اگر اهل حماسه نیستی لااقل حماسه کش نباش

گره، میلاد دخانچی،‌ ایران، تورنتو، انقلاب و سبک زندگی

آمریکای درجه سه

متن سخنرانی قرائت شده در جشنواره طبس به بهانه اکران نیویورک زیرزمینی

از من خواسته اند که رو سن بیایم و چند کلامی درباره نیویورک زیرزمینی صحبت کنم. هر چند از رو خواندن خلاف عادت آنانی است که ساحت رسانه زنده را تجربه کرده اند اما تصمیم گرفتم این کار را انجام دهم تا هم تمرینی باشد برای احترام به مخاطب واینکه پراکنده گویی نکنم و در میدان اصل مطلب حرکت کنم

نام فیلم، نیویورک زیرزمینی با پسوند مستندی درباره موسیقی اعتراضی در آمریکا، در لحظه اول این انتظار را ایجاد میکند که قرار است این فیلم جستجویی با نگاهی مردم شناسانه و تحقیقی از وضعیت موسیقی مقاومتی و اعتراضی در آمریکا باشد. فیلمی که قرار است ما را با زندگی هنرمندان زیرزمینی و تنوع موسیقیایی و چالشها و دردهای آنان آشنا کند و برای ما درامی از تلفیق هنر و مقاومت بسازد و در یک کلام ما را با آنچه در ایران موسیقی زیرزمینی مینامند حال از جنس امریکایی آن آشنا کند

پر واضح است که فیلم هیچکدام از اینها را انجام نمیدهد. نیویورک زمینی فیلمی است به معنی واقعی کلمه تجربی  که با فرمی شلوغ و زیاده خواه و محتوایی به قول بعضی ها رو حرف میزند و در ارایه مقصود خود پیچیده عمل نکرده و در ایجاد درام و تعلیق یا عاجل است و یا آگاهانه از آن سرباز میزدند

نیویورک زیرزمینی شاید قبل از آنکه تصویر فریاد جوانان شاعر نیویورکی باشد تجلی دغدغه یک جوان  بیست و چهار ساله ایرانی است که با تازگی آقا مرتضی خوانده ودر متروی نیویورک در حال رفتن از منهتن به بروکلین چند جوانی را میبیند که وارد واگن مترو شده اشعار انتقادی سر میدهند

او دوربین خود را از غلاف بیرون کشیده و خود را همراه تجربه ای چند روزه در حالی میکند که نه پول دارد و نه فیلم نامه ای و نه امکاناتی. اما سوال دارد. سوالاتی که به او کمک میکند تا نیویورک را استعاره تمدن امروز قرار داده و از دریچه نگاه شخصیتهای خسته نیویورکی سعی کند به این سوال پاسخ دهد :‌ به راستی نسبت من با این تمدن چیست؟ سوالی که همچنان ادامه دارد و برای آنانی که گره را دیده اند  این حرف بسیار ملموس است

و به راستی نسبت ما با این تمدن چیست؟ تمدنی که به قول ایمورتال تکنیک دیگر جغرافیا نمی شناسد و همه جا نفوذ کرده و کاری کرده است که نیویورک زیرزمینی را از نقدی بر آمریکای معاصر به فریادی بر وضع موجود ایران امروز تبدیل کند. آری امروز که به نیویورک زیرزمینی نگاه میکنم و مصادیق آنچه جوانان نیویورکی آنرا مورد نقد قرار میدهند را میتوانم در ایران امروز ببینیم ، اتفاقی که هرچند دردآور است نشان از این است که آرمانخواهی انقلابی ما از جنس گفتمان پیر جماران همچنان زنده و باید که زنده باشد. شاید وقت آن رسیده که تهران زیرزمینی بسازیم و تهران را استعاره مدرنیته مسموم و افسرده شرقی قرار دهیم و بر آن فریاد آرمانخواهانی از جنس ‪‬انقلاب من کو را برآوریم

خانم شاعر در نیویورک زیرزمینی از دریده شدن حریم عفاف پرده برمیدارد و جوان بداهه گو گفتمان پیشرفت خواهی و مفاسد اقتصادی را لازم و ملزوم یکدیگر معرفی میکند و کتابفروش خیابانی از ‪‬دزدی قانونی‬ و رپر سیاهپوست از عدم اطمینان زیاد به سیاستمداران برای حل مشکلات صحبت میکنند و جوان سیاهچرده در کف خیابان نیویورک از ‪‬کاپیتالیسم مقدس‬ مینالد و شاعر سفید پوست از مردمی بی خیال و بی آرمان گله مندی میکند. همه مصایبی که با وضعیت امروز ما قرابت دارند و مگر حاج مرتضی نبود که ۲۰ سال پیش به ما از بوجود آمدن چنین وضعیتی هشدارداده بود و از ناسازگاری مظاهر مدرنیته ما مبانی دینی سخن گفته بود

نام این جشنواره را به جرات جشنواره ضد امریکایی گذاشته اند. میگویم جرات چرا که بر عکس ظواهر و صدای شیپورچی ها در جمهوری اسلامی، ضد آمریکایی بودن کار بسیار سختی است. البته اینجا منظور از امریکا، یک مرز جغرافیایی نیست. آمریکا یک مفهوم است. یک نوع بودن، یک نوع فردیت، یک نوع نگاه انسان به خود به طبیعت و به خدا. آمریکا غایت تمدن غالب و یا همان مدرنیته است. امیدوارم روزی برسد که جشنواره موسیقی ضد مدرنیستی برگزار کنیم و در آن آمریکای خفته در جمهوری اسلامی را به نقد بکشیم و آن روزی خواهد بود که به جای اینکه بچه های موتورسوار بر کنسرت های شبانه حمله کنند ، لابی های ثروت و قدرت ایادی خود را به این جشنواره ها ریخته تا آنها را قلع و قمع کنند

البته این در شرایطی اتفاق خواهد افتاد که ضد آمریکایی بودن از یک عنوان جشنواره ای و دکانی برای مستندسازی امثال من خارج شود و به یک مطالبه و من دوست دارم بکویم مبارزه تبدیل شود. و الا چه باک از چند جوان پیراهن روی شلوار که دور هم جمع شوند و به آمریکا فحش بدهند در حالیکه ساختمانهای بانکهای رنگارنگ در خیابانهای شهر سر به فلک کشیده اند و فست فود ها به مثابه اختاپوستی همه جا حضور دارند و وزارتخانه های فرهنگی قد و نیم قد یا متولی بازیهای کامپیوتری اند یا تولید شغل برای چند مدیر خواب آلود فرهنگی

