خوردیم آنجا میتواند شروعی برای مقاومت دربرابر وضع موجود باشد

Posted in Uncategorized | ۵۸ Comments

58 Responses to

چند کلامی با طرفداران جلیلی و روحانی

  1. مریم says:

    خیلی زبان اصلی بود ولی چیزهایی فهمیدم

  2. محمد says:

    سلام.
    آقا میلاد، من هر چه فک میکنم نمیتونم کاملا بپذیرم که استیت مدرن با نظام حکومت داری اسلام سنخیت نداره. لطفا اگر میشه توضیحات خودتون رو در این باره از اجمال به تفصیل بیارید.
    تشکر

  3. خواننده says:

    سلام خواهشا دیگه حداقل در حد لیسانس صحبت کنید که بتونیم استفاده کنیم!

  4. هویتنا says:

    سلام برادر عزیز
    از برنامه گره با نگاه شما گره خوردم و جالب بود که ظاهرا از انقلاب دوری
    اما از بسیاری از نزدیکان نزدیک تری

    …ن
    اما در مورد این پست باید بگم که
    ترکیبی است از تحلیلی عمیق و راه حلی ساده
    اینکه ما ایرانیان مسلمان انقلاب کرده انتظاراتی از ساختارهای مدرن داریم که با ذات آنها تناسب ندارد
    حرف دقیق است
    اما راه حل شما این است که رها کنید و به دنبال تمدن و سبک زندگی متفاوت خود در محیطی بیرون از استیت بگردید
    اما میلاد عزیز نکته در همین است که اولا استیت به شما چنین فضایی نمی دهد و اساسا چنین فضایی باقی نمانده
    و ثانیا امام خمینی با دیدن راه حلهای مختلف و با خودآگاهی تصمیم گرفت خیمه دین را در داخل استیت بنا کند
    شاید بگویی تناقض است یا نمی شود یا …
    اما امام نه در عرض و نه بیرون و در رقابت با استیت عمل نکرد
    بلکه تصمیم گرفت استیت را ازدرون تغییر دهد
    و دموکراسی را
    و تمدن و سبک زندگی را
    چیزی که پیچیده است و گمان ما بر این است که شدنی نیست
    اما همچنان شاهدیم ک ه آیت الله خامنه ای همان مسیر را دنبال میکند
    و شاید این تنها راه باشد

  5. rad says:

    سلام
    گفته اید :”به عنوان طرفدار گفتمان انقلاب اسلامی امروز شاهد خسارتی عمیق از جانب آنانی هستیم که این گفتمان فرهنگی آلترنتاتیو خواه را به ابزار تبلیغاتی تصاحب استیت مدرن تبدیل کردند و آنرا لغلغه زبان قدرت سخت و ژورنالیسم زرد کردند.”
    کاملا موافقم فقط این فضای خارج استیت برای صرف قهوه دقیقاً کجاست!؟

    • فتانه ارجمند says:

      سلام.
      من فکر میکنم فضایی خارج ازاستیت ، جایی باشد که بجای این تکاپوی بی حاصل برای حزبی گرایی بی کارکرد و شاید ناقص ، همه برای پیشبرد اصول انقلابی جمع شوند. نه اینکه حالا اینطور نباشد اما مدام داریم به جاده خاکی میزنیم وبا حزبی گراییی های که حاصلش ارزانی و یا گرانی، تحریم ویا عدم تحریم است ،‌از آنچه بخاطرش انقلاب کردیم فاصله میگیریم و به پای صندوق های رای میرویم درحالیکه خودمان هم میدانیم پرازتناقضیم. !
      در این فضا افراد به پاس ایده هایی از جنس تحول و پیشرفت در یک بافت انقلابی و نه حزبی گرایی ها ومنافع های سیاسی همدیگر را میشناسند و به گفتمان میپردازند.و دراین بافت است که برای آینده کشور تصمیم گرفته میشود بی آنکه نگران این موضوع باشیم که اگر این فرد بیایید آینده کشور تا ۴ سال دیگر این است و اکر فلان کس بیاید این است.

      البته این برداشت من بوده .

      • مهدی حسینی says:

        سلام.دارم نظرات بچه ها رو می خونم.آقا لطفا این گفتمان و گفتگو را جابه جا استفاده نکنید.گفتمان یعنی یک سری از افکار و خطوط فکری تقریبا همان ادبیات.مثه ادبیات انقلاب اسلامی…گفتگو ینی دو نفر با هم حرف بزنن.گنجی تو ی کتاب این رو تذکر داده بود!هر چند گنجی گرایشات اشتباهی داشته وقتی اون کتابو نوشته و الانم گندذش دراومده کلا!ولی خب این حرفش راسته!ء
        سرافراز باشید

  6. جهان says:

    سلام
    با کلیات بحثت موافقم، اما این موضوع را میشه شسته رفته تر و فارسی تر هم نوشت، مثلا جمله اول و ماقبل آخر را ببین، کاملا از لحاظ نگارشی مشکل داره… اما با اینکه حرفت را قبول دارم یادآوری می کنم که این مباحث فقط روی کاغذ منطقی به نظر می رسند اما امکان وقوع در عالم خارج را ندارند، زمانی فکر می کردم ایران ما اینطور است اما الان به این نتیجه رسیده ام که جهان ما ظرفیت به فعلیت رسیدن این مباحث را ندارد.قهوه خوردن در فضای خارج از استیت فقط قهوه خوردن است و لاغیر و هیچ فایده ی عملی بر آن مترتب نیست، آن ها که خارج ازاستیتند برای اجرایی کردن نظراتشان لاجرم باید وارد استیت شوند در غیر این صورت فقط در حد همان کتاب و قهوه خوردن باقی می مانند جز آنکه در این جهان طرحی نو در انداخته شود…
    لطفا فکری برای فارسی نویسی خودت و قالب راست به چپ وبت بکن…ممنون

  7. زهرا says:

    فارسی را پاس بدارید خواهشا
    چه نیازی به تکرار این همه کلمه ی بیگانه است؟!!!

  8. فاطمه says:

    آقای دخانچی به نظرتون الان یکم برای مقایسه و این صحبتادیرنیست؟!
    این لینک آقای پناهیان رولطفانگاه کنید،این چیزاباعث میشه جوون مملکت طغیان کنه نه نخ دادن تلویزیون های بیگانه…
    http://www.faraghlit.com/?p=4027

  9. فتانه ارجمند says:

    ما زودتر از یک شب مانده به انتخابات منتظر پست به این خوبی بودیم ..
    ممنون خیلی خوب بود

    .

