اگر اهل حماسه نیستی لااقل حماسه کش نباش

گره، میلاد دخانچی،‌ ایران، تورنتو، انقلاب و سبک زندگی

معامله پنهان

اندر چرایی مصرف بالا در ایران

پیرمرد سرخپوست به همراه خانواده و اعضای قبیله خود فرسنگها از شمال ایالت اونتاریو طی کرده بود تا خود را جلوی پارلمان کانادا در اتاوا برساند تا شاید کسی شکایتش را بشنود. پیرمرد به سختی از ویلچر خود بلند شد و بر بلندی رفت و ازآلوده شدن رودخانه نزدیک محل سکونتش توسط شرکتهای فراملیتی کانادایی خبر داد. قصه ای غم انگیز تعریف کرد و توضیح داد که چگونه این اتفاق که مدتها پیش رخ داده است هنوز گریبانگیر ساکنان آن ناحیه است. از مرگ تدریجی سالمندان گفت و از بیخوابیهای بچه ها و سرطان سینه مادران. عده ای نه چندان زیاد برای حمایت از پیرمرد و همراهانش آمده بودند. فعالان محیط زیست،‌ چپ های کانادایی و بعضی سرخپوستان دیگر در میان جمعیت بودند و در میان صحبتهای پیرمرد همه با هم رو به پارلمان فریاد میزدند : شیم آن یو! شیم! ( خجالت!) پیرمرد حدود ۲۰ دقیقه صحبت کرد. در آخر صحبتهایش نگاهی  اول به پارلمان و بعد به جمعیت کرد و بعد توضیح داد که به کمک همه نیاز دارد و دست هر آدم دلسوزی را برای حل این مشکل میفشارد. زن میانسال سفید پوستی که شلوار جین و تی شرت سفید کهنه ای پوشیده بود ناگهان در میان جمعیت فریاد زد. به ظاهرش میخورد از طبقه متوسط جامعه باشد و از لحن فریادش معلوم بود که از مارکسیستهای قدیمی کانادایی است و در شرکت کردن در جنبشهای اعتراضی این چنین یدی طولا دارد. یک دستش را بالا برد و در حالیکه که در دستش دیگرش یک بطری پلاستیکی نیمه پر آب بود گفت: “چیف تو باید خیلی صریح دولت را تهدید کنی و به اون عوضیها بگی که چه تقاضایی داری و الا این دولت محافظه کار احمق هیچ وقت به فکر تو نخواهدبود.” ء

پیرمرد مکثی کرد و گفت: “من نمیتوانم به دولت بگویم چه کار کند. اما میتوانم به شما بگویم شما چه کمکی میتوانید بکنید.” پیردمرد ادامه داد: “تا زمانی که در دستان شما این بطری های آب وجود دارد وضع ما همین خواهد بود. این بطریهای آب و این پرسه شما در مکدونالدها و  والمارتها و شاپینگمالهاست که به وضع ما می انجامد.”ء

حرفهای پیرمرد نه قابل انتظار بودند و نه به مذاق حمایت کنندگان خوش می آمدند. اما جملات او از واقعیتی بزرگ پرده برمی داشتند. پیرمرد سرخپوست دریافته بود که آنچه  دولت کانادا در حفظ وضع موجود قدرتمند میکرد نه لزوما رای مردم و اقتضایات دموکراسی پارلمانی بلکه مصرف شهروندان عادی است. او با این جمله، از نسبت مصرف و غایات نئولیبرالیسم که بر ملزومات نیشن استیت مدرن امروزی نصب شده اند خبر میداد. پیرمرد سرخپوست فهمیده بود که غایت دولت-ملت های امروزی  بسط منافع ملی و توسعه اقتصادی اند که همه برای تحقق خود برمناسبات مصرف تکیه میزنند. مصرف لزوم بقای نئولبرالیسم و حتی لیبرالیسم است و اینجا مراد از مصرف برطرف کردن نیازهای اولیه زندگی انسانی نیست بلکه این مفهوم به تمنای بی حد و حصر در اخذ عالم ماده دلالت دارد که از پس آن ساختارهای قدرت هم شهروندان را رام نگاه میدارند و هم قدرت سیاسی خود را تثبیت میکنند و بدین سان است که شهروندان دموکراسی های لیبرال نه در صندوقهای رای بلکه در شاپینگمالها با اربابان خود بیعت میکنند. میزان مصرف میزان مشروعیت حاکمان پنهان نئولیبرال را تعیین میکند و به آنها اجازه میدهد که در خلا معنویت برای شهروندان خود تولید معنا کنند و درروزگار بی هویتی بواسطه برندهای بزرگ به آنان بقبولانند که : تو مصرف میکنی پس هستی. ء

البته مصرف یک پدیده جدید نیست اماوابستگی یک ساختار سیاسی و اقتصادی بر مصرف از اقتضایات منحصربه فرد تمدن جدید است. هیچ نظام سیاسی در طول تاریخ بشر اینگونه به مصرف،‌ منابع طبیعی و خواهشهای اولیه انسانی مقروض نبوده و آنچه امروز از آن به عنوان بحران محیط زیست یاد میشود نیز معلول همین مصرف و در ادامه آن دموکراسی های لیبرال است. دموکراسی های لبیرال و بحران محیط زیست دوسر یک سکه اند بگونه که اگر قرار باشد راه حلی برای حل بحران محیط زیست وجود داشته باشد لاجرم قسمت ژرفی از آن به گذار از مفاهیم پایه ای دموکراسی های لیبرال خواهد انجامید.  ء

اما جمهوری اسلامی چطور؟ نسبت مصرف و جمهوری اسلامی  کدام است؟ به چه میزان جمهوری اسلامی به مثابه یک ساختار سیاسی غیر لیبرال به مصرف شهروندان ایرانیش وابسته است؟ تاریخچه مصرف در ایران بعد از انقلاب دستخوش چه نوع تغییراتی شده است؟ به چه میزان اسلام نقش تعیین کننده ای در مناسبات مصرف در سی گذشته در ایران داشته است؟ تا چه حد مقوله محیط زیست به دغدغه ای جدی در میان حامیان گفتمان انقلاب اسلامی تبدیل گشته است؟ و بالاخره نقش رسانه ها،‌ سیاستگذاریها و سیاستهای اقتصادی مختلف در نوسنات مصرف تاثیر داشته اند؟ این ها دسته سوالاتی است که هنوز فضای آکادمیک ایرانی برای آنان پاسخ روشن و جامعی ارایه نکرده اند. در عین حال آمار دقیقی نیز از وضعیت مصرف در ایران وجود ندارد. اما آنچه از مشاهدات و اخبار ژورنالیستی استنتاج میشود همه از بالابودن نرخ مصرف در ایران حکایت میکنند تا جایی که به گفته مسئولان شهرداری تهران هر شهروند تهرانی حدود چهار برابر شهروند یک کشور غربی زباله تولید میکند. رقمی که به شدت نگران کننده به نظر رسیده و سوالاتی جدی در چرایی این نوع نرخ مصرف طرح میکند. ء