آقا سید مرتضی چه زیبا از مک لوهان قرض کرده و به ما فهماند که همانا رسانه خود حامل پیام است. آقای سید مرتضی به ما یاد داد که شما میتوانید تا دلتان بخواهد گالری نقاشی و عکاسی داشته باشید پر از مظامین دینی و انقلابی. هنرمندان انقلابی میتوانند تا میتوانند از مدرنیسم هنری برای بیان احساست انقلابی استفاده کنند  ولی آنچه مورد شک است نفس وجود گالری است. گالری که از هنرانقلاب یک عنوان کنار عناوین دیگر میسازد و محلی میشود برای به رخ کشیدن نفس اماره هنرمندان و نهایت تاثیرش ترفیع آقای مدیر فرهنگی است که از هنر چند بچه انقلابی برای گزارش نویسی و بالا رفتن از نردبان قدرت استفاده میکند و در نهایت سر از کانادا در می آورد و دلال اثر هنری میشود و بعد از مدتی به برجسازی روی می آورد و من افرادی از این جنس را خود از نزدیک دیده ام. از پس گالریهای هنری نه مردم راه مبارزه با شرق و غرب را می آموزند و نه راه مبارزه با اسلام رفاه تجمل و سازش و فرومایگی.  باید گالریها را واژگون کرد و بر کف خیابان آمد و از هنر برای برطرف کردن نقاط کور و مبهم معظلات اجتماعی اقتصادی سیاسی و نظامی بهره جست و این همان است که حضرت روح الله در پیام خود به هنرمندان در سال ۶۷ طلب میکنند. در واقع ایشان با این نگاه از ضرورت پیدایش یک نوع مدل جدیدی از هنر صحبت به میان می آورند که بعدا در باره آن بیشتر خواهم گفت

اگر آنروز آقا مرتضی با مک لوهان برای انقلاب اسلامی متحد میشود شاید زمان آن رسیده است که ما امروز با فوکو در شک به مکانیسمهای دیسیپلینری و دوربینهای مداربسته و کارتهای ساعت زنی و به قول حاج آقا پناهیان ‬قوانین اضافی‬ همراه شویم و در ساختار مدرن امروز شک ببریم و از ساختار شکنی دریدایی برای واژگونی این ساختارها قدم برداریم چرا که تجربه نشان داده است که مدینه فاضله اسلامی ما از دل این سازو کار بیرون نمی آید و محصول این ساختارها در بهترین حالت همان اسلام امریکایی است. ساختارهایی که همان کسانی که روزی از دیوارهای همین ساختمان بالا رفتند را اصلاح طلب کردند و سه تیر را به فلان جریان گره زدند و ما هنوز به جای شک بر ساختارهای مدرنیستی، اقای الف و ب را مقصر وضع موجود میدانیم

آری ما انقلاب کردیم. ما طاغوت را واژگون کردیم. اما بسیاری از ساختارهایی که از آن به ارث بردیم را رها گذاشته انقلابی بودن خود را به تغییر تابلوها تقلیل دادیم. کشورهایی که تجربه استعمار را داشته اند بعد از بیرون انداختن استعمار دیدند که خیلی از اقتضایات دوران استعمار در حال بازتولید شدن است. ریشه یابی کردند و به این نتیجه رسیدند که استعمار تنها یک تجلی قدرت نیست. بلکه استعمار یک نوع فکر کردن است که ساختار های ملازم با تفکر خویش را میسازد و بدینسان قدرت خود را پخش و سعی در جاودانگی آن میکند. گفتند تنها راه چاره،استعمار زدایی از ذهن و بعد استعمار زدایی از ساختار هاست.  گفتند کلونیالیسم را باید در ذهن منهدم کرد. گفتند باید ذهن را دی کلونیالایز کرد. گفتند باید ساختار ها رانیز دی کلونیالایز کرد

طاغوت از کشور ما بیرون رفته است و اما ما بسیار کم در ساختار های طاغوتی به ارث برده، شک کرده ایم. ساختار هایی که ذهن ما را مدرن و غرب زده و طاغوتی کرده اند. به قول دوست خارجی من زمان آن رسیده که ما اذهانمان را دیطاغوتایز و در ادامه آن ساختارهایمان را دیطاغوتایز کنیم. و این شاید تنها راه جلوگیری از افتادن در دام مباحث نظری بی حاصل سنت و مدرنیته است که  به راستی در فردیتی همانند چمران ‪‬حرف مفتی‪‬ است. فردیتی که نوع بودنش بزرگترین تهدید برای تمدن غالب و سلطه آن است. و هنری که این فردیت ها را بوجود آورده ما را در برونرفت از سلطه این تمدن کمک میکنند همانا هنر انقلاب است.  و حرکتهایی این چنین( نشست طبس) در شکلگیری چنین فردیتهایی آوینی وار و چمران وار در حال تلاش اند. باشد که نیویورک زیرزمینی اندکی زیرزمین نفسانیات نیویورکی سازنده اش را صیقل داده باشد و الا آقا مرتضی چه زیبا گفت که هنر امروز حدیث نفس است و هنرمندان گرفتار خودشان هستند

Posted in Uncategorized | ۳۰ Comments

30 Responses to

آمریکای درجه سه

  1. بسم الله
    امروز با خوندن چند تا از وبلاگ ها به یک نتیجه رسیدم
    اینکه همش داریم حرف های گره رو تکرار میکنیم نمیدونم برای چی؟؟؟
    حس میکنم توی این نوشتن ها وگفتن ها بیشتر میخوایم خودمون رو نشون بدیم که آره ما تفکرمون انقلابیه آی مردم همه بدونید
    از سال گذشته تا الان هیچ حرکت خاصی از طرف هیچ کس به خصوص بچه های گره ندیدم برای تحقق حرف های گره
    همش هر وبلاگ رو که باز میکنی ،هر سایت رو که باز می کنی
    یه جمله که من طرفداره گره ام نوشته بعد شروع کرده همون حرف های تکراری رو نوشته و آخرش یه جمله که آره ایران به سمت غرب داره میره ملت مدرن شدن!!!!
    ندیدم یکی بنویسه امروز برای اینکه یک قدم در مسیر انقلا
    بی بودن وتحقق آرمانی که بهش اعتقاد دارم فلان کار انقلابی رو انجام دادم رفقا شما هم بدونید شاید به دردتون بخوره
    همش داریم خودمون رو نشون میدیم
    (به خصوص خودم)
    دیگه داره روانم به هم میریزه

    • یه توضیح به دوستان دیگه به جز نویسنده سایت بدم که

      منظورم از اینکه گفتم هیچ کس حرکت خاصی نکرده به خصوص بچه های گره این نیست که رفقا کاری نمیکنن

      بالعکس کارهایی کردن که خیلی هم ارزشمند بوده به خصوص بنیاد اندیشه
      حرفم یه چیز دیگه هست که خود نویسنده میدونن

    • م.قاضیان says:

      باید از این قالب غلط بیرون بیایم .