  10. فاطمه هموطن says:

    بسم الله
    شما بفرمایید تعریفتون از این استیت که میگین چی هست؟
    به نظر بنده این استیت تعریف شده از نگاه شما در واقع سرچشمش همون دنیای مدرنی هست که دارین نقدش میکنید
    تمام مشکلات ما زمانی حل خواهد شد که اعتقادات خودمو ن رو بر اساس اسلام واقعی منطبق کنیم
    از رئیس جمهورش گرفته تا هر کس دیگه ای
    مهم اینه که همین فضایی که به نظر شما هیچ فرقی نمیکنه و مشکل رو حل نمیکنه کاملا کارساز هست
    همین جمله ی آخر شما کلی روش بحث هست!!!

  11. مشهدی says:

    به به به به!چه سخنان جالب و متفاوتی!ولی فکر میکنم یه جای کارت ایراد داره برادر…
    ۱راستش باور دارم که حتی خیلی از انقلابیها هم اگر معنای حقیقی ولایت فقیه رو بدونن،چپ خواهند کرد اساسی!ظاهرا مقصود شما هم از همه این حرفا همچین چیزیه:تأکید بر حکومت دینی بدون ناخالصی.اما ترمز لازمی!
    الان درک خواص هم از حکومت دینی ایدئال پایینه و زمان میبره تا فهمشون بالا بره،پس ازعامه مردم هم نباید توقعات”بالا” داشت.
    جوگیری چیز بدیه،خیلی بد!بحث من الان نقص سیستم ملت-دولت نیست.
    فکر میکنی کسی مثل علامه مصباح که عمرشو روی مباحث نظری گذاشته و تو این راه مو سفید کرده این چیزا رو نفهمیده و فقط شما فهمیدی؟یا مثلا یکی مثل آقای پناهیان،دچار احساسات و شور یک بچه هجده ساله شد که اینجوری اومد تو میدون؟!یعنی مثلا فریب قدرت طلبی سعید جلیلی رو خورد؟یا دلیل تأکید رهبر انقلاب بر حماسه سیاسی فقط جو دادن بود و ایجاد یک فضای نمایشی که فقط دهن دشمنا بسته بشه؟!و در تمام این قضیه به مردم به چشم یک ابزار نگاه شده؟؟

  12. مشهدی says:

    واقعیت اینه که علیرغم عدم آگاهی عام و خاص از عمق معنای حکومت دینی،مردم تعیین کننده هستن و همراهی یا عدم همراهیشون مسیر تاریخو عوض میکنه،مثل ماجرای سقیفه.و هیچ کس به اندازه امام و رهبری به اهمیت حضور مردم پی نبرد و هیچ کس به اندازه این بزرگان به مردم احترام نگذاشت…شکرخدا رهبری داره جامعه رو جوری هدایت میکنه که اون درک صحیح از حکومت اسلامی وپذیرشش در جامعه ایجاد بشه-البته خیلی آرام- و الان وضعیت خواصه که نگران کننده ست.
    میدونی نتیجه منطقی حرفای شما چیه؟رفتار حجتیه ای.طبق سخنان شما باید گوشه منزل جلوس کرد و مثل پیرزنها غر زد!و البته منتظر ماند برای اصلاح خود به خودی شکل حکومت!
    شما در برنامه گره-به هر دلیلی-با اظهار نظر آقای طاهرزاده راجع به امثال خاتمی و هاشمی مخالفت کردید و حالا به این راحتی انقلابیترین کاندیدا را به قدرت طلبی متهم میکنید،فقط چون از احمدی نژاد سرخورده اید.
    کم آوردن و چپ کردن احمدی نژاد دلیل نمیشود هر کس با شعار و رویکرد انقلابی وارد میدان شد،یا دروغگو و قدرت طلب است یا قهرا و جبرا سرانجامش انحراف و عذاب الیم است برادر!

  13. مشهدی says:

    هنوز فضای انتخابات شروع نشده،در یک افشاگری تاریخی میگی در دل پایداریها مشائی دیگری خوابیده…جزاک الله خیرا،واقعا مفهوم حماسه سیاسی را به اوج شکوفایی رساندی جناب اپیکباز!البته حرفت درسته چون در خود شما-و هر آدمیزاد دیگه ای- یک شیطان بالقوه یا مثلا عمر سعد موجوده،منتها شکل قیاس و صغرا و کبرا چیدنته که معیوبه.
    سرعت حرکت جامعه ما به سمت شکل مطلوب حکومت جوریه که تازه رهبرانقلاب اعلام کردن ممکنه اگر لازم شد،سیستم دوباره یه روزی پارلمانی بشه.اون وقت شما اینطور فعالیت انقلابیها رو میکوبی و هر نوع تلاشی رو از پیش شکست خورده اعلام میکنی…با ترجیع بند نیشن-استیت!
    واقعیت اینه که دولت-حتی با شکل فعلیش- مهمه.واقعیت اینه که سعید جلیلی یک مدیر مومن و انقلابیست و چون فرقی بین خودش و پیرزنهای غرغرو میدید وارد میدان شد و واقعا میتوانست سرعت حرکت ما به سمت اهداف انقلاب جهانی اسلام رو بیشتر کنه.البته این منافاتی نداره با اینکه فردا-خدای نکرده-بشه شمر ذی الجوشن.همونطور که منافاتی نداره با اینکه ممکن بود عاقبتش مثل رجایی به شهادت ختم بشه.والبته منافاتی نداره با اینکه انقلابیها باید بدون اتکا به دولت کار خودشونو بکنن و شدیدا فعال باشن.(که نیستن!)واقعیت اینه که برخلاف حرف اون سیاست بازی که یه عمره داره نون اسم برادرشو میخوره،احمدی نژاد واقعا خوب بود و مدتی نسبتا خوب عمل کرد و حالا دیگر نیست و نمیکند.و این اواخر عملکردش مردم رو دلزده کرد.این در کنار یه سری عوامل دیگه باعث شد نتیجه انتخابات چیزی بشه که دیدیم.ولی ما باید مواظب باشیم به جای عبرت گرفتن،کنار نکشیم!که اگر اینگونه شود به زودی باید”فریمهای ذلت”شماره دو را کلید بزنی.(یکش رو قبلا ثبت کردن.)

    • روزگار says:

      آقای مشهدی!بزرگان هر وقت خواستند از عمل به تقوا بگویند گفتند (ما) .بهتر بود مینوشتید در خود ما و هر آدمیزاد دیگری یک شیطان بالقوه موجوده.