واقعیت این است که ایران کشوری است که  حداقل در فرم به سرعت در حال مدرن شدن است و این در حالی است مبانی جمهوری اسلامی و به تبع آن نیت سیاستگذاریهایش همه در سوق دادن شهروندان به سمت آموزه های دینی متناقض با مبانی مدرنیته تعریف شده اند. البته این بدین معنی نیست که جمهوری اسلامی خود سودای مدرن شدن را در شهروندان ترغیب نمیکند. وزرات ارشاد ایرانی مروج بازیهای کامپوتری است و بهزیستی ایرانی مروج مهدکودک و وزارت بهداشت ایرانی بی تفاوت به شیوع فست فودها و تلویزیون ایرانی از مناسبات سرمایه دارنه تغذیه میکند. بنابراین جمهوری اسلامی از طرفی شهروندان را به روش زندگی دینی میخواند و از سویی دیگر خود مروج مظاهر مدرنیته می باشد و نتیجه این وضع به وجود آمدن شهروندانی است که از یک سو سودای مدرن شدن را دارند و جمهوری اسلامی ظرف مناسبی در این مسیر فراهم میکند. و از سوی دیگر خود این ساختار ها این شهروندان را به مدرن نشدن دعوت میکنند.  در این فرایند شهروندان و ساختارهای کشور خود را در معرکه یک کشمکش و چالشی پنهان می یابند به گونه ای که یکی از دیگری احساس ناخرسندی میکند. در این میان برای حل این ناخرسندی معامله ای صورت میگیرد که بواسطه آن شهروندان متاعی را دریافت میکنند و ناخرسندی خود را پس گرفته و با وضع موجود مصالحه میکنند. این متاع معامله شده همانا اجازه مصرف است. به واسطه این معامله خاموش، شهروندان ایرانی اجازه میابند از عطر جیوانچی و اتومبیل گالانت و پیتزا فروشیهای متعدد و تلویزیونهای ال سی دی و تبلتهای خارجی برخوردار باشند تا در ازای آن در ساختارهای موجود به حیات خود ادامه دهند. و شاید به خاطر همین است که انگیزه کمی درمیان مسئولان ایرانی درکنترل مصرف دیده میشود چرا که  مصرف به شکل زنجیره واری به بعضی اقتضائات حفظ و بسط لابیهای ثروت و قدرت پیوند خورده است.  با این نگاه بنابراین مصرف بالای ایرانی نه یک تصادف و یا یک عادت بد فرهنگی بلکه  پیامد بعضی پارداوکسهای حل نشده نسبت دولتورزی دیندارانه در ظرف واقعیتهای قدرتورزی نیشن استیتهای مدرن است. ء

به راستی نسبت جمهوری اسلامی با مدرنیته چیست؟

Posted in Uncategorized | ۴۵ Comments

45 Responses to

معامله پنهان

  1. آرش says:

    سلام
    با افتخار مطلب خوبتان را در وبلاگم لینک دادم

  2. سیده زهرا says:

    سلام خیلی مقاله تفکر بر انگیزی بود,ممنون…شما گفتید که مبانی جمهوری اسلامی در سوق دادن مردم به سمت آموزه های دینی تعریف شده,من میگم انقلاب اسلامی بر مبنای تقوا در اخلاقیات قرار گرفته که متاسفانه برای رسیدن به این تقوا هنوز به راهکار درستی نرسیدن,دیشب داشتم مطلبی میخوندم که گفته بود اگر ما مبنای انقلاب رو بر پایه تبعیت از امام زمان قرار بدیم دیگه مشکلی نخواهیم داشت,نه توی مصرف ونه در بقیه موارد واگر ما تلاش کنیم و به دنبال این باشیم که از امام(ع)بهره ببریم میتونیم به راحتی راهمون رو پیدا کنیم و برای آمادگی و رسیدن به تبعیت از امام (ع)نیاز به تمرین داریم,ما باید در زمان غیبت از آقا(رهبر انقلاب)تبعیت کنیم تا بعدها برای اماممون به مشکلی بر نخوریم…به همین راحتی و با همین راهکار میتونیم مصرف رو بیاریم پایین و متوجه نسبت جمهوری اسلامی با مدرنیته خواهیم شد.
    ان شاالله بهترین استفاده رو در این ماه از سفره نعمت و رحمت خدا ببرید وروز به روز انقلابی تر باشید,التماس دعا.

  3. شیعه says:

    سلام برادر خدا قوت,ما آخرش نفهمیدیم شما ایرانی یا کانادا؟جشنواره طبس تهرانی یهو سر از اتاوا و پارلمان در میاری!نکنه بنده مقرب خدایی طی الارض میکنی ما خبر نداریم؟خدا خیرت بده که روشنمون میکنی همیشه برقرار و روشن باشی در پناه حق.

  4. زکیه دوستی says:

    سلام ، خداقوت ، نسبت جمهوری اسلامی با مدرنیته چیست ؟ بهتر نیست بگیم نسبت ایران با دنیای مدرن چیست ؟ چون فعلأ ما با مقوله ای به نام ایران در مقابل جهان روبرو هستیم که ادعای اسلامی بودن داریم اما تا چه اندازه اسلامی هستیم خودش جای تفکر دارد، به نظر من در روزگار حاضر اسلامی بودن هدف و آرزوی ایران است ولی چقدر سعی در اسلامی بودن کرده ایم جای بحث دارد !رابطه مصرف و جمهوری اسلامی ! مصرف گرایی که ما رابه سمت مدرن شدن میبرد و ما را در خدمت مصرف گرایی قرار میدهد راموافقم که دارد در ایران روز به روز بیشتر میشود ،نه تنها ایران بلکه تمام جهان با مصرف گرایی دارند به یکنواختی در ظاهر میرسند ، وما بدون تفکر فقط مصرف میکنیم، دیشب توی یک برنامه تلویزیونی یک عزیزی حرف جالبی زد گفت: همیشه اکثریت دلیل درستی عمل نیست و متأسفانه اکثریت در ایران داره میشه قانون مثلأ به یک نفر میگی چرا دروغ میگی ، میگه همه دارند دروغ میگند و چون همه این کار رو انجام میدهند به یک عمل عادی تبدیل میشود ،مصرف گرایی در ایران هم به همین صورت درآمده وقتی سیاستمدار ما خودش توی مهمانی های خانوادگیش سرآمد مصرف گراییه چه انتظار که افراد عادی مملکت این کار رو انجام ندهند و با فکر وعقلانیت به این مسائل نگاه کنند توی ایران قبح خیلی مسائل ریخته شده و به یک امر عادی توی زندگی ماشینی ما آدمها تبدیل شده و اگر کسی بیاد حرفی ناقض اون بزنه مردم در مقابلش جبهه میگیرند، مثل قوم ابراهیم شدیم که بت میپرستیدند در حالیکه هیچوقت به این فکر نکرده بودند که چرا ساخته دست خودشان را بدون اینکه جانی داشته باشد عبادت میکنند و بزرگان قوم هم از جهالت مردمشان برای رسیدن به مطامع خود استفاده میکردند و به ثروت اندوزی می پرداختند، وقتی از یک جامعه ای قدرت تفکر گرفته شود بعید نیست که به هر ناکجاآبادی برسند. من نمیخوام بگم که در کشور ما به عمد این جهالت صورت گرفته شاید دلیلش جهالت کسانی است که فکر میکنند غرب و دنیای مدرن را خوب میشناسند ، مثلأ ساعت کتابخوانی در ایران چقدره ، چقدر جوون ، نوجوون ، کودک ما توی این جامعه کتاب میخونند ؟ چقدر خانواده های ما به این امر رغبت نشان میدهند؟ حالا برعکس این موضوع وقتی وارد خونه یک ایرانی میشی چقدر ظرف کریستال توی بوفه خونه هاشون میبینی ؟ بوفه ای که یکبار درش باز نمیشه تا از اون ظروف استفاده بشه ،چقدر عروس خانوم وقت گذاشته توی بازارها و اونا رو خریده ؟ ما تبدیل به ماشین شدیم بدون اینکه خود بدانیم من بعداز دوران کارشناسیم خیلی علاقه مند زیبایی خونه های مدرن و امروزی شده بودم به خاطر این علاقه رفتم و برای گذراندن دوران معماری ثبت نام کردم و شروع کردم به خوندن معماری ، اتفاقی که برای من پایان دوره افتاد این بود که برگشتم به معماری ایرانی- اسلامی خودمون ، وقتی معماری مدرن میخوندم و نقشه های پلان معماری میکشیدم آخرش به هیچی نمیرسیدم ، اصلأ در من تفکر جدید ایجاد نمی کرد چون اینقدر معماری خودمون دارای رمز و راز بود که معماری مدرن در حد یک نقاشی کودکانه به حساب می اومد. من فکر کردم و معماری مدرن رو شناختم و برای همیشه گذاشتمش کنار،،ولی چندنفراز کسانی که هررشته ای رو میخونند به چرایی اون کار فکر میکنند؟ وبیشتر بعداز فارغ التحصیلی میشند پرچم دار اون حرکت و افکار عمومی رو در مقابل اون جریان طوری به وجد می آورند که به جای خانه های زیبا امروز همه در قوطی کبریت زندگی میکنیم و انواع بیماری های روحی رو میگیریم واز اینکه مدرن هستیم خوشحالیم وچون به رضایت قلبی از داشته هامون نمیرسیم هرروز بیشتر و بیشتر مصرف میکنیم شاید به این امید که در جایی ،کالایی به مقصود خود برسیم .

  5. فاطمه says:

    وقتی موفقیت جوون ما نه در دغده ی انقلابی داشتن و برای انقلاب وآرمان هاش گام برداشتن، که به درصد بالای ریاضی-فیزیک تو کنکور زدن و رتبه زیر چند شدن تو کنکور خلاصه میشه،(بنده چون خودم از نزدیک دارم با این مسئله در فضای داشنگاهمون دست و پنجه نرم میکنم و به نوعی هم متاسفانه خودم بدجوری باهاش درگیر بودم میگم که واقعا مشکل ناراحت کننده ایه)وقتی جوون ما نه به خاطر ایده های نو و انقلابی که داره بلکه بخاطر خوب تقلید کردن از آدمهای بی سروپای غربی که شاید در جامعه ی خودشون هم اعجوبه ای نباشند تحسین میشه و وقتی افتخار ما اینه که پوستینی رو تولید ملی! میکنیم و بر روی مفاهیم و مبانی مدرن میکشیم که علی الظاهر تبدیلشون کنیم به مباحث اسلامی اونوقت در این شرایطه که هیچ استدلالی به قدر کافی نمیتونه ما رو به نقطه ی مطلوب برسونه بلکه همه چیز یک سیکل معیوب رو ایجاد میکنه که نهایتا مارو به بی پاسخی میرسونه و همه رو(بجز نخبگان جامعه)مجبور به مشغول شدن به یک مسئله برای رهایی از دغدغه های فکری و انقلابی میکنه و چه جایگزینی بهتر از مصرف.جسمی که بجای موتور پرواز روح بودن شده کارخانه ی تولید زباله !از خوردن های ما بگیرید تا پوشاک ما و مسکن و مبلمان منزل و…ا
    امیدوارم ببخشید بخاطر طولانی شدن مطلب،این روزها مشغولیت های ذهنی زیاد و چندجانبه باعث شده که این مشکلات زیادی به مغزم فشار بیاره.
    دعاکنید مارو

  6. سوال سختیه
    و البته پاسخ دادن به این سوال حتما دانش و تسلط زیادی بر اوضاع اقتصادی، اعتقادی و اجتماعی در جمهوری اسلامی لازم داره که بنده در اون حد نیستم
    اما به نظرم باید یک گام به عقب برداریم و ببینیم چه چیز باعث به وجود آمدن این تناقضات در لایه های مختلف نظام جمهوری اسلامی شده
    مثلا چرا رهبر، بر ساده زیستی، قناعت، پرهیز از مصرف گرایی، پرهیز از اسراف، پرهیز از خرید کالای خارجی و …. تاکید دارد، ولی برخی صاحبان قدرت و ثروت که ظاهرا عضو فعال نظام هستند، مراد دیگری دارند و کار دیگری می‌کنند
    به قول میلاد دخانچی،