      توهم همه چیز دانی در حالی که تنها چیزهایی به گوشمان خورده

      و توقع تغییر در حالی که خودمان روی تختمان لم داده ایم..

    • masiha says:

      با سلام فاطمه هموطن
      چند وقت پیش به منزل یکی از آشنایان رفته بودم بچه بانمک مهربونی داشتند اما متاسفانه یک جور خوشونت توش موج میزد از روی صندلی چنان با شدت پرید پایئن که من گفتم پاهاش شکست و وقتی ازش پرسیدم چرا این قدر محکم پریدی به من جواب داد من لاک پشت نینجای هستم. بهش گفتم پات میشکنه گفت نه لاک پشت نینجای هیچ کارش نمیشه . من واقعا ناراحت شدم که اینقدر یک برنامه کودک میتونه آسیب زا باشه تازه همون بچه ادعای قدرت داشت و وقتی برادرم که میونه خوبی با بچه ها نداره و همه ی بچه ها ازش فرارین اومد دیگه هیچ قدرتی از لاک پشت نینجای یک دقیقه قبل نبود . برادرم اون بچه رو مجبور کرد که یک چشمش رو ببنده ویکیشو بازباشه و روی یک پاش کناردر بایسته ؛ اون بچه جیک نزد وهمه ی کارا رو از ترسش انجام داد اونجا بود که فهمیدم برنامه کودکی که بچه هامون نگاه میکنن نه بهشون جرات می ده وحتی مشکل آفرین هم هست خیلی ناراحت شدم ونمی دونستم چی کار کنم می دونستم باید یک کاری کنم اما نمی دونستم چه کاری تا این که متن میلاد رو(انقلاب من کو؟) خوندم توی متن میلاد مقاومت رو دیدم هر چند که کوچک بود اما جمعشان کارساز “یاد حرف معروف دکارت افتادم که” فکر میکنم پس هستم.” اینجا مقاومت میکنم پس هستم. و این مقاومت دیگر مقاومت توپ و تانک و مسلسلی نیست. مقاومتی نرم است . گویی جنگ نرم مقاومت نرم هم می طلبد” . آره همین بود من باید در مقابل این جنگ نرمی که وجود داره کاری می کردم اول نشستم با همون بچه یعنی احسان صحبت کردم گفتم می دونی این برنامه کودکی که تو نگاه می کنی خیلی تخیلی و به دوراز واقعیته!!! ببین این لاک پشت ها دارن از یک موش کثیفی که تویی فاضلاب زندگی می کنه دستور می گیرن !!! راستی ؛ احسان پهلون پوریا رو نگاه می کنی که درختی که هیچ آدم قدرتمندی نتونست قطع کنه و به نظرم این لاک پشت ها هم نمی تونن با یک یا علی قطع کرد ؟ می دونی ما یک عالمه آدمای قوی مثل پهلون پوریا داریم رستم, سهراب،ارش کمان گیرٍ. وقتی احسان ازم پرسید برنامه کودکشم رو داری ترسیدم وتازه فهمیدم چقدر واسه بچه هامون کم کار کردیم . نسل آینده مون باید از یک موش کثیف دستور بگیره !!! اره ما خودمون داریم به همین سمت می بریمشون . این جا من باید مقاومت می کردم من باید کاری میکردم . احسان هیچ جای بازی نداشت ومجبور بود صبح تاشب بشین پای همینا . به احسان گفتم دوست داری یک قهرمان بشی قوی تر از این بنتن , اسپایدرمن, لاک پشتای که میگی؟ من یک جای می برمت که بشی پهلون پوریا . با پدر و مادرش صحبت کردم, اسم احسان رو توی یک زورخانه نوشتیم . اما این احسان بود بچه های دیگه چی ؟؟؟ اصلا نه همین احسان با این همه زمان اضافه که داره چی کار کنه؟ این جا بود که خودم باید می رفتم کلاس انیمیشن.الان که متن شما رو خوندم به نظرم اومد می تونیم ایده هامون رو بیان کنیم و با هم ؛ تفکر انقلابی به وجود آوریم. توی کامنت( سیده زهرا) سوال جالبی طرح شده بود؛ اینکه چرا ما مهدویت و ولایت پذیری مون کمتر شده ؟ به خاطره این که نسل مارو رسانه تربیت کرده یا به قول میلاد تولید کرده ؛ من قبول دارم ما فقط شعار می دیم اما خوب دقدغهشو داریم؛ می تونیم ایده هامون رو مطرح کنیم شاید من نه ؛ دیگران امکان تحققش رو داشته باشن.
      به امید حق