  14. مشهدی says:

    راستی یه سوال:با همه اصراری که روی آلوده نشدن داری و حتی روی شکل و ادبیات حرف زدن بعضیا حساسیت نشون میدی که مثلا مدرنه و ریشه این کلمه فلان جاست و…چرا برای بیان نظر و ایده خودت غرق میشی توی ادبیات ابداعی دیگران در فلسفه و جامعه شناسی و علوم سیاسی و…؟؟واقعا برام سواله.
    بند آخر مطلبت به خوبی نشون میده افراط چه زود به تفریط میکشه.یاد مدل حرف زدن متفکران بهاری افتادم!شاید علتش این باشه که در فضای دانشگاهی ایران نفس نکشیدی.وگرنه تا حالا فهمیده بودی بی منطقتر و عربده کشتر و دیکتاتورمآبتر از روشنفکرنامهای ایرانی وجود نداره،فرقی هم نمیکند تعاملت با آنها در فضای سیاسی باشد یا فضای دانشگاهی یا پشت میز گفتگو درحال نوشیدن قهوه…ولی احیانا هر وقت خواستی باشون قهوه بخوری مواظب سر و کله ت هم باش!
    (در همه حال بدان و آگاه باش که لقلقه درسته و نه لغلغه)
    در آخر میخوام تاکید کنم مجله راه یا رجانیوز و امثال اینها با همه- به قول شما- زرد بودنشون،بیشتر از حرفها و عملکرد ناامیدی زای امثال حضرتعالی منشاء اثر بوده اند و جوانان انقلابی رو به فکر عمیق و فعالیت ترغیب کرده اند.با توکل و توسل،نگاه و امید ما به امثال آقای پناهیان و علیرضا قزوه و یوسفعلی میرشکاک و نادر طالب زاده و وحید جلیلی هاست که هنوز در ترمینولوژی”فرهنگ”گیر نکرده اند…
    یا حق!

    • محمد says:

      دوست عزیز مشهدی ف می تونستی یه خورده آروم تر حرف بزنی ، اصل اول تمدن سازی که شما داعیه اش داری ، اخلاق و تحمل شنیدن نظر مخالفه. در تمام پستهای شما یک استدلال منطقی نبود جز اینکه گفتید پناهیان ف جلیلی و آیت الله مصباح ، همین بس! همین آقای پناهیان صراحتا از قالیباف حمایت میکنه بعد میزنه زیرش میره طرف جلیلی یا آیت الله مصباح میگه اولویت اول نباید گرانی و تروم باشه اما رهبری میگه اولویت اول اقتصاده،! جناب مشهدی هیچ اشکالی پیش نمیاد که انسان حرفی رو مخالف حرفای بزرگان بشنوه و روش فکر کنه حتی اگه اون بزرگ آیت الله مصباح یا اقای پناهیان باشه. در آخر خدمت شما عارض باشم که اگه لغلقه هم جای لقلقه گفته بشه خیلی مشکلی پیش نمیاد!

      • مشهدی says:

        آقا محمد عزیز،از پاسخ و دفاع ایثارگرانه شما سپاسگزارم!اما ظاهرا متوجه منظور من نشدید.بنده داعیه تمدن سازی ندارم،به نظر میاد این دغدغه همه اوناییه که اینجان،و خوشحالم که نگران اخلاق هستی،فقط کاش میگفتی کجا بی اخلاقی کردم،بلکه موثر واقع می شد…واقعا من گفتم هر چی علامه مصباح و آقای پناهیان گفتن،کسی حق مخالفت نداره؟!حرف من اینه که بی انصافیه که مثلا بگیم:
        “به عنوان طرفدار گفتمان انقلاب اسلامی امروز شاهد خسارتی عمیق از جانب آنانی هستیم که این گفتمان فرهنگی آلترناتیو خواه را به ابزار تبلیغاتی تصاحب استیت مدرن تبدیل کردند و آنرا لقلقه زبان قدرت سخت و ژورنالیسم زرد کردند.”
        در این نوشتار همه اونایی که با دغدغه و با خلوص و نه البته بدون پشتوانه فکری وارد عرصه شدن،کوبیده و له شدن!و اعتراض بنده به اینه.اتهام استدلال لازم داره و من شما رو به وجدان خودتون ارجاع میدم که نیازی به استدلال نداره.
        اما راجع به ویدیوی حمایت پناهیان از قالیباف حرفی نمیزنم…فقط همینو بگم که اینقدر که از رای نیاوردن قالیباف خوشحالم،از نتیجه فعلی ناراحت نیستم و خدا رو شکر میکنم که ما چهارواندی میلیون نفر،هیچ وقت به خودمون اجازه ندادیم برای تبلیغات،جناب ماکیاول رو روسفید کنیم.اگر کسی بخواد واقعیت ماجرا رو بدونه همه اطلاعات قابل دسترسیه،اگر هم نخواد که…هیچی!
        درنقل قولتون از رهبری و آقای مصباح،تناقضی وجود نداره.اولویت زمانی و اورژانسی حل مشکلات اقتصادی،منافاتی نداره با اولویت و ارزش ذاتی اهداف ریشه ای تر انقلاب اسلامی.
        مشکل من با دو تا پست آخر این وبلاگ،و با خیلی از حرفها و رفتارهایی که این روزها از دوستان انقلابی با سلایق مختلف میبینم،واکنش انفعالیه.واکنش انفعالی به مسیر حیرت انگیز دولت دهم و به نتیجه کمتر حیرت انگیز انتخابات یازدهم.و چیزی که خیلی بیشتر ناراحتم کرده اینه که این انفعال به شکل خودزنی خودشو نشون داده.
        سربلند باشید

  15. محمد says:

    آقای دخانچی اندیشه های شما بسیار جالبه ، من از وقتی برنامه گره را تماشا کردم ، به شدت علاقه مند به این گونه مباحث شدم. اما عزیز مطمئن باشید با این کلی گویی نمیتوان کسی رو قانع و با خود همراه کرد و نیز نمی توان موجی علمی و عملی ایجاد کرد که اینگونه مطالبات رو پیگیری کنند. متاسفانه مشکلی که در برنامه گره وجود داشت نیز همین بود که بیشتر طرح مسئله به صورت ناقص بود . البته قبول دارم که تلویزیون به دلایلی هم به لحاظ زمانی و هم محتوایی تنگناهایی دارد. اما می شود در این پایگاه اندیشه را مفصل تر و با استدلال های بیشتری مطرح کرد تا انشاالله تضراب آرای خوبی صورت بگیرد.
    با تشکر.