    ما به یک انقلاب دیگر در جمهوری اسلامی نیاز داریم تا ساختارها را عوض کنیم

    ساختارهای سیاسی، فرهنگ، اجتماعی، اقتصادی و اعتقادی ما نه اسلامی هستند، نه ایرانی، نه غربی، ترکیب نامتجانسی از همه و هیچکدام

  7. فاطمه شیرازی says:

    سلام
    واقعا اینا اتفاقیه؟
    این که خیلی زود مردم به جای استفاده از زنبیل و پاکتای کاغذ کاهی برای خرید هاشون از نایلون استفاده کردن و یا به جای اینکه صبح ها برن نون سنگک بخرن رفتن نون فانتزی خریدن یا این که به جای اینکه برن پارک ورزش کنن رفتن باشگاه یا تردمیل خریدن
    من یادمه بچه که بودم می رفتیم بیرون تفریح مامانم الویه یا کوکو سبزی درست می کرد اما الآن خیلی راحت میریم ساندویچ می خریم .ما این چیزا رو از کجا اوردیم؟
    خیلی جالبه که از لحاظ اقتصادی تحریمیم اما از لحاظ فرهنگی و روش زندگی کاملا در معرض غربیم
    در فرهنگ غربی رو کی به روی ما باز کذاشته ؟
    من فکر نکنم با نخریدن پپسی و آب معدنی مشکل حل بشه

  8. بسم الله
    سلام علیکم
    چند وقت پیش یه آیه ای خوندم که خداوند به پیامبر خطاب کرده بود که: اگرآنها با اینکه هدایتشون کردی مسیر اشتباه رو انتخاب کردند ودر اون مسیر حرکت کردند تو در مسیر درستِ خودت حرکت کن اگر حتی تنها باشی
    حالا فرقی نمیکنه اگر کل جهان وتک تک مردم از ظرف یه بار مصرف یا بطری آب معدنی استفاده میکنن با اینکه میدونن دارن به محیط آسیب میزنن من و تو هم این کار رو بکنیم؟؟
    ارزش کار اینجاست که وقتی توی خیابون تشنمون میشه سریع نریم یه آب معدنی بخریم به خاطر هدف ارزشمندمون تحمل کنیم
    کارخوب اینه که وقتی بیرون میریم توی کیفمون یه لیوان کوچیک باشه تا هرجا رسیدیم یه لیوان یه بار مصرف از طرف من استفاده نشه
    کار ارزشی اینه که دم عید به خاطر جو فضا با داشتن لباس نریم ودوباره یه سری لباس نخریم
    و مهمترین نکته اینه که هر کس وظیفه ی کنترل خودش رو اگه داشته باشه کافیه حتی اگه یک نفر باشه
    جامعه ی ما با این جمله که ای بابا وضع خرابه داره پیش میره
    چند وقت پیش توی اتوبوس خانمه میگه اصلا ماه رمضون حس قبل رو نداره مردم دینشون ضعیف شده دوستش پرسید روزه ای ؟گفت نه!!!!!!!!!این یعنی چی؟
    اگه کل دنیا پپسی بخورن ومن بدونم که این کار درست نیست وظیفه دارم که نخورم اگه هدف دارم
    استاد زبانمون میگفت بعد از انقلاب غربی ها پاکت رو از ایران گرفتن وبه اون پلاستیک رو دادن والان وضع ما اینه
    و من توی اتوبوس خانمی رو دیدم که خریدش روتوی یه زنبیل گذاشته بود
    همه چی بستگی به خود فرد داره که چقدر هدفش براش ارزشمنده
    یا علی

  9. سیده زهرا says:

    سلام ۱٫دیروز کامنت گذاشتم ثبت شدنش رو دیدم ولی الآن نیست مطمئنم مشکل اخلاقی نداشته اینکه چرا حذف شده فقط خدا میدونه و صاحب اینجا ۲٫تازگیا یه کارخونه ای اطراف مشهد آب معدنی وارد بازار کرده که از اکسیژن اشباع شده یعنی درصد اکسیژنش از بقیه آب معدنی ها بیشتره ,چرا؟ چونکه مردم اکسیژن خونشون تامین بشه,خوب این یعنی چی؟یعنی این که ما اونقدر از طبیعت دور شدیم که باید با آب معدنی های این مدلی اکسیژن بدنمون تموم نشه,این خیلی درد آوره که ماها که ادعای جامعه مهدوی رو داریم زدیم رو دست آمریکا,البته ما فقط ادعای جامعه مهدوی رو داریم همین.
    ان شاالله همیشه خدا حامی تون باشه.

  10. سلام؛
    عالی بود
    پوستری از امام خامنه ای در این خصوص کار کردم
    یه سر بزنید

  11. 255815 says:

    سلام!
    این وب عالیه,نشد بیام اینجا و چیزی یاد نگیرم…کم کم مخاطب خاص خودش رو جذب کرده… از اینکه مطالب شما و خصوصا نظرات دوستان رو اینجا میخونم لذت بسیاری میبرم!
    خدا زیادتون کنه!

  12. farateh says:

    سلام
    اینها چند جمله از دکارت هست..
    خیلی بی ربط نیستند..استفاده کنیم….

    خداقوت

    من در هر چه شک کنم، در این شک نمی توانم کرد که شک می کنم و چون شک می کنم، می اندیشم؛ می اندیشم، پس هستم…

    تنها، داشتن اندیشه ی خوب کافی نیست؛ مسئله ی بنیادی در این است که آن را خوب به کار ببریم…

    کسانی که آهسته می روند، اگر همواره در راه راست قدم بردارند، از آنانکه می شتابند و به بیراهه می روند بسیار بیشتر خواهند رفت…

    از هیچ اندیشه جدیدی بدون فهم آن حمایت نکنید. بلکه با شک و تردید در آن وارد شده و حقیقت را کشف کنید

    باید بخواهیم تا بتوانیم….

  13. حسن says:

    خوشحالم که هر وقت به اینجا سر می زنم دست خالی بر نمی گردم و نکته و موضوع تازه ای مشغولم می کند

    مصرف دغدغه ایران امروز نیست مصرف حتی در افق مذهبی ترین/انقلابی ترین طبقات این جامعه امری مهم یا موضوعی قابل تامل نیست!
    صادقانه تر اینکه خود من هم نمی توانم دلیل این همه تاکید بر محیط زیست را درک کنم .
    در واقع محیط زیست یک موضوع شیک و چه بسا سانتی منتال برای جامعه ایرانی است تعجب می کنم از کسانی که با لیست کردن یکسری آمار و ارقام می خواهند این موضوع را به مساله ای مهم تبدیل کنند.