      • سلام
        آفرین منم منظورم همینه دیگه
        اینکه با هم حرف بزنیم وایده بدیم وکار کنیم
        در کنار همین کار کردنِ انقلابی، میشه خودسازی کرد میشه ولایتی شد ومیشه مهدوی بود
        نه اینکه من پشت این میز بشینم و فقط حرف بزنم
        حرفی که هزار نفر در هزاران سال گفتن
        شما یه اتفاقی افتاده رفتی انیمیشن یاد گرفتی برای بنده یه اتفاقی افتاده رفتم تدوین یاد گرفتم یکی دیگه یه هنر دیگه داره ما باید وباید دور هم جمع بشیم وکار کنیم
        به خدا دارم میگم وقتی حاج اقا پناهیان میگن ما یک فرد انقلابی تو رسانه نداریم دو دستی میزنم تو سرم
        بعضی از بزگان رسانه که مثلا متعهد هم هستن میگن که رسانه وهنرمندا ن ما خوبن نسبت به جاهای دیگه
        آخه من اگه بخوام رسانه ی خودم رو با غرب و هر جهنم دیگه ای مقایسه کنم باید بزارم جلوم قربون صدقش برم
        اگه من مسلمونم و شیعه مقیاس سنجش من باید اسلام باشه که در کنار تمام اصول اسلام رسانه باید بره بمیره
        درد اصلیه من اینه که خود بچه حزب اللهی ها هم سستن
        یعنی اگه ما اراد ه ی یه ضد اسلام که واسه تخریب اسلام هر کاری میکنه رو داشتیم الان رسانه دست ما بود نه دست یکسری اراذل که خودشون بدتر از هر…..
        شما نمی سوزی وقتی میشنوی که جومونگ لعنتی تو ایران که مثلا اسلامیه طرفدارش بیشتر از خود کره هستش
        شما نمی سوزی وقتی پسر بچه های معصوم تو خیابون رو میبینی وقتی با لباس اسپایدر من که میخواد از دیوار بره بالا
        شما داغون نمیشی وقتی دختر جوون از نبودن یه پاتوق واسه حرف زدنش واسه گفتن دردش بدون اینکه کسی موعظش کنه داره تو خیابون ول میگرده
        همه ی اینا درد داره
        اونوقت من وا مثال من همش بشینیم حرف بزنیم که غرب بده ایران غرب زده شده
        اون غربیه هم بشینه کار رسانه ای بکنه و تاثیرش رو بزاره
        این جوون ایرانی هم مثل آواره ها بگرده
        رهبر مملکت هم بنده خدا دلش به ما خوش باشه
        نباید بگم ولی میگم همین چند وقت پیش یکی از سردارها بهمون گفت که رهبر چند تا مسئولین رو صدا کرده با عصبانیت از وضع مملکت گلایه کرده وگفته که شما دارین پس چی کار میکنین
        که اگه من بودم میگفتم دارین چه غلطی میکنین
        بعد میایم شعر خوانی راه میندازیم که ۳۱۳ مرد کم است …….
        .

        • masiha says:

          با سلام
          تاریخ تکرار مکررات است . زمانی یک فرد به اسم امام حسین قیام کرد تعدادشون کم بود به ظاهر شکست خوردن اماواقعا این بود؟!!الان بعد از هزار چهارصد سال پیام انقلابش به همه ی مردم رسید ودر زمان های متعدد با درس گرفتن از این انقلاب مردم تونستن علیه ظلم بی عدالتی قیام کنند یکیش همین جمهوری اسلامی ما. این از برکت قیام امام حسین(ع) بود که انقلابی رو که ما از امام گرفته بودیم رو حالا کشورای دیگه با درس از انقلاب ما گرفتن . کشور بودیم که در مقابل تمام قدرت های استکباری زمان قیام کردیم وپیروز شدیم حالا هم شاید تعداد ما کم باشه یا کاری که انجام میدیم در سطح وسیعی نباشه اما میتونه به دیگران درس بده . شما گفتی دلت میسوزه واسه ی بچه های که لباسشون و وسایلوشون همه عکس بتمن و… . چند تا بچه توی فامیلتون هست که می تونی با هاشون صحبت کنی ؟ واسشون سی دی پهلون پوریا شکرستان یا سی دی های که انیمیشن زندگی پیامبران است رو بزاری؟ من خودم چند وقت پیش یک انیمیشن دیدم از امام خمینی بود که لبنانی ها ساخته بودن . اون یا هر سی دی که مفهومش درسته؛ حتی شاید یک انیمشن امریکای باشه. این یعنی این که قدرت های بزرگ دوتا از بینندهای کوچولشون رو از دست دادن همینم کافی . شاید یکی از اون بچه ها بعدا بتونه در مقابل همین قدرت بایسته.
          یا دلت میسوزه واسه ی اینکه مردمت دارن جومونگ نگاه می کنن خودت نبین یا حداقل برو دنبال مفهومی که می خواد اون سریال به تو القا میکنه . وای که ما هممون چقدر می تونیم کار انجام بدیم مگه نه؟؟؟
          به امید حق

          • سیده زهرا says:

            سلام بله ما خیلی کارا میتونیم انجام بدیم ولی برای انجام بعضی از کارا از طرف افرادی که خودشون رو انقلابی میدونن توبیخ میشی که داری کار سیاسی میکنی وقتی تو به عنوان یه معلم داری بعضی از نمادهایی رو که توی انیمیشنهای والت دیزنی برای بچه هاست توضیح میدی مدیر مدرسه بهت میگه تو فقط درستو بده همین…بخدا دردآوره وقتی میبینی همکارت عوض اینکه فکرش پی تربیت و آموزش دانش آموزش باشه داره در مورد مد لباسو مدل جدید مبلمان و…حرف میزنه میسوزی, وقتی میخوای باهاشون از ارزشها حرف بزنی و اونا تورو یه بچه فرض کنن آتیش میگیری,ما توی مدارسمون رسانه مون هنرمون هیچ نشانی از انقلاب نداریم اگر هم داریم به اندازه یه مورچه ایه که داره روی یه کوه عظیم راه میره اگه همه اینها نشانی از انقلاب مهدوی گرفته بودن الآن آقا علنا نمی گفتن ما رشد اخلاقی جامعه مون به نسبت علم و سیاست و…زیاد نبوده(فرمودن خیلی کم کاری شده در این زمینه)….اگر ماها اخلاقیاتمون مثل امام خمینی و آقای عزیزمون باشه دیگه حتی قوی ترین هجمه های دشمن هم کارساز نخواهد بود…یه انتقاد هم به بچه انقلابیا دارم اینکه تازگیا به دنبال پرورش استعداد نیروهای جدید نیستن فقط زیر پر و بال دوستان قبلی رو میگیرن….واقعا انقلاب من کو؟

  2. م.قاضیان says:

    سلام

    گره الان در چه حاله؟؟

    مجموعه داره کارشو ادامه میده یا هر کی دنبال دغدغه های خودشه…؟؟

    غرب شناسی، غرب آگاهی ، در کنار خودباوری دینی و ملی.. تنها راه حل این مسائله.. با کارهای ضربتی و دو فوریتی فقط هزینه داریم می دیم”"