  16. صبا says:

    الهی به امید تو
    نگاه شما به انتخابات را قبول ندارم.انتخابات در ایران یه جور سنگ محکه برای مردم.اگر می بینید مردم در این دوره به جلیلی رای ندادند.بیشتر به این دلیل است که حرف او رانفهمیدند.مردم مسلمان ایرانی در این آزمون پیروز میدان شدند اما میدانی که دوام زیادی ندارد.مردم ما نشان دادند که قدرت پذیرش گفتمان انقلاب اسلامی که به دنبال آن ترسیم جامعه محمدی است را ندارند،شاید بعد از چهارسال متوجه اشتباهشان شوند.
    اینکه از دل انتخابات نمی توان اسلام ناب بیرون آورد،در مورد جامعه الان ما صدق می کند ولی به مرور زمان در انتخابات آتی شاهد این هستیم که مردم خود دنبال این گفتمان می روند.متاسفانه مردم ما هنوز به این بصیرت نرسیده اند که انقلاب اسلامی یعنی چه؟جامعه سازی اسلامی یعنی چه؟مقاومت یعنی چه؟
    این موضوع را من در بحث هایی که قبل از انتخابات می شد،فهمیدم.شاید بشود گفت رسانه ها مقصرند مخصوصا صدا و سیما که در این چند سال مردم نباید صدایی از انقلاب واقعی،مقاومت واقعی و اسلام واقعی می شنیدند.مردم ظرف سه هفته قبل از انتخابات از زبان دکتر جلیلی مدام این کلمات را می شنیدند،انگار دچار دوگانگی شده بودند.چیزهایی را که می شنیدند،باور نمی کردند.در گوش هایشان فیلتر گذاشته بودند “که اگر کسی دم از اسلام و انقلاب زد،یادمان باشد مثل دفعه قبل گولش را نخوریم “واین را می شد در آرای کم مدافع مقاومت دید.آرایی که به عقیده خیلی هاغربال شدند و به سختی هم این غربال صورت گرفت،باید گوش هایت را می گرفتی و گفته هایشان را نمی شنیدی ،برای اینکه به کسی می خواستی رای دهی که دارد از هویت یک ایرانی انقلابی دفاع می کند و نمی خواهد هر طوری شده تسلیم شود.

    این طور که من از نوشته های قبلیتان فهمیدم شما دولت اسلامی را قبول ندارید،می شود بگویید جای دولت اسلامی و رئیس جمهور اسلامی چه چیز را جایگزین می کنید؟؟؟
    در جواب دوستانی که می گویندبه این شیوه ننویسید همم بگویم:اتفاقا کار خوبی می کنید.برای امثال من که در فضایی خارج از علوم انسانی تحصیل کردیم فهم این اصطلاحات سخته.اما به کمک اینترنت ممکن.یک جوان ایرانی باید فهم سیاسی داشته باشد.
    ممنون

    • محمد says:

      چرا زمانی که مردم در ۹ دی اعتراض کردن ملیت با بصیرتی بودن؟! چرا این همه رهبری بر بصیرت ملت ایران تاکید داره؟ حالا که نتیجه انتخابات دلخواه شما نشد ، مردم بی بصیرتن؟ فکر نمکنید این ادعای شما بر خلاف صحبت های تمام بزرگان اصولگرایی ر ۸ سال گذشته است که شما پیروشان هستید؟ نمیشه گفت هر وقت مردم به ما رای دادن با بصیرتا و هر وقت ندادن بی بصیرت! اگه مقاومت رای نیاورد شاید به این دلیل باشه که مردم مقاومت رو با صلح حدیبیه مقایسه کردند؟!!!

      • صبا says:

        الهی به امید تو

        من نگفتم مردم بی بصیرت هستند،گفتم هنوز به اون بصیرت نرسیدن.صحبت از جامعه سازی اسلامی چیز کمی نیست.زمان می خواهد و در طی این زمان به مرور بر بصیرت و فهم مردم از حقایق اسلام افزوده می شود.دولت در جمهوری اسلامی می تواند این حرکت را تند تر کند.

        • محمد says:

          من که فک میکنم مردم الان بهتر فهمیدن که گام به گام جلو رفتن بهتر تا اینکه شعار مقاوت بدیم و بخوایم یه شبه ره صد ساله بریم

          • صبا says:

            الهی به امید تو
            (جامعه سازی نیاز به زمان داره اول باید مردم بپذیرند بعد بسترسازی صورت بگیره ،تغییرات اساسی در مبانی اقتصادی،فرهنگی،سیاسی صورت بگیره وکم کم با تغییرات عمده در سبک زندگی مردم می توانیم شاهد جامعه اسلامی باشیم که از زمان صدر اسلام انتظارش را می رفت.انقلاب اسلامی ما را مقداری جلو برده ولی تا تحقق پیدا کردن آن مسیر زیادی مانده.پس اگر از کسی شنیدید که شعار گفتمان انقلاب اسلامی میدهد و دم از تمدن سازی اسلامی می زند،هیچ موقع در فکر یک شبه ره صد ساله رفتن نیست چون می داند که چنین چیزی محقق نمی شود،نظر شما درست نیست)

            .
            آقای دخانچی شما چرا به سوالها پاسخ نمی دید؟
            باعث ابهام می شوید.من چند وقتیه با وبتون آشنا شدم و تمام پستها رو خوندم ،البته بعضی هاشو متوجه نشدم.مدتی است این نیشن استیت اسلامی که مطرح کردید ذهنمو مشعول کرده.اگه میشه نظرتون رو واضح بیان کنید تا تکلیف ما با نوشته هاتون روشن بشه.بدونیم شما کدوم طرفی هستید؟اگر طرف انقلاب و حماسه و مقاومت هستید پس جرا این طور نوشته هاتون مبهمه،اگر نیستید که بعید می دانم پس پستهای قبلیتون چیه!!.
            من از نوشته های شما واقعا استفاده می کنم ولی اگه میشه یک کم شفاف تر منظورتون رو بگید ممنون می شم

      • neutrino says:

        با جمله آخر موافقم

    • جهان says:

      سلام
      در مسایل مربوط به علوم انسانی و جامعه شناسی نمی توان خط کشی کرد ، مرزها درهم تنیده شده اند، دوست عزیز علاوه بر مردم حتی بسیاری از مسئولان و مدیران هم حرف های جلیلی را نفهمیدند یا خود را به نفهمی زدند، بالاتر اینکه فهم جلیلی ها هم از حکومت اسلامی ، وظایف و کارکردها ناقص است و این پارادوکس را چگونه می توان حل کرد در فضایی که سرشار از بد فهمی و نافهمی و مستعد برچسب زدن است…

  17. جلیلی ادعا نکرده که مجسم شده ی گفتمان اسلام نابه .فقط بعنوان سیاستمداری که عمیقا پارادایم سیاسی اسلام رو درک کرده(درحد بضاعت خودش)به اصرار بچه حزب اللهی های دانشجو اومده تو میدون.حتی یکبار هم تو سخنرانی هاش نگفت دولت من…هیچ وقت مردم رو دعوت به خودش نکرد بلکه گفت هر دولتی که میاد باید در چارچوب این الگو حرکت کنه.
    و الان هم بعد رای گیری تنها کاندیدایی که همچنان دغدغه ی گفتمان سازی رو داره جلیلیه.اشاره می کنم به سخنرانی اش در شب ۲۴خرداد با اعضای ستاد که همه بچه ها نالان بودند و او با همان آرامش همیشگی به بچه ها تذکر داد که هدف ما قدرت نبوده پس الانم میشه در قالب کارهای فرهنگی دغدغه هارو دنبال کنید.
    و این برای من دانشجوی بسیجی که تو بازار قدرت طلبی ها دنبال یه ادم دغدغه مند می گردم یه نعمته..
    حالا یه عده بگن شعاره اشکالی نداره فقط من سوال می کنم این شعارها رو چرا فقط جلیل میگه؟چرا جرات ندارن بگن ولایت “مطلقه”فقیه؟چرا حرفی از راهکارهای اقتصاد مقاومتی زده نمیشه؟چرا کسی نمی گه تفاوت الگوی امام و امت با دولت ملت چیه؟
    چرا برای جمع کردن رای خاکستری ها محافظه کاری به خرج دادن یه عده؟؟