    محیط زیست دغدغه ما نیست چون هیچکدام از ما در کنار رودخانه های آلوده شده توسط شرکت های چندملیتی زندگی نمی کنیم …چون ما اصلا شرکت چند ملیتی نداریم! خیلی که به خودمان فشار بیاوریم می توانیم خریداران محصولات چنین کارخانه هایی باشیم، محصولاتی که به ما حسی از بروز بودن و “تجربه ای از مدرنیته” می دهند. تجربه ای که در تمام این سالها از آن محروم بوده ایم و همزمان به آن تحریک می شدیم!

    پس حالا که داریم “پیشرفت” می کنیم و دستمان به دهنمان رسیده چرا نباید مثل کشورهای پیشرفته زندگی و فکر کنیم؟

  14. فتانه ارجمند says:

    سلام

    اینکه مصرف ماچندبرابر یک شهروند غربی است خیلی تاسف برانگیزه !جای تاسف اینجاست که درجامعه ایی که نام الگوی اسلامی را یدک میکشد(به نظر من)حالا اینطور آمارها وجودداشته باشند .ماتازمانی که یادنگیرم وسایلمان را چگونه ترمیم کنیم و یاچگونه ازآن مصرف دوباره ای داشته باشیم همین مشکل را داریم ویک مصرف گرای صرف میمانیم
    !
    اینکه ژن سالم مدرنیته در ایران بتونه جایی باز کنه به نظر من شبیه کاشت فرهنگ مدرن در زمین لایزرع ایران .
    است.
    باید ابتدا این زمین آمادگی پیداکند …اونم با تغییر !!! تغییر در سبک زندگی !!
    موفق باشید

  15. masiha says:

    با سلام
    عنوانش عالیه
    این پست من یاد آری این چنین بود برادر(دکتر شریعتی) میندازه . خیلی زیباست وقتی شباهت مارو با اون برده های مصری بیان میکنه ودرد اونجای میدونه که ما… یعنی مردم قرن بیستم یکم نمیدونیم که داریم واسه یک مشت سرمایه دار بردگی میکنیم وتن به این معامله ی پنهانی دادیم در صورتی که برده های اون زمان لااقل میدونست که جایگاه شون کجاست
    و دارن واسه ی کی کار میکنند. خدارو شکر توی کامنت های بچه ها آگاهی رو میشه دید به نظر من ایران دوباره داره انقلاب میکنه انقلابی عظیم اسم این انقلاب آگاهی آگاهی.مردمون از این معامله پنهانی اگاه شدن

    …به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عج) که صد البته نزدیک است

  16. farateh says:

    in the name of allah

    just in the last century,the way in wich we consume material goods has shifted radically.

    for our grandparents,and some of our parents,shopping meant buying provisions to satisfy physical needs.

    today, in addition to buying necessities, we shop to indulge ourselves in luxuries–high-priced gym shoes or the latest,most high-tech entertainment system.and we shop for the sheer fun of it. most of us acquire continuosly–everything from groceries to cars, from clothing to toiletries.from home furnishings to sporting equipment–and through our acquisitions, we express a sense of identity, taste, and lifestyle…..

  17. مهدیه آل طه says:

    به راستی نسبت جمهوری اسلامی با مدرنیته چیست؟
    این سوالیه که از وقتی گره شروع شدو به دنبالش شما رو شناختم توی ذهنم ایجاد شده…ولی نمیتونم یه جواب درست حسابی یا حداقل جوابی که کمی راضی ام کنه براش پیدا کنم

  18. farateh says:

    in the name of allah
    compulsive shopping…the real cost
    ……………………………………………………………..but some people gooverboard.their spending becomes excessive and often carries troubling consequences.some people cannot resist the temptation, and very often they buy merely to acquire.
    this type of impulse buying can become so obsessive that people find themselves in considerable financial dept and psychological distress.recent studies suggest that extreme impulse buying is on the increase, affecting an estimated 5 to 10 percent of the adult population in many countries.
    we tend to define ourselves by what we buy and have.
    this often affects how we feel as well.for many, buying things on impulse is a way of avoiding or hiding feelings of anxiety and loneliness.
    however, shopping as a way of dealing with internal distress is seldom effective for long.
    in fact, research suggests that people who consider shopping to be a priority in their lives tend to experience more anxiety and depression as well as a lower level of well-being than those who dont……………

  19. سپهر says:

    نمیدونم عکسهای مربوط به جشنواره طبس رو دیدید یا نه
    توی همین جشنواره ضد استکباری از لیوانهای یکبار مصرف و بطریهای پلاستیکی استفاده شده
    ما هنوز توی جشنواره های ضد استکباریمون هم یاد نگرفتیم که مرگ برآمریکای عملی مهمتر ازمرگ بر آمریکای شعاریه
    وقتی که اگاهانه باسبک زندگی ایران امروز ،ایران اسلامی(سبک زندگی آمریکایی)مبارزه کنیم همه چی درست میشه دبگه لازم به جشنواره،سمینار و هزارجور برنامه های دیگه نیست.
    داریم به شبهای احیاء نزدیک میشیم توی این شبها به طور وحشتناکی از ظروف یکبار مصرف و کیسه های پلاستیکی استفاده میشه به جای اینکه بیایم اینجا و هی شعار بدیم بهتره که یه کاری کنیم بیایم از همین شبها شروع کنیم از خودمون و دوستای خودمون و فامیلامون و نذاریم که از کیسه های پلاستیکی برای کفشاشون استفاده کنن و خیلی چیزای دیگه
    دیگه باید شروع کنیم همین حالا وقتشه همه شروع میکنیم
    ازسرزنش هم نترسیم یادتون باشه آدمای انقلابی از سرزنش نمیترسن

  20. شیعه says:

    سلام مجدد آقا من خیلی باهوشم بالاخره پس از تلاش مداوم وکار کشیدن از این مغز آکبند تونستم این دو عدد کامنت انگلیسی رو در حد تیم ملی ترجمه کنم (آخه هرچی باشه من خارجیم خوبه حروف الفبای انگلیسی رو بلدم),تورو خدا به آدمایی مثل من رحم کنید کامنت فارسی بذارین که راحت و بدون درد سر بتونیم بخونیم,البته شاید نظر خصوصی برای برادر میلاد بوده ما نباید این همه رنج رو متحمل میشدیم…خدارو خوش میاد؟ آخه هیچ انسانی به انسانی میدارد روا؟مخ منو الآن باید از وسط اتاق جمع کرد منفجر شد رفت پی کارش…با تشکر و خسته نباشید فراوان