  3. سلام
    متن سخنرانی رو قبلا در وبلاگ فاطمه هموطن خونده بودم
    اونجا هم نوشتم که به آقای دخانچی حسودیم میشه
    چون ایشون پویایی خودشون رو حفظ کردند
    امیدوارم در ایران بمونند و کار کنند
    و فکر کنم انجمنی یا گروهی یا حداقل اتاق فکری تشکیل بشه با محوریت این آرمان ها، خیلی خوب باشه
    فکر گروهی پر مغزتره و زودتر به بار میشینه
    گره رو هم فراموش کنید
    قرار نیست که ما در گره، گره بخوریم
    گره برای گذار از یک مرحله بود، که گذر کردیم
    باید بریم مرحله بعدی که گره رو شناختیم و داریم بازش میکنیم
    این حرفی هم که خانم فاطمه هموطن زدند تا حدی درسته و تا حدی درست نیست
    من همیشه گفتم، باز هم میگم
    با بازخواست و پرسیدن این سوال که چرا کسی کاری نمیکنه، نه تنها مشکلی حل نمیشه، بلکه یأس و ناامیدی غالب میشه و کسی هم که میخواد کار کنه، دلسرد میشه و دست به اقدام نمیزنه
    راه حل پیشنهادی من اینه که هر کس هر کاری میکنه، بزنه به تابلو و نشون بقیه بده
    روشنگری کنه، آموزش بده، نقاط قوت خودمون و نقاط ضعف طرف مقابل رو برجسته کنه
    گره خیلی کار کرد و مهمترین کارش تغییر طرز فکر خیلی هامون بود
    توقعات خیلی هامون رو بالا برد
    بعد از گره من نسبت به خیلی از مسائل حساس تر و دقیق تر شدم
    معماری، فست فود، بازیهای رایانه ای، شلوار جین، حجاب، موسیقی، انقلابی بودن، جنگ، مصرف گرایی، مدرنیته، همسریابی و …..
    حالا دیگه موقع نشون دادن اون حساسیت ها و خلق و ابداع برای پاسخ به اون حساسیت هاست

  4. سیده زهرا says:

    سلام
    شهید آوینی میگن انقلاب اسلامی ایران با تخطی از اصل لا شرقیه و لا غربیه از ماهیت اسلامی خود دور میشود…و در تاریخ ظهور تمدن غرب هیچ تمدنی در مقابل هجوم تمدن غربی تاب نیاورده و هیچ انقلابی بعد از پیروزی برای تاسیس حکومت از قدرت استکباری مستقل نشده جز انقلاب اسلامی ایران که انقلاب ارزشهاست و متکی به نظام فکری مستقل…و باز هم شهید آوینی میگن اصل”نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی” در واقع صورت تبلور یافته همان تفکری است که انقلاب ما بر آن متکی است.
    سوال:آیا اصل نه غربی,نه شرقی فقط اینه که با آمریکا و غرب قطع رابطه سیاسی کنیم؟یا این اصل معنای وسیع تر و کلی تری رو در بر میگیره؟یعنی میشه گفت نه شرقی,نه غربی همون تبلور زندگی اسلامی به دور از ساز و کار مدرنه؟ که اگر اینطور باشه پس ما هم در برابر تمدن غرب تاب نیاوردیم و مورد هجمه این تمدن قرار گرفتیم. یعنی با توجه به دنیای مدرن و تحت تاثیر قرار گرفتن زندگی بشر ما هم نتونستیم اون استقلالی که باید از تمدن غرب داشته باشیم به دست بیاریم.با توجه به گفته ونوشته شهید آوینی”هیچ تفکری جز تفکر اسلام ناب محمدی نمیتواندبه معنای کامل لفظ مستقل و غیر وابسته باشد و مصداق لا شرقیه و لا غربیه”…وقتی خوب به گذشته و حال انقلاب نگاه میکنیم میبینیم اوایل انقلاب اسلامی ایران به دلیل اینکه جامعه ما نزدیکتر به آرمانها و ارزشهای جامعه مهدوی بود و مردم ولایت پذیر تر بنابراین به راحتی میشد گفت ما نه شرقی هستیم و نه غربی و طبق شریعت اسلام عمل میکنیم,ولی آیا بعد از دوره سازندگی و اصلاحات هم می تونیم بگیم ما و جامعه ما مصداق کامل نه شرقی و غربیه؟…اگر نه شر قی و نه غربی در ما متبلور شده چرا زندگی هامون به سمت هرچه غربی تر شدن پیش میره و صد البته چرا نهاد هایی که باعث تبلور این اصل مهم در تفکر افراد جامعه باید باشن به هر چه غربی تر شدن و تحت سلطه غرب قرار گرفتن اجتماع دامن میزنن,مگر نه اینکه اصل انقلاب حرکت به سمت ظهور و رسیدن به جامعه مهدویه و زندگی به سبک مهدوی در تعارض کامل باسبک زندگی غرب به خصوص آمریکاست؟پس دلیل اینکه ما در مهم ترین نهادهای دولتی تفکر چند دهه قبل غرب رو برای جامعه امروز تجویز می کنیم چیه؟چرا نباید در حکومت و جمهوری اسلامی ایران که بزرگترین انقلاب دینی و الهی دنیاست تفکر و سبک زندگی مهدوی غالب باشه؟ چرا باید در بخش نامه ها و سند های چشم انداز حرف از جامعه مهدوی و حیات طیبه باشه ولی در عمل جامعه غربی بروز پیدا کنه؟آیا با عمل به دستورات زندگی غربی میشه به جامعه مهدوی و در نهایت حیات طیبه دست پیدا کرد؟به چه دلیلی تعلیمات دانشگاهی ما بر مبنای اعتقادات و نظام ارزشی اسلام نیست؟(البته تعلیمات دانشگاهی به مثابه تمامی سالهای تحصیلیه)اینکه ما حکومتی مستقل از غرب داریم قبول!اما آیا مردم مستقلی هم داریم,استقلال فقط زیر سلطه سیاسی قرار نگرفتنه؟
    شهید آوینی اعتقاد دارن ما(انقلاب اسلامی ایران)تنها استثنای موجود در جهان هستیم که به تکنو کراسی رو نیاوردی…آیا در این دوره تاریخی انقلاب هم همینطوره؟
    همه اینها سوالاتی بود که بعداز خوندن یکی از مقالات شهید آوینی ذهنم رو درگیر کرده بود و دوست داشتم از شما که دارید همون راه رو میرید بپرسم.ان شاالله همیشه یه فعال انقلابی باشید

  5. عابدینی says:

    باید گالریها را واژگون کرد و بر کف خیابان آمد
    عااااااااااااااااالی بود…همین
    چند روز بعد مراسم که متن سخنرانی رو واس دوستانو آشنایانو فامیل ایمیل کردم همه از هر تیپ و دسته و حزبی که بودن واقعن لذت بردنو استفاده کردن…
    کلی هم ابراز احساساتو اینا:-)))))
    ولی جدن جرأت واژگون کردن گالری نفس و شکستن لاک بی تحرکی و اینکه همش درگیر نقد کردنو یه جاهایی نق زدن…یه جاهایی…خودمو میگم…چه جوری میشه؟؟؟؟

  6. فاطمه says:

    موفق باشید
    ماکه همیشه دعاتون میکنیم…و خودمونو البته که بتونیم انقلابی بمونیم
    کیسه پلاستیکی هم کمتر مصرف کنیم.
    جشنواره هامون هم یکم کمتر آبکی باشه و غیر خودمون برا یه کسایه دیگه ای هم هدف گذاری کنیم بد نیست!
    خیلی خوبه که ما بچه انقلابیا حرف همو بفهمیم و تایید کنیم.(ببخشید من البته خودمو انقلابی نمیدونم واقعا)ولی مهم تر از اون اینه که به هم روحیه ی انقلابی بدیم و نذارریم آدما با تضعیف شدن روحیه شون سنگراشون خراب بشه و یا از مدار حذف بشن.اینو من یکی تجربه کردم و متاسفم برا این اتفاق
    بهتره هرکس برا خودش یه سنگر داشته باشه که اگه یه جا دیگران جاخالی دادن بتونه خودشو حفظ کنه و ضربه ی آخرو بزنه به دشمن
    بچه های گره هم دارن یه کارایی میکنن که موفق باشن ایشالا

  7. فاطمه شیرازی says:

    سلام
    باید دینداری هامون رو قوی تر کنیم
    این حرفی بود که معلم معارفم در جوابم زد وقتی ازش پرسیدم موسقی برای چی حرامه ؟ وقتی می شه باهاش کارای مثبتی کرد حتی انقلاب کرد
    هر چند که معلمم قانعم نکرد اما راست می گفت باید دینداری هامون رو قوی کنیم بعد گالری ها رو بیاریم کف خیابون .
    خانم هم وطن !تنها راه برای اینکه گره از حرف تبدیل به عمل بشه همینه
    کتب دینی مون رو یه بار دیگه بخونیم پیامبرمون رو دقیق بشناسیم بعد مثل پدرانمون انقلاب کنیم
    به همه دوستان پینهاد می کنم سری سخنرانی های سید مجتبی حسینی در مورد پیامبر شناسی رو از سایتشون دانلود کنن و گوش بدن
    خیلی تکون دهنده اس
    یا علی

  8. مهاجر says:

    مطالبه ومبارزه ی جدی امروز ما این باید باشد که مقاومت فرهنگی در مقابل هژمونی فرهنگی غرب به سرعت وباقوت شکل بگیرد
    درد اینجاست که ساختارهای فرهنگی در ایران در ادامه هژمونی فرهنگی غرب ودر مخالفت با انقلاب اسلامی شکل گرفته است.لذا نقد بر آمریکای معاصرمی تواند فریادی علیه وضع ایران امروز باشد
    به امید شکل گیری قدرتمند مبارزه ای که در آن آمریکای خفته در جمهوری اسلامی را به نقد بکشیم
    چرا که مدینه فاضله اسلامی ما که سید روح الله منادی آن بود از دل این ساز وکار بیرون نمی آید
    .نوع تفکر ما باید عوض شود باید ابزاری که در اختیار اندیشیدن ما قرار میگیرد باز تولید گردد ونسبت آن با حقیقت مشخص باشد
    باید با ادبیات آوینی ونگاه او مانوس شویم
    آنچه ساختارهای غربی را درجمهوری اسلامی رسوخ داد اندیشه های غربی بود
    وامروز بیش از هر چیز در مقاومت فرهنگی خود نیازمند انقلاب در تفکر هستیم.

  9. آقا میلاد سلام خیلی منتظر گزاشتی مارو واقعا این سخنرانی عالی بود و ما آوینی ندیده ها رو به یاد ایشون انداختید
    حتما از این متنتون استفاده میکنیم انشا الله

  10. farateh says:

    سلام
    با توجه واحترام به تمامی حرفها…
    اول اگاه سازی…که میتونه گاهیم زدن حرفای تکراری باشه…تکرار همیشه هم بد نیست
    بعدهرکسی که در قبال این اگاهی ها در خودش یه کمی احساس مسئولیت کنه…خودبه خود دست بکار میشه و با نهایت تلاشی که داره سعی میکنه حرفها رو به عمل تبدیل کنه…

    مهم اینه که ادمها بخواهند تغییر کنند و تانخواهند…هیچ کاری شکل نمیگیره….

    هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون….

    ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم…

    خداقوت

    • masiha says:

      با سلام
      من کاملا با حرفتون موافقم اگه من نسبت به ماهیت انیمیشن های که دارن به خورد بچه هامون میدن اگاه نبودم هرگز چنین چیز به فکرم نمی رسیدبه قول استاد رائفی پور
      شما آگاهی بده مردم خودشون می دونند چی کار کنند اصل اصل پذیرفته شده است . متاسفانه جامعه
      دانشگاهی ما ازنظر علمی پیشرفت کرده اما هنوز جوان های ما اطلاعات دینیشون اندازه ی همون چهارم پنجم ابتدای . واینکه مشکل آفرین. به نظر من مردم ما از ماهیت وذات قدرت جهانی باخبرند . اما باز همه ما داریم از تمدن اونا حرف میزنیم .باباخبردارشدیم! آره بایدم تکرار بشه اما نه اینک تمام زندگیمون قدرت اونا باشه . فهمیدی؟دیگه بهش فکرنکن. فهمیدی باطله؟ آفرین حالا بیا روی خودت شریعتت کار کن
      من فکر میکنم حداقل بچه های آشنا با درد های گره با دیدن برنامه های گره وکتابی که خوندن صحبت های زیبا رهبری و… که شنیدن اگاهی کمی تا قسمتی پیدا کردن منظور من وخانم هموطن این نیست که این حرفا تکرار نشه . ما تمام حرفمون این حالا که بچه های گره آگاهی نسبی رو بدست آوردن میتونن شروع به ایده پردازی کنند یه گروه کوچک با یک هدف بزرگ
      به امید حق

      • farateh says:

        سلام

        بله گفته هاتون متین و صحیح ..
        اما باید همچنان اگاه سازی انجام بشه و در عین حال برای اینکه این اگاه سازی نتیجه بخش باشد
        باید مردم نیاز به تغییر رو اول در وجود خودشون احساس کنند…
        در غیر اینصورت تا کسی خودش نخواهد..
        امکان نداره که تغییر رخ بده…

        با سپاس
        خداقوت

  11. زهره لک says:

    سلام
    نمی دونم این حرفها رو در جمع چه کسانی زدی و چه افرادی اونجا حضور داشتند اما تحسینتون می کنم .چقدر این سوال قشنگ و زیرکانه است :انقلاب من کو؟>
    چقدر با اون خانم شاعر ،بااون شاعر سفیدپوست با اون جون سیاه پوست و .. احساس هم دردی میکنم .هرچند از گفتن این حرف دردم می گیره .
    موفق باشی.