  18. labkhand says:

    سلام
    نمیدونم مشکل من یاشما تخصصی می نویسید چون من از دو تا پاراگراف اول هیچی نفهمیدم بقیه اش روهم نخوندم
    دکتر عباسی هم داخل اندیشکده انقدر تخصصی صحبت نمی کنن

  19. یحیی says:

    سلام
    فهم حرف هاتون سخته
    نمیدونم شایدم منظورتون چیزه دیگه ی بود امااگه این طوری که من برداشت کردم پس میزان رای ملت است یا رای دادن یک تکلیف است فقط برای دل خوشکان عده ی است که بر اساس تقلیدی کورکورانه به سمت صندوق های رای می روند
    فراموش نکنید با اومدن هر حزبی فقط افراد همون حزب هستن که اجازه فعالیت گسترده رو دارن. مردم ما این انتخاب داشتن و فقط کمی دچار تردید بودن وجای تحسین داره حضورشون
    تلاش برای آگاه ساختن مردم نباید با یه سری لغات باشه که خیلی ها سر در نمیارن ما اگه بخوایم حالا با توجه به این که فقط این طیف اجازه کار فرهنگی دارن در صحنه باشیم باید عمیق اما منطقی سخن بگویم
    نمونه بارز امام خمینی که به راحتی می تونست با مردم ارتباط پیدا کنه اما کتابای فلسفی ایشون نیاز به ساعت ها تعمق داره

  20. روزگار says:

    سلام
    اول اینکه به نظر قبلا جامع تر به قضایا نگاه میکردید آقای دخانچی!دوم اینکه با بخش هایی از نظرات آقای مشهدی موافقم البته ایشون هم کمی تند رفتن وبه نظر خودشونم ترمز لازم هستن.و اینکه ، بله نشستن و چای نوشیدن خارج از استیت شاید برای شروع خوب باشد که امام هم برای آغاز از مساجد و منابر شروع کردند اما برای ادامه مسیر نیاز به کرسی های استیتی داریم که باز امام همین کار را کردند وگرنه لازم به انقلاب سیستمی نبود وقتی که انقلاب در درون زندگی مردم ریشه دوانده بود . مشکل از آنجا شروع شد که ما نقطه های شروع و ریشه ها را فراموش کردیم و حال باید دوباره به همان جا برگردیم اما به نظر من دیگر زمان آن نیست که فقط به شروع فکر کنیم بلکه همزمان باید به گرفتن آن کرسی ها هم اندیشید،چرا که امروز همان کرسی ها عهده دار بیشترین آموزشهای زندگی ما هستندو به ما یاد میدهند که کی و کجا و چگونه بیاندیشیم و اگر غافل شویم همان جایی مینشینیم که آنها میخواهند و و همان چیزی را میخوریم که آنها منویش را قبلا نوشته اند.در ضمن دوستان در ابراز نظرات لطف کنند در مورد کسی قضاوت نکنند که ما هر که هستیم، با اطمینان، نقاط مشترکمان بیشتر از تفاوتهایمان است.

  21. منتظر حماسه حالا در اپیکباز!! says:

    اول به خاطر صراحت لهجه عذر خواهم!
    …….
    نمیدونم مدینه شما چه شکلیه?? اگر باشه!! اگر مقداری آنرا توصیف کنید این فضای تاریک وبلاگ شاید تغییر کنه!امیدوارم هدفی باشه ورای این همه نوشتن!!ونه تکرار آموخته ها!!
    شما فکرمیکنید که با قهوه خوردن بیرون استیت مفروضت میشه مقاومت ایجاد کرد ?! با اینکه اولین باریه که میبینم قهوه خوردن مقاومت ایجاد میکنه!! ولی به نظر میرسه علی رغم جالب بودنش محاله یه همچین چیزی!!!
    اگه مقاومتی هم به وجود بیاد حول همون میز قهوه و بین میهمانانش به وجود میاد در نتیجه زیاد نمیشه انتظار داشت که مقاومتی در”بیرون” اتفاق بیفته!!!
    با اینکه باید واسه جلیلی و گفتمانش یه دقیقه سکوت کرد اما من هنوز امید دارم!! حتی در خارج استیت… با تشکر از آقای روحانی !
    وهمه ما چه سبز چه حزب اللهی چه غیر سیاسیون سیاسی باید از این فضا بهره ببریم!! هرکس در زمین خودش وبرای آرمان خودش!
    معلوم نیست چند نفر معتدل تو این کشور پیدا میشه!
    اصلا آیا این اعتدال مدنظر آقای روحانی مشتری هم داره یا…?
    در آخر باید بگم من و همشهری ام قصد تندروی نداشتیم ,فقط حرفایی بود که امید
    داشت شنیده بشه…فریاد بود!
    ودر آخر دغدغه مندی جناب دخانچی را تحسین برانگیز میدانم. اما فکرمیکنم همه ما در این عبارت مشترکیم…”باید کاری کرد”…

    • مشتاق says:

      سلام.
      حالا قهوه با طبع ما سازگار نیست اما چند وقتی هست که با چای شروع کردیم!
      یه جورایی جواب میده! تو جایی که مقاومت کاملا مرده از چای خوردن بارقه هایی از مقاومت بوجود اومد!
      شاید راز کلام امام همین بود که به علما گفتند بنشینید با هم چای بخورید!!!
      آقا چای خوردن رو دست کم نگیرید جواب میده…
      از ما گفتن

  22. rahro says:

    سلام
    گفتمان سازی خارج از استیت البته به قول شما کار راحتی نیست ابزار می خواهد. و کسانی که وارد استیت می شوند می توانند نقش فعالی در قرار دادن ابزار برای گفتمان سازی و تداوم گفتمان یا خلق گفتمان جدید برای حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب کنند.۸ سال دولت قبلی برای حزب اللهی ها فرصت خوبی بود تا از ابزاری که کمی تا قسمتی استیت دراختیارشان گذاشته بود بهترین استفاده را بکنند که متأسفانه انتهایش گذشت به تفرقه و نقد و این همه گفتمان سازی را مخدوش کرد
    اما به هر حال این ۴ سال هم فرصتی است برای حزب اللهی ها تا یک ریفرش سیستمی داشته باشند و گفتمان خود را البته طبق نظر شما خارج از استیت رفع اشکال همه جانبه و تعمیق کنند تا این بار نه فقط با شعار بلکه با پشتوانه ۴ سال تعمیق گفتمانی و کادرسازی مناسب و استفاده از همه ظرفیت های واقعی این گفتمان وارد صحنه شوند.
    و یک نکته یا انگلیسی را پاس بدارید یا فارسی را. یا همه مطلب را به انگلیسی بنویسید که فکر کنم هم فهمش راحت تر است هم روان تر و آسان تر و یا فارسی یا حداقل واژه های انگلیسی را با رسم الخط انگلیسی بنویسید
    واقعا کسی که انگلیسی نداند هیچ چیز از مطلبتان نخواهد فهمید مگر این که شما همین را می خواهید

  23. سید الف says:

    سلام برادر

    ۱- جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر این انقلابی ترین حرف پدر این انقلاب است. باشد که تامل کنی

    ۲- این بار گفتمانت با حجتیه مو نمی زند. امیدوارم فقط تاثیر گیجی موقتی ناشی از نتایج انتخابات باشد و بتوانیم این پست را فقط یک تلو تلو خوردن ساده بپنداریم. وقتی حجتیه باشی می توانی خارج از فضای استیت مدرن! با روشنفکر ها هر چقدر می خواهی قهوه بخوری تا زمان ظهور فرا رسد

    ۳- اگر اهل حماسه نیستی لااقل حماسه کش نباش

  24. این نظر را نقد کنید says:

    نویسنده خواسته است مارا متوجه یک مهمی بکند وآن اینکه روح نیشن استیت مقتضیات خودش را داردکه با روح اسلام ناب در تناقض است.
    یک مثال می زنم: مردم سالاری در اسلام ناب معنایش خلیفت اللهی انسان است ودر نیشن استیت احترام به رای اکثریت است حتی اگر یک بازیگر را به شورای شهرشان بفرستند.ومثال های فراوان دیگر که خود دانید.
    اسلام ناب که قرار است اساس تمدنی شود که به دنبال ساختن آن هستیم مفاهیم ،تعاریف ومواضعی متناسب با ذات خود دارد که در تقابل با ذات مدرنیته است.
    لذا اگر قائل به تفکیک قوای منتسکیو هستیم حتی اگریک قوه ی چهارمی هم به اسم “ولایت فقیه” برآن بیفزاییم این هنوز اسلام ناب نیست چون تفکیک قوا مناسبات ومقتضیات خودش را دارد که متناسب است با ذات مدرنیته
    اما جایگاهی که حکومت مابرای ولی فقیه قائل است یک رهبر دینی است که آحاد مردم را حول ارزش های اسلام منسجم می کند
    روح قانون گذاری توسط مجلس شورا، مدرن است نه اسلامی اما ولی فقیه پاسدار رعایت فقه اسلامی
    در این قانون گذاری می شود(به واسطه شورای نگهبان)
    والی آخر،در یک کلام؛ ولی فقیه پاسدار فقه اسلام میشود در ساختار های جاری نیشن استیت.
    اما این حکومت مد نظر اسلام نیست وامام خمینی هم کتاب اسلام ناب و ولایت فقیهش همین فریاد را می زند
    مگر میشود با یک انقلاب حکومت اسلامی را برپا کرد ؟
    “تولید علم” که امام خامنه ای سال۷۹فریادش را میزد به طلبه های حوزه علمیه میگفت به اهل علم گفت برای همین بود.
    مبانی تشکیل حکومت اسلامی باید تئوریزه شود متناسب با دنیای امروز نه تلفیق الگوهای مدرن با یک کلمه اسلامی .
    حرف بسیار است وتوخود از این مجمل میخوانی مفصلش را.
    اما نقش دولت :دولتی که در ساختار نیشن استیت تعریف شده فرقی ندارد با شعار گفتمان انقلاب اسلامی یا جامعه مدنی یا سبز وبنفش وهر رنگ دیگری بر سر کار آمده باشدنمیتواند ادعای تحقق دولت اسلامی را داشته باشد چون اول باید
    توسط تئورسین های اسلام “ناب” شناس ، این دولت با همه ساختار ها وملزوماتش تبیین وتعریف عملی شود (تولید علم)
    این دولت است که وقتی تشکیل شد میگوییم خارج از نیشن استیت گفتمان انقلاب اسلامی را به ظهور رسانده است.
    نقش دولت های نیشن استیتی فعلی، جلیلی باشد یا روحانی ،احمدی نژاد یاهرکس دیگر همین است که با عملکرد خود متذکر اسلام ناب باشند وبا حمایت از حرکت هایی که به ظهور بیشتر انقلاب اسلامی در ایران وجهان منجر میشود مانع از فراموش شدن وبه حجاب رفتنن آرمان های انقلاب اسلامی شوند .

    • فاطمه شیرازی says:

      سلام
      من با نظر شما موافقم . م با نظرات بالا به هیچ وجه موافق نیستم
      این پست هیچ شباهتی به حرفهای حجتیه ای نداره . حالا مگر اعضای انجمن حجتیه کافرن اعوذ بالله که این طور محکوم میکنید ؟ حرف این پست اینه که دست از دامن زدن به اختلافات برداریم . چرا بچه حزب اللهی ها نباید بدون دعوا و درگیری بتونن با بچه های سبزی و بنفشی و هر رنگی غیر از خودشون حرف بزنن.
      من حجتیه نیستم اما دبیرستانم رو توی یکی از مدرسه های حجتیه گذرونم ، اونا بچه حزب اللهی ها رو به بی منطقی متهم میکردن و میگفتن تا حالا هیچ طرفدار ولایت فقیهی بدون دعوا وعصبانیت و اتهام زدن با ما نتونسته بحث بکنه و ادله بیاره . آقایون خانوما چرا؟ چرا ما بچه حزب اللهی ها نباید رفتار متعادل و صبورانه ای داشته باشیم؟ ما بچه حزب اللهی ها حالا حالا کار داریم تا بتونیم وضع موجود رو مناسب کنیم
      تا زمانی که نتونیم حرف همدیگر رو بفهمیم و با هم دعوامون نشه .
      به نظر من این پست کاملا درون گفتمانی و هیچ تضادی با اندیشه مقاومتی نداره

      • neutrino says:

        برو بابا
        تو هم که همش کارت شده اینکه حرفای میلاد دخانچی رئ تایید و تصدیق کنی
        اصلا فهمیدی مفهوم حرفاش چی بود؟

    • منتظر حماسه حالا در اپیکباز!! says:

      برادر یا خواهر گرامی اسلام با مقتضیات مدرنیته و استیت مدرنی فرق داره با اسلام ناب,و اتفاقا این پست اشاره به همین دارد ,از استیت مدرن نمیشود انتظار اسلام ناب داشت! برید دنبالش !
      وامام داعیه حکومت براساس اسلام ناب نداشتند ,بلکه حکومت اسلامی با ولایت
      ولی فقیه را در ظل ولایت معصوم دانسته و گفتمان برخاسته از آن را!
      گفتمان انقلاب اسلامی رسیدن وچگونه رسیدن به حکومت مهدوی و اسلام ناب محمدی است.
      نه اینکه خود جامع همه صفات باشد!
      تلاش گفتمان انقلاب وهدف برخاسته از آن یعنی اسلام ناب ,رسیدن به استانداردهای این هدف است ,واین جز با تشکیل حکومت بر مبنای کتاب و سنت محقق. نمیشود.
      وحال سوال این گفتمان باید این باشد که چگونه میتوان به استانداردهای این هدف نزدیک شد?(اینجاست که نظریه پردازی های انقلابی به دنبال راه حل مطلوب چیست? مهم جلوه میکند, نظریه پردازی و فهم عمیقتر از مسایل و تبیین گفتمان مدنظر اسلام برای همه ساحتها)به رغم جواب های مشکل جواب ساده ای هم وجود دارد :قرار نبوده ونیست که این گفتمان در استیت مدرن اسلام ناب را برقرار کند,او تلاش میکند که خود را اسلامی تر کند و به استانداردهای هدفش نزدیک تر!
      و تمایز این گفتمان با دیگران در “تلاشش” است و شاید همین تکاپو راهی باشد برای
      برون رفت از وضع موجود!
      شاید استیت مدرن انسان را تنبل میکند اما امیدوارم به اینکه این تلاش همچنان ادامه دارد حتی خارج استیت!!
      جلیلی هم شاید به این تنبلی! پی برده بود و شاید خواست تذکری باشد و تلنگری! حتی اگر استیت مدرن اورا نپسندد…
      این وبلاگ برخلاف عنوانش اصلا نمیخواد که اهل حماسه باشه ,غرب و طاغوت رو مساله ای بسیط فرض کرده ونوعی تعارف در نوشته ها دیده میشه ,ندیدم که از خلاقیت نامی برده بشه و نشنیدم که سوالی این باشد که ,آیا راه دیگری هم
      هست?
      اگه همه ی متفکران ما ازهر سلیقه ای ابتکار عمل را به دست گرفته و تعارف با طاغوت را کنارگذارند و در جستجوی باید ها وشاید های جدید باشند شاید بتوان به قهوه خوردن وحتی کوبیده امیدوار بود! ولی فکر کنم سخت باشه چون غالبا تعارفی هستیم!

      • پاسخ نقد شما says:

        منتظر حماسه از شما متشکرم
        متعجبم از این که چرااین قدر شما ناراحتی ؟با این بی قراری که نمیشه دنیا رو از بی قراری در آورد!ا

        اما بعد؛
        خط اول نقدتو که متوجه نشدم اما کلیتش حاکی از اینه که
        اصلا متوجه حرف ما نشدی ،برادر

        و”امام داعیه حکومت بر اساس اسلام ناب نداشت…..” هم حرف دقیق ودرستی نیست پیشنهاد می کنم اسلام ناب یا کتاب ولایت فقیه امام را تورقی بفرمایید

        در مورد گفتمان انقلاب اسلامی هم باید بدانید که گفتمان یا پارادایم (تسامحا”) یک فضای فکری است که دید شما نسبت به مسایل را در یک سامان می آورد،لذا این که بگوییم جامع صفات هست یا نیست ،اشتباه ناشی از ندانستن معنای گفتمان است

        از طرفی یک پراکندگی در افکارتان هست که باعث ضعف جمله پردازی های شما شده بالاخره اسلام ناب را هدف وبالا تر از آن، روح انقلاب اسلامی می دانید یا خیر؟

        در پایان این که
        خواهر گرامی، اهل حماسه شدن،خلاقانه اندیشیدن وراه های دیگر را یافتن لازمه اش این است که در عالم گفتمان انقلاب اسلامی قرار بگیریم ومباد ی فکر را با گذاره های آن مانوس سازیم وگرنه اگر خود امام خمینی هم حرف بزند عمق وافق حرف های او را درک نخواهیم کرد

        اگر به مذاق حضرت متعالیتان خوش نیامد ببخشید؛ اطاعت امر بودکه فرمودید “تعارفات
        را بگذاریم کنار”ء

        • منتظر حماسه says:

          برادر یا خواهر محترم!
          خدمتتان عارضم که این بیقراری و”درد” باعث میشود که از پای ننشینیم!
          تازه بنده سعی کردم عامیانه بنویسم که متوجه بشید,اما مثل اینکه باید توضیحاتی چند ارایه کنم:
          اول اینکه چرا اسرار دارید از آثار امام معرفی کنید,مگر فقط ایشان در باب اسلام ناب یا ولایت فقیه سخن گفته اند, ? من پیشنهاد میکنم که شما کتبی چند از بزرگان فقه جواهری. مطالعه بفرمایید زیرا که مساله ولایت فقیه و حکومت در دوران غیبت. نظریه ای جدید نیست وریشه در تاریخ دارد!
          در پاسخ به سوالتان:در اینکه اسلام ناب روح انقلاب اسلامی است شکی نیست,اما صحبت از جاری شدن این روح در تک تک ساحت هاست!
          و مراد از اسلامی بودن حکومت که امری مدرج و واقعیت نسبی است , آن است که حکومت در صدد نشر معارف ارزشهای اسلام و اجراءعدالت احکام اسلام وتامین حقوق شرعی مردم باشد ودر این مسیر از شیوه های عقلی ومنسجم … استفاده کند, حالا سوال من از شما که نگران اسلام ناب هستید این است که آیا همه ساختارهای.سیاسی ,اقتصادی ,فرهنگی ,و… اسلامی است که میخواهید آنرا بر اساس اسلام ناب بنا کنید , ودلتان شور آنرا می زند?!
          فرق است بین سپر قراردادن اسلام ناب وپشت آن غر زدن ,و برای آن کارکردن!میترسم از اینکه.کم کم بگویید اسلام ناب و دولت, اسلام ناب و اقتصاد,اسلام ناب و مردم, اسلام ناب و علم ,اسلام ناب و سیاست!
          بنده بسیار خوشحالم که این گفتمان( باتشکر از ترجمه روان شما!) تلاشگر است ,وبه شدت در حال فعالیت برای تولید – گزاره – های مطلوب,(جامع همه صفات بودن یعنی تمام گزاره های مطلوب برای چگونه حکومت کردن را در عصر غیبت و جایگزین مورد نظر اسلام را در همه ساحت ها تولید کرده باشد) و تلاش میکند که جامع همه صفات باشد!
          در واقع این گزاره ها در حال تولید است اما مجری آن پیدا نمیشود و در پیچ وخم بحث ها در حال گم شدن!
          اینجاست که باید گفت واقعا چند نفر جرات دفاع از این گفتمان را دارند,و حاضرند برای آن کار کنند? متأسفانه جوی که دیده میشود اغلب به بهانه “نشدن” رهاکرده و آنرا متهم به شعار میکنند!
          در پایان منظورم از تعارفات,تعارف با خود ساختگی بود,وگرنه که تعارفات همیشه وجود دارندو جزو لاینفک گفتگو است!