  21. مهاجر says:

    من به شدت از دو اصطلاح ج.ا.قدرت وج.ا.انقلابی در سیر تفکرم استفاده میکنم وبرای تحلیل گذاره هایی همچون سوال فوق بسیار به کار می آید
    برای پیشرفت بهتر مباحث دو اصطلاح دیگر را پیشنهاد میکنم :جمهوری اسلامی وانقلاب اسلامی .
    انقلاب اسلامی همان است که در تضاد با مدرنیته وبرای نجات بشر از مبانی ومظاهر آن ظهور کرد که الگوی مصرف خودش را دارد
    اما جمهوری اسلامی
    در تعامل با مدرنیته ،سبک زندگی والگوی مصرف برای شهروندانش ارائه میدهد .
    ما به سرعت از انقلاب اسلامیمان فاصله گرفتیم وغفلت نخبگان،نسل به نسل ما رابا مدرنیته ی اسلامی شده با روکش نماز وروزه مانوس تر کرده است

  22. مهاجر says:

    ای هم نسلی ها که نه چیزی از فضای انقلاب دیدیم ونه از هوایی که شهدا در آن نفس کشیدند بوییدیم
    اکنون ای تشنگان چشمه حیات بخش انقلاب اسلامی ،فصل ،فصل بیداری است .فصل نقد جمهوری اسلامی ومطالبه ی آرمان های انقلاب اسلامی است .
    امام سید روح الله وامام سید علی، من وتو را چشم براهند . این آزاد مردان ،جنس حرفهایشان با من وتو از جنس انقلاب اسلامیست.

  23. عابدینی says:

    امام خمینی (ره):
    طبع کاخ نشینی با تربیت صحیح منافات دارد، با اختراع و تصنیف و تألیف و زحمت منافات دارد. اگر سر تا سر دنیا هم بخواهید گردش کنید و پیدا کنید، اگر موفق بشوید یکی دو تا و چند تاست . تمام مصنفین از این کوخ نشینان بودند تقریباً و تمام مخترعین از همین کوخ نشینان بودند، تقریباً … ما باید بکوشیم اخلاق کاخ نشینی را از این ملت بزداییم، اگر بخواهید ملت شما جاوید بماند و اسلام را آن طوری که خدای تبارک و تعالی میخواهد در جامعه ما تحقق پیدا کند، مردم را از آن خوی کاخ نشینی به پایین بکشید… .
    .
    .
    .
    حضرت رضا (ع)
    برخی دوستان کوته فکر، دوست دارند من بر نمد بنشینم و جامه زبر و خشن بر تن کنم، در حالی که این زمانه اقتضای چنین زندگی را ندارد.
    .
    .
    .
    .
    حضرت علی علیه السلام که: «اَلنّاسُ بأُمَرائِهِمْ أشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبائِهِمْ؛ شباهت مردم به زمامدارانشان بیشتر از شباهت آنان به پدرانشان است.»
    .
    .
    .
    .
    لا تَلْبِسُوا لباسَ اَعدائی و لاتَطْعَمُوا مَطاعِمَ اَعْدائی، وَ لا تَسْلُکُوا مَسالِکَ اَعدائی، فَتَکُونُوا اَعْدائی کَما هُم اَعْدائی.
    لباس دشمنان مرا نپوشید و غذای دشمنان مرا نخورید و به شیوه دشمنان من رفتار نکنید که شما نیز همانند آنان جز و دشمنان من خواهید شد!
    .
    .
    .
    .
    .
    !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!بدون شرح!جدن چ کنیم؟
    فقط یه جمله از خودم میگم:تا وقتی که این بیلبوردا سر جاشون هستنو،هایپراستارها ساخته میشن..همینی ک هس

  24. عابدینی says:

    ما قربانی ماکیاولیسم هستیم…
    ما تبدیل شدیم به پشتهای خمیده و محکمی که خوب به اهداف کسانی که باعث این وضع شدن کولی میدیم…باید صاف وایستیم…باید تغییر کنیم…

  25. مهاجر says:

    طبع کاخ نشینی یعنی طبع غرب یعنی خوی سیطره .
    غرب اختراع واکتشاف و تصنیفش هم زاییده ی همین خوی سیطره ی اوست
    روح غرب آقایی انسان یعنی سیطره ی بشر بر هستی است
    اما در روح اسلام اله فقط الله است وانسان ، نسبتش با هستی بر اساس بندگی الله مشخص میشود

  26. shahrzad says:

    خیلی خوبه

  27. سیده زهرا says:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    یا ابانا استغفرلنا ذنوبنا انا کنا خاطیین…سوره یوسف آیه ۹۷
    پدر برای گناهان ما آمرزش خواه که ما خطا کار بودیم
    یااباصالح!به پدری ات محتاجیم…التماس دعا

  28. 255815 says:

    هر نسلی مسول سرنوشت خودشه! پدران ما جهاد کردند و ما رو از گردنه طاغوت عبور دادند و ما باید جهاد کنیم و انقلابمون رو از گردنه افکار التقاطی-به تعبیر حضرت روح الله- عبور بدیم. ما باید متون و اصطلاحات ناب, برای سبک زندگی انقلابی مون تولید کنیم. تا کلمات ما عوض نشوند فکر ما عوض نخواهد شد و تا فکر عوض نشود رفتار همین خواهد بود. هر کدام از ما مسوول تولید اصطلاح نو بزای حوزه فعالیت مون هستیم: چه محیط زیست باشه چه الکترونیک چه حیطه آموزش و یادگیری و چه مهندسی هوا فضا و یا معماری و.. . اگر فکر کنیم که مسوولین ما که اکثرا بالای ۵۰ سال عمر دارند وقت میکنند و راجع به این مسائل که دغدعه نسل ما است,تولید فکر خواهند داشت,سخت در اشتباهید… ما باید انقلاب رو سالم به دست نسل بعد برسونیم. این تکلیف ماست در قبال خونهای جوانان مان که اتفاقا همگی از بهترینها بودند.