  12. farateh says:

    سلام

    رمضان مبارک…

    التماس دعا

    خداقوت

  13. باران says:

    سلام اقای دخانچی رمضانتون مبارک اصطلاح اسلام امریکایی خیلی جالب بود فقط کم مونده اسلاممون امریکایی بشه. مگه این امریکایی ها نمیگن ما روتحریم کردن پس چرا ما همه چیزمون امریکایی ?! التماس دعا

  14. کمیته عملیاتی بین المللی توقف نسل کشی روهینگیا در میانمار روز ۲۴ جولای ۲۰۱۲ مطابق با سه شنبه مورخ ۳ مردادماه را روز همبستگی با مسلمانان روهینگیا اعلام کرد.
    اولین روز همبستگی بین المللی برای مظلوم ترین اقلیت دنیا تلاش می‌کند تا جاممعه جهانی را جهت حمایت از روهینگیا بیدار کند. طبق بیانیه این کمیته، این روز یک صدای واحد از جامعه بین المللی برای توقف دولت میانمار برای کشتار و ظلم توسط ارتش میانمار علیه روهینگیا است. این یک زنگ خطر است تا جهان نسبت به خطر تبعید مسلمانان روهینگیا از سرزمین آرکان آگاه شوند

    این کمیته یادداشتی به دفاتر منطقه‌ای سازمان ملل در دنیا در همین روز خواهد داد. این برنامه‌ها به طور همزمان در تمام شهرها در تمام دنیا برگزار خواهند شد:
    یک: تجمع مقابل دفاتر سازمان ملل با بنر و پلاکارد شامل پیام‌های زیر:
    قتل عام روهینگیا را متوقف کنید.
    مسببین قتل عام روهینگیا را مجازات کنید
    روهینگیا مهاجران غیرقانونی نیستند
    تبعیض نژادی و کمپین نفرت علیه مسلمانان روهنیگیا را متوقف کنید
    خونریزی را در آرکان متوقف کنید
    ملیت روهینگیا شهروند میانمار است
    سازمان ملل باید در توقف کشتار مداخله کند
    بنگلادش باید مرزها را باز کند
    دو: قرائت بیانیه عمومی در همبستگی با جامعه روهینگیا
    سه: سردادن شعار نسل کشی در میانمار را متوقف کنید
    چهار: دادن یادداشتی امضا شده توسط سازمان‌های غیردولتی ملی و بین امللی به نماینده سازمان ملل
    پنج: نشست خبری
    از همین رو ستاد مردمی حمایت از مستضعفین میانمار نیز از عموم ملت ایران و دانشجویان و دعوت کرد تا در تجمع روز سه شنبه سوم مرداد ماه راس ساعت ۱۷ برای اعتراض به نسل کشی در میانمار در برابر دفتر سازمان ملل در تهران(خیابان شریعتی، بالاتراز حسینیه ارشاد، خیابان قبا، جنوب بلوار شهرزاد) حضور پیدا کنند.

  15. سیده زهرا says:

    جامعه صهیونیست به دلیل آتش زدن متوهمانه ۶میلیون یهودی به دستور هیتلر یهودی به دلیل یه هلوکاست زاییده ذهن, فلسطین رو اشغال کرد و جرم آلمان نازی و هیتلر یهودی رو پای مسلمونای فلسطین نوشت,حالا ما,من مسلمان دارم میبینم که ۶میلیون مسلمان میانماری رو با تشویق آمریکا و اسرائیل دارن زنده زنده میسوزونن فقط به جرم مسلمان بودن ولی حتی صدامم در نمیاد…نکنه این مصیبت عظیم امتحان خدا باشه؟فکر نمی کنم با سکوت بشه تو این امتحان قبول شد,خدایا خودت جوابشو بهمون برسون.
    برگرد تا بار سفر بر باره بندیم دل بر عبور از سد خار و خاره بندیم
    گاه سفر آمد برادر ره دراز است پروا مکن بشتاب همت چاره ساز است

  16. امیری says:

    سلام
    وخسته نباشید
    اگه یه عده جوون بخوان مستند بسازن
    هیچی
    هیچی هم بلد نیستن
    باید چیکار کنن
    ازکجا شروع کنن
    خواهش میکنم مارو راهنمایی کنید
    کاش بتونیم مرحله به مرحله باهاتون جلو بیایم

  17. فاطمه شیرازی says:

    سلام
    الآن کدوم کار مهم تره به نظر شماها؟
    موسیقی اعتراضی یا مقاومتی ، جلوگیری مردم که یه وخ نرن فست فود بخورند ، نگه داری از محیط زیست ،آگاهی بخشیدن به مردم که مثلا آهای المپیک حواستونو پرت نکنه ها! ، دعای ابوحمزه خوندن ،مسجد ارگ رفتن، ماه عسل دیدن و متحول شدن ،یا
    یا برای مردم میانمار یا سوریه کاری کردن ؟
    آیا سحری خورده روزه می گیرن ؟آیا وقت افطار یه خورده غذا گیر میارن ؟
    غیرتمون کجا رفته ؟ سیاست جمهوری انقلابی مون کجا رفته ؟ کجان اونایی که کاری از دستشون بر میاد
    ماها کجای این دنیاییم؟

    • بسم الله
      سلام فاطمه جان
      عزیز تازگی ها یه کتاب خوندم به اسم حجاب بی حجاب که شاید بتونی جواب سوال هایی که کردی رو ازش بگیری اگه تونستی تهیه کنی که خوب خدارو شکر اگه نه میتونم بهت بدم بخونی
      یا علی