  25. ناشناس says:

    .سلام امیدوارم از کاندیدای مورد تایید راضی باشید اگه می خواین دفعه بعدی مقاله بنویسید از کلامات ساده تر بکار ببرید و هم چنین امیدوارم که قفل تمام مشکلات جامعه ایران باز بشه

  26. سحر says:

    هرچه بیشتر مطالعه میکنم بیشتر به حماسه کش بودن اپیکباز پی میبرم!
    واقعا جناب دخانچی در تدارک قهوه هستند یا سم?!

  27. WISFUL says:

    با احترام آقای دخانچی
    واقعا از شما دیگه انتظار نداشتم
    در فضایی خارج از استیت قهوه بخوریم؟ با کی؟ باحسن روحانی که طرفداری خاتمی رو میکنه؟
    همون خاتمی که ۹ دی ۸۸ گفتیم مرگ بر خاتمی؟
    حالا بعد از ۴ سال مگه اونها از موضعشون برگشتند و تهمت ها و توهین هاشون علیه نظام رو پس گرفتند؟
    نه
    پس من هم همون آدم ۴ سال پیشم و هنوز میگم مرگ بر خاتمی که وزا و معاونای زیر دستش الان شدن از اعضای اپوزسیون؟
    خاتمی که می گفت اگه دین با خواسته های مردم در تعارض قرار بگیره این دین و مدعیان دین اند که به حاشیه می روند؟
    نه جناب اینا همون آدمی گذشته اند
    ما هم هموناییم و قهوه نمی خوریم که هیچ
    گول حرفای قشنگشون رو هم نمی خوریم
    با احترام و سپاس فراوان

    • محمد says:

      عزیز تر از جانن خداییش اصلا فهمیدی بحث در مورد چی هست؟!! این جوابهای شما چه ارتباطی با بحث داشت؟!!

  28. فاطمه says:

    هر چه قدر بیشتر رو نوشته های شما فکر می کنم بیشتر به این نتیجه می رسم که تنها و یا شاید حتی بهترین راهکار ممکن همون چیزی باشه که عنوان کردید
    همه با هم همدل و همزبان به دنبال راه چاره ای برای بهتر کردن وضع موجود باشیم (این برداشت من از قهوه ی مورد نظر شما بود).م

  29. amir says:

    سلام و ارادت
    خیلی استفاده کردم
    فقط نکنه ای کوچک:
    لفا از واژه سبز استفاده نفرمایید چون به ضدانقلاب از سروش تا گوگوش و رجوی و معترضان خاکستری داخلی هویت :/..احد می دهد و این مضر است
    …(…)

  30. وی بی says:

    “بنابراین از این صندوق رای که از قضا امانتدار خوبی است نه “دموکراسی سبز” و “مطالبات مردم” بیرون می آید و نه “اسلام ناب” و”مقدمات ظهور.” از این صندوق تنها سلیقه ای در نوع اداره جامعه شبه مدرن ایرانی و شبکه ای جدید از اهالی قدرت بیرون می آید. شبکه ای که بلا استثنا چه مسلمان چه لیبرال، همه هژمونیک و قدرت طلب هستند”

    = عالی.

  31. آقا دم شما گرم
    ما بردیم
    مرسی از شما

  32. محمدی says:

    سلام آقای دخانچی. من تا حد زیادی با شما موافقم، اما مسئله ای وجود داره، و اون این نکته است که من نمی تونم بپذیرم درحالیکه ما در خارج از فضای استیت مشغول خوردن قهوه هستیم، قدرت و مملکت بین نا اهلان دست به دست بشه! راه حلتون چیه؟

  33. sahab says:

    شما چرا انقدر نا مفهوم می نویسید ؟
    حالا اگر جای آلترناتیو بنویسید انتخاب ، اتفاقی می افته ؟
    خب توی جمله نویسی ها تون هم مشکل دارید

    نه رای نیاوردن آقای جلیلی و نه به قدرت رسیدن آقای روحانی شاهد مثالی از افول گفتمان انقلاب و گرایش مردم به غربگرایی سیاسی است

    این جمله رو مثلن هزار برابر بهتر و روون تر می شد نوشت
    آشفته جمله بندی می کنید
    و این خوانایی متن شما رو کم میکنه .

    متشکرم

  34. کمیل says:

    سلام
    حرکت به سمت آرمان هایی که البته باید شناسایی و یا بازتعریف شوند البته نیازمند خارج شدن از تفکر درون دولتی است ولی باید توجه نمود که تحقق همان آرمان ها نیازمند یک حاکمیت مقتدر است که اندکی درباره اش گفتگو کردیم.

  35. مهری says:

    قهوه خوردن !؟
    یاد کار ولایتی افتادم که توی مناظره هاگفته شد افتادم !!!!

  36. بی نام says:

    .سلام امیدوارم معنای اعتدال امروز حرکت کردن بین حق و باطل نباشد

  37. z.s.h says:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    میبینید جناب دخانچی! اون چیزی که از این صندوق در میاد چقدر متفاوته!؟
    گروهی سر و دست میشکنن برای رابطه با آمریکا که اگر بخوان تا تهش برن باید امتیازهای مختلف بدن… و
    …عده ای هم حاضرن از مال و جانشون بگذرن اما لحظه ای با کسایی که دشمنیشون رو به اثبات رسوندن سر یه میز نشینن
    ….
    اول متنتون داشت به من امید میداد که شما میخواهید از مدل کوچکی از حکوت امام زمان حرف بزنید اما بعد دیدم نه خبری از این حرفا نیست
    …البته حالا حالا کار داریم تا به این فهم برسیم
    قهوه خوردن و شروع یک رابطه دوستانه خیلی قشنگه اما مطمئن نیستم شدنی باشه وقتی تفاوت ها بر سر اصول باشه
    …باید امتحان کرد

  38. بی نام says:

    هنرآن است که فردی بی هیاهوهای سیاسی و خودنمایی های شیطانی،برای خدابه جهاد برخیزدوخود رافدای هدف کند،نه هوی.واین هنر مردان خداست.امام خمینی

Leave a Reply to rahro Cancel reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>