  29. سحر says:

    ان الله لا یغیرمابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم
    همانا
    خداوند حال هیچ قومی را تغییر نمیدهد تا زمانی که خودشان تغییر دهند
    سوره ی مبارکه ی رعد آیه ی ۱۱
    ما مشتاق وخواهان نیستیم
    هنوز شایسته تغییر نیستیم هنوز در عجبم که با این وضع تغییر کی اتفاق خواهد افتاد
    همه بایدطالب تغییر باشند آیا ما اینگونه ایم?
    به امید قیام. قائم آل محمد که تغییر به احسن الحال است

  30. مهاجر says:

    متون واصطلاحات ناب برای سبک زندگی انقلابی
    تولید اصطلاح نو برای حوزه ی فعالیت
    والبته با این موافقم که از مسولین نباید انتظار تولید فکر داشت
    امید وارم نسل ما که این مسولیت بزرگ بر دوشش هست غفلت نکنه
    .
    .
    .
    سوال از۲۵۵۸۱۵وهمه ی مخاطبان:
    شما خودت برای تحقق آرمان های صحیحی که مطرح کردی نقطه ی آغاز رو چی میدونی ؟
    الذین امنوا “رو خوب اومدی اما برای “وعملوا الصالحات” چه برنامه ای داری؟”

    • 255815 says:

      نقطه آغاز: مقوله قابل بحثیه!
      به نظر من ما در دو سطح باید عمل کنیم:
      یکسری تحرکات رو که باید در سطح تکنیکی بریم جلو ، مثلا ایجاد جنبشهایی در راستای همکاری و من اسمش رو میزارم “تعاون اجتماعی حداکثری”: مثل جنبشهای محیط زیستی ، احیای حیا و حجاب، احیای دانش و بینش اجتماعی، جنبش های تمایز فرهنگی در هر زمینه ای با غرب و یا فرهنگهای منحط از هر کشوری و …
      اما بعضی حرکتها در سطح بالاتری باید صورت پذیرد، این بحث دیگر جایش در دانشگاه ها و مراکز علمی است و برعکس جنبشهای قبلی نمیتوان آنرا در سطح گسترده مطرح کرد . کرسی های آزاداندیشی از این دست اند. من معتقدم ما اگر ایجاد این کرسی ها را از اساتید دانشگاه ها نخواهیم این کرسی ها تا ۲ قرن دیگر هم برپا نخواهد شد. این نوع بحث ها تخصصی است و جایش در خیابانها و جنبشهای مردمی و یا حتی تلوزیون نیست (اتفاقی که به طرزی کاملا ناشیانه در هر انتخاباتی در ایران رخ میدهد و کلی هم هزینه فرهنگی واجتماعی و…و بعضا غیر قابل جبران روی دست ما میگذارد) چون در بعضی موارد ممکن است حتی جهان بینی ها را زیر سوال ببرد که اصلا صلاح نیست مردم عادی در معرض ان قرار بگیرند….

  31. saa says:

    روز وبلاگستان فارسی مبارک بر تمامی دوستان …
    پندار غلط
    سوره مبارکه قیامه
    آیه شریفه ۳

    أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ
    معنای آیه:

    آیا انسان گمان می کند خداوند نمی تواند پس از مرگ و پوسیدن استخوان ها او را زنده کند؟
    پیام آیه:

    هر سال در زمستان می بینیم که گیاهان همچون چوب های بی جان می شوند و بار دیگر در بهار زنده می شوند آیا این نمونه ای از مرگ و زندگی دوباره ی ما نیست؟
    مشاوره سنگ صبور سعا

  32. .... says:

    اینجا کاملا راکد شده!!

  33. مهاجر says:

    بله موافقم -
    مثل برنامه های خوب که وقتی اوج گرفتن وکلی انرژی صرف میشه تا مخاطب به مرحله ی بیداری ومطالبه برسه ناگهان اونو رها میکنن ومیرن ودیگه بی خیال مخاطبشون میشن
    برنامه ای مثل “گره” .
    ایجا هم زنده بود واحیا گر بود به اینجا وبه ظرفیتی که داشت دل خوش بودیم وامیدوار
    اما وای بر جوانان!
    آنها که ساعتی شعله ورند وپر هیاهو وساعتی بعد سرد وخفته!

  34. عامّی says:

    سلام
    آقا/خانم مهاجر
    بیاید تصور کنیم آرامش قبل از طوفانه!

  35. farateh says:

    سلام

    ایشان حتما به فکر مطلب و موضوعی جدید و خوب هستند نگران نباشیم…کافیه به هم اعتماد کنیم…

    خدا قوت

    • مهاجر says:

      فریاد زدم وانتقاد کردم
      اما قلبم همواره با اعتماد تپید
      وچشمم به راه طوفان نشسته بود
      .
      .
      .
      خوشحالم از خواندن”انقلابی های ضد انقلاب” آنجا فریاد های دیگریست
      میروم تا سر دهم.

  36. Irani says:

    با سلام و خداقوت
    من هر وقت به اینجا سرمیزنم کیف میکنم .این پست هم مثل بقیه ی مطالب عالی بود فقط خیلی دیر پست جدید اضافه میشه .انتظار سخته!! لطفا بیشتر مطلب بگذارید .ا
    انشاءالله در پناه صاحب الزمان همیشه پرتوان و انقلابی باشید و هم چنین انشاءالله جوونایی مثل شما هر روز بیشتر بشن.

  37. nobody says:

    از کی تا حالا، پیتزا و سوسیس و کالباس های مزخرف شده اند نشانه های مدرنیسم؟
    جمهوری اسلامی یک مرده متحرک است در جهان مدرن امروز.

  38. مریم says:

    در ادامه صحبت شما باید اضافه کنم که دامنه مصرف گرایی به روابط انسانی هم رسیده است
    مطلبی می خوندم راجع به راز موفقیت زن و مردی که بیش از ۵۰ سال در کنار هم زندگی مشترک داشتند و ازشون راجع به این راز پرسیده بودند و اونها جواب دادند
    ما در دوره ای زندگی کردیم که هر چی خراب می شد درستش می کردیم ، دور نمی انداختیم
    حالا توی روابط انسانی هم به محض این که از آدمی خسته میشیم سریع دور می اندازیم و به سمت یه ادم دیگه میریم
    شاید یه جورایی طلاق هم با این مصرف گرایی نسبت داشته باشه