  18. مرضیه says:

    یک سوال از آقای دخانچی
    چطوری به این سطح از درک و تحلیل رسیدی؟
    تو جامعه ای که روز به روز بیشتر به سمت فراموشی هولت میدن
    کجا به خودت اومدی؟
    منم خیلی دلم میخواد یادم بیاد ولی هی فراموش میکنم
    تا کجا تقصیر جامعه است؟ کجاش تقصیر خودمه؟
    اصلا میشه اینها رو از هم تفکیک کرد؟
    بعضی ها میگن همش تقصیر خودمونه، اگر خودمون ، خودمون رو فراموش نکنیم همه چی حله
    ببخشید بیشتر از یک سوال شد

  19. زکیه دوستی says:

    سلام ، خداقوت ، رمضانتان باخیرو برکت ، متن رو خوندم وهمچنین نوشته های دوستان ، می دونید چرا ما داریم به سمت غربی شدن پیش میریم ؟، نه اینکه جوون آگاه ندارم، نه اینکه هیچ کس کاری نمیکنه، نه اینکه همه دارند شعار میدن، نه اینطور نیست . بلکه شاید از اول انقلاب هم جوونای متعهد بیشتر داشته باشیم،جوونای تحصیل کرده که به اندازه ۱۰ تا جوون اون دوره بیشتر میفهمند و میتونند کار انجام بدند ولی اول انقلاب رهبر یک نفر بود و هرکی حرف ایشون رو می فهمید دور ایشون جمع شد و از بی سواد و باسواد و روحانی و حزبی هرکار ازدستش برمی اومد انجام میداد برای رسیدن به تنها هدفی که داشتند اونم انقلاب کردن بود وهمشون یک درد مشترک داشتند دیگه خسته شده بودند، از وضع موجودشون ناراضی بودند وقطره ها جمع شدند و انقلاب صورت گرفت ابتدای انقلاب سیمرغ تنها یک پرنده واحد بود اما بعداز انقلاب سیمرغ از هم جداشدند منشعب شدند حالا هرکس میخواست انقلاب رو با تفکرات خودش راه ببره و هرکدام از این سیمرغ شدند سی انقلاب ، سی تفکر ، سی دیدگاه ، آوینی ها و چمران ها وقتی سیمرغ یکی بودند بروز کردند و دیده شدند و ماندند چون تا بودند جزءهمان سیمرغ واحد بودند، مشکل جوون الان ما اینه که میخواد برگرده به همان سیمرغ اولیه زیر لوای رهبری واحد که خدا تا ظهور امام زمان حافظ ایشون باشه اما باید از سد اون سی مرغ عبور کنه اولی رو رد میکنه میخوره به پست دومی تازه اولی راستی بوده باید یقه لباسش رو میبسته دومی چپیه باید یقه رو باز کنه ،الان توی این کشور اسلام سی معنای متفاوت داره دوران دانشجویی ما رییس دانشگاه شهریه بچه های شبانه رو اضافه کرده بود همه به اعتراض دم ساختمون دانشگاه جمع شدند اومد رییس دانشگاه بیرون و یک سخنرانی قرایی هم کرد و دانشجوها رو به آرامش دعوت کرد و یک قولایی هم داد بعد به نماینده دانشجوها گفت فردا بیا کارات رو بکنیم برای اعتراض بفرستیمت تهران وزارتخونه تا نسبت به کم کردن شهریه ها اقدامات از بالا صورت بگیره فردا وقتی اون بنده خدا رفته بود دیده بود پرونده اش روی میز رییسه و بهش اعلام کردند که اگه پاش برسه تهران کاری میکنند از ادامه تحصیل باز بمونه وگرنه مثل بچه آدم بره سرکلاسش ، توی همین صداوسیما خیلی جوون متعهد هست که دوست داره انقلابی زندگی کنه و ساختارها رو بشکنه ولی یا سانسورش میکنن یا میفرستنش یک کشور دیگه یا هزارتا ………. دیگه، به امید روزی که علی انقلاب ما دورش اینقدر جوون بی منیت باشه که وقتی سرداراش جلوی حیله های عمروعاص تنها گذاشتندش مجبور به صلح نشه

    • مرضیه says:

      کاملاً موافقم،
      ولی نمیفهمم چرا این سیمرغ به یک باره سی مرغ شد
      مگه نه اینکه همه اون موقع خودشون رو موظف به اطاعت از ولی فقیه میدانستند خوب پس چه شد؟
      ولی فقیه ولی فقیه است دیگر
      میخواهد امام خمینی باشد یا امام خامنه ای یا هر کس دیگری
      به نظرم اون موقع همه در مورد ولایت فقیه درست توچیه نشده بودند مثل الان که خیلی ها فقط عاشق شخص مقام معظم رهبری هستند
      من از این موضوع شخصا میترسم
      مهم جایگاه رهبری و ولایت فقیه است
      به نظرم همه مسائلی که دغدغه آقای دخانچی هم هستند را میتوان با اطاعت مطلق از ولایت فقیه جبران کرد
      به شرط آنکه همه اینگونه باشند
      اگر مسئولین ما اهل اطاعت از ولایت فقیه بودند ما اینمهمه مشکل نداشتیم
      وقتی سخنرانیهای آقا را گوش میکنیم میبینیم خیلی چیزها را ایشان خیلی وقت پیش پیش بینی کرده بودند ولی کو گوش شنوا!

  20. Mahvash Nasehi says:

    نوشته بسیار مفیدی است …انقلاب من کو ؟؟ واقعا ” سئوال خوبی است که باید دقیق به آن پرداخته شود شکستن ساختارها و اینکه چرا محصول اسلام نتیجتا به اسلام امریکائی ختم میشود و یا اسلام طالبانی و یا اسلام ذهنی گرا …جای اسلام انقلابی کجاست ؟ اصلا” تعریف اسلام چیست ؟ اشگال در نداشتن فرمول صحیح برای مبارزه است نه اینکه این فرمول وجود ندارد انحصار طلبی نمی گذارد این فرمول وظیفه خود را انجام دهد ….اگرواژه های جایگاه علمی خود را پیدا کنند ، مطمئنا” پیشرفت کار سریعتر خواهد بود اتلاف وقتی وجود نخواهد دشت این همه بحث های و مصاحبه های بی مورد انجام نخواهد شد …به امید آنروز …