  39. Mahvash Nasehi says:

    میلاد جان به نکته بسیار مهمی اشاره کرده ای . شخصا” در تظاهرات ضد جنگ آمریکا فعال هستم و متاسفانه بسیار ناامید میشوم و اشگالات زیادی را مشاهده میکنم و دلیل آن هم مشخص است زندگی در یک کشور امپریالیستی به من نشان داده است که این سیستم توانسته تا چه حد فرهنگ امپریالیستی را نهادینه کند به بیان دیگر در این شورزار امکان به پیش بردن هیچ تفکری عمیقی وجود ندارد. مثالی که شم زدید برای من تداعی کسانی است که با قهوه استار باکس در تظاهرات شرکت میکنند !! بنابراین عدم شناخت عوامل اصلی و ریشه ای و نپرداختن به آن یک معضل است چه در آمریکا چه در کانادا گروه های ضد جنگ عملا” نمی توانند هیچ کار سازنده ای را پیش ببرند علی رغم اینکه فعالین آن انسانهای بسیار معتقد به فعالیت خود هستند و دلایل آن هم مشخص است از طرف دیگر بحث مربوط به رشد و توسعه و مدرنتیه بسیار مهم است به بیان دیگر اختلاف اصلی بین جناحهای مختلف همین است که چگونه مدرنیته را تعریف میکنند و چگونه از نظر اقتصادی راه رشد و توسعه را می بینند و باز به خاطر نگرش غلط در زمینه رشد و توسعه است که مشگلات عدیده ای برای جامعه بوجود آمده تا جایی که بستنی چهار صد دلاری در برج میلاد صرف میشود !یکی از اشگالات اساسی نظام این است که در این سی ساله مدام جمهور اسلامی را تعریف کرده و شعار داده قادر نبوده در هیچ زمینه ای الگویی را مشخص کند چه در زمینه فرهنگی چه در زمینه اقتصادی نتیجتا” کار این شعار دادن ها و عدم معیار گذاری صحیح منتهی به فساد های درون نظام شد که هر روز آمار و ارقام غیرقابل تصوری را در مورد این دزدی ها ، رانت خواری ها ، و خروج سرمایه ملی از کشور شاهد هستیم . که تازه این دست رو شدن ها نتیجه فعالیت های دولت هشتم و نهم است که از زمان بکار آمدن سر کار ، سعی داشت قطار از ریل خارج شده را به مسیر اصلی ببرد ، سعی داشت در زمینه فرهنگی صدمات را جبران کند سعی داشت در زمینه اقتصادی با مفاهیم نادرست در مورد توسعه و رشد مقابله کنند و دیدیم که چه به روزش آوردند. مدرنتیه باید تعریف شود اما چگونه با وجود سرمایه داران رانت خواری که در ایران عادت کرده اند فقط کالا را سریع به پول تبدیل کنند این کار عملی است عادت کرده اند از دلار به عنوان یک کالا استفاده کنند و در مواقعی که منافعشان به خطر می افتد اینگونه امنیت کشور را به خطر اندازند …مطالبی که شما اشاره کردید همانی است که دکتر احمدی نژاد در ا نتخابات اعلام کرد با مصرف مقابله کنید اما در انتخابات رقبای ایشان دیدیم قالیباف ها چه پوسترهایی به خیابانها نصب کردند رفسنجانی ها چه بساطی راه انداختند درست مانند کشورهای امپریالیستی که عقل مردم را در چشمهای آنها خلاصه میکنند ..بنابراین اگر در جامعه ای نهادینه شود که با چشم کار کنی نه با مغز اگر در جامعه ای زیبائی تعریف نشود ، مدرنیته تعریف نشود ، معنای توسعه و رشد تعریف نشد ، نمیتوان فرهنگ فکری مناسب برای پیشبرد جامعه را بوجود آورد اگر در پی رفع اشگالات هستیم اول باید عدالت را گسترش دهیم تا امکان بحث سازنده برای تمام نیروهای معتقد به خصوص فعالین ضد امپریالیست بوجود آید. اما در ایران امکان گفتگو برای امثلا زیبا کلام ها که کاملا” روی خط نئوکانها هستند وجود دارد و دانشگاه ها از این افراد پر میشود شناخت پدیده امپریالیزم یک ضرورت است متاسفانه خیلی ها نمی خواهند این پدیده عمیق شناخته شود و فقط ظاهری به آن می پردازند اما همانطور که شما به شیوه ای متفاوت به آن پرداختید زیربنا و عوامل اصلی و رابطه بین آن را مشخص نمی کنند با پدیده امپریالیزم ظاهری نمیتوان برخورد کرد باید اسارت انسانها را به شیوه مدرن به تصویر کشید تا مرعوب مفاهیم نشوند و بعد تعریف جدید را ارائه داد شکل واقعی به معانی داد . شخصا” معتقدم دکتر احمدی نژاد در حد توان خود با تمام مشگلات موجود سعی داشته چه در سیاست داخلی و چه در سیاست داخلی با امپریالیزم بطور جدی مقابله کند و تغییرات اساسی بوجود آورد……بهر حال جای بحث بسیار است ….تشکر از اینکه با این نوشتار این فرصت را بوجود آوردید

  40. Mahvash Nasehi says:

    nobody در جواب سئوال شما باید بگویم اتفاقا” رابطه بسیار جدی است در مصرف غذاهایی امثال سیوسیس و کالباس .از بین بردن فرهنگ کشورها چه در زمینه خوراک ، گوش کردن به موسیقی و موارد دیگر برنامه ای است برای ” نظم نوین جهانی ” تعریف حکومت جهانی از نظر اشغالگران این است که همه باید به موزیکی گوش بدهند که آنها برایشان تعریف میکنند غذایی بخورند و لباسی بپوشند که کورپوریشن ها برای آنها تعریف میکنند تا سرمایه از حرکت باز نایستاد و جهانی شود. پیوستن به سرمایه جهانی یعنی همین که خیلی ها در ایران برای آن دقیقه شماری میکنند ..دوست گرامی این مسائل را از آن راحت نگذارید …پست سر مک دونالدها و غذاهای فست فود غیر سالم انواع و اقسام کمپانی های دارو سازی بوجود خواهد آمد که دردهای ناشی از این غداهای ناسالم را درمان کنند …خوردن کوکاکولا با خود فرهنگ می آورد ..در کشور بولیوی کوکاکولا را به عنوان ترویج فرهنگ صهیونیستی امپریالیستی ممنوع کردند …بنابراین در کشور ایران که مرکز انواع و اقسام نوشابه های سالم و عرق های مختلف است که باید ترویج داده شود جای آن به انواع و اقسام نوشابه های کارخانه ای که بابت انحصار آن باید میلیونها دلار پول به جیب کورپوریشن ها ریخته شود سرازیر میشود این فقط یک مورد است و آن هم غذایی

  41. هومر says:

    چقدر متاسفم برای پیرمرد سرخپوست. ببینم، بعدش پلیس فتا بردش و جنازه اش رو تحویل خانواده اش داد؟ شهید آوینی نظرش راجع به این چی بود؟