اگر اهل حماسه نیستی لااقل حماسه کش نباش

گره، میلاد دخانچی،‌ ایران، تورنتو، انقلاب و سبک زندگی

عصیانگری های دیربازده

آیا جمهوری اسلامی می تواند آوینی تولید کند
این سوالی بود که هربار در اتاق گریم قبل از اجرای گره که مینشستم به آن فکر می کردم.  به آیینه نگاه می کردم و می گفتم آیا این ساز و کار کنونی و‌ ساختارهای موجود و نگاه های غالب در حوزه فرهنگ و سیاست اجازه ظهور آوینی ها را میدهند؟ دکتر فیاض در برنامه می گفت استادان دانشگاههای ما، دانشجویان را نه غرب شناس بلکه غرب زده بار می آورند. دکتر آشنا میگفت غایت سیاستگذاری ما در حوزه فرهنگ انجام زنجیره از فعالیت های قابل گزارش، بدون در نظر گرفتن خروجی آنهاست. حاج آقا پناهیان می گفت با پلیس نمی توان زنان را با حجاب کرد. حاج حسین یکتا می گفت بودجه های فرهنگی مملکت محصور بروکراسی پیچیده و نارکارآمد شده اند ودکتر عادل پیغامی می گفت ما اقتضائات جهانی شدن را در معادلات و سیاستگذاری های فرهنگی و اجتماعی مان به درستی لحاظ نکرده ایم. و در آخرین برنامه، حاج آقا پناهیان قبل از آنتن من را کنار کشید گفت:‌” ببین میلاد ما خوب از ظرفیت غیرانقلابی ها برای ساختن پاردایم انقلاب استفاده نکردیم.” ء


اما آیا این حرف ها،‌ همه درست و کارشناسی اند؟ آیا واقعا غایت سیاستگذاری ما نه تربیت انسان های دیندار بیدار، بلکه به سرانجام رساندن یک سری فعالیت های زود بازده است؟ آیا ما غرب را با هزار فیلتر معرفی می کنیم و نتیجه اش این می شود که دانشگاه های ما غرب زده تولید می کنند؟ آیا ما واقعا هنوز آماده ساختن خانه در آتشفشان نیستیم؟ آیا ما نیز همانند غرب ‌هر جا امکانات اجازه می دهد، مکانیسم های کنترل کننده مدرن را در یکپارچه کردن شهروندانمان اختیار می کنیم و به واسطه این مکانیسم های غیر دینی آنچه حاج آقا پناهیان “زهر عصیانگری” می خواند را در جوانان خاموش می کنیم؟ آیا ما هنوز رمز تعامل با دیگری در فضای اجتماعی و فرهنگی را پیدا نکرده ایم؟ همه این سوالها ما را به این سمت میخوانند که نا امیدانه بپرسیم :‌ “آیا واقعا جمهوری اسلامی می تواند آوینی تولید کند؟” ء


آما آیا نباید این سوال به جای “آیا” با “چگونه” شروع شود؟ چگونه جمهوری اسلامی می تواند آوینی تولید کند؟ و تفاوت این دو کاملا مشخص است. سوال “آیا” گویا در پیشفرض خود،‌ این احتمال را گنجانده است که جمهوری اسلامی ممکن است نتواند آوینی تولید کند. پیشفرضی که به شدت مشکلزاست. مشکلزا نه صرفا به خاطر این که تولید آوینی خوب است. مشکزا بدان معنا که در پیشفرض این سوال این فهمیده نشده است که جمهوری اسلامی تنها در حالتی می تواند به حیات سیاسی خلاقانه خود ادامه دهد و از افتادن در دام تبدیل شدن به اقتضائات یک “نیشن استیت” مدرن دیگر فرار کند که بتواند امثال آوینی تولید کند. این یعنی جمهوری اسلامی به خاطر اقتضائات حکومتی و ماهیت رسالت و جنس آرمانهایش راهی ندارد جز آن که امثال آوینی تولید کند. البته این جا کلمه “تولید” کمی نا اهل می آید چراکه به نوعی عقلانیت کارخانه ای و ماشینی را در نگاه به انسان تداعی می کند که به هیچ وجه مقصود این گفتار نیست. اینجا تولیدکردن همان تربیت کردن و یا به روایتی دیگر “بوجود آوردن” است.اینجا تولیدکردن همان تربیت کردن و یا به روایتی دیگر “بوجود آوردن” است و یا ایجاد فرایندی است که بواسطه آن زمینه برای پرورش و ظهوریک نوع بودن و یا سابجکتیویتی خاص فراهم شود. ء

آوینی یک سابجکتیویتی ، یک نوع بودن و یک فردیت خاص است که بوجود آمدنش محصول برآیند مجموعه ای از آموخته ها و تجربیات و وقایع تاریخی است. جنس سابجکتیوتی ای که اهمیت نوعش در ایران تا چند سال پیش زیاد موضوعیت نداشت. یادم هست یک بار از پخش بیرون می آمدم و به خاطر تپق در هنگام خواندن متن کتاب آوینی به شدت ناراحت بودم. ‌یکی از عوامل پخش جلو آمد، تشکر کرد و گفت در این چند سالی که در پخش کار کرده است این اولین باری بوده که می دیده آوینی زنده در یک برنامه خوانده می شود. از نارضایتی ام گفتم. برگشت با لحنی آرام گفت اتفاقا خوب شد، این تقلا برای خواندن آوینی استعاره ای شد از این که ما تازه داریم آوینی خواندن را شروع می کنیم. ء

الان مدتی است که خواندن جدی آوینی شروع شده است. جنس سابجتکتیویتی آوینی نیز هم اکنون مدتی است که اهمیتش پر رنگ شده است. آوینی ای که دیگر نه به عنوان یک صدای فیلم جنگی های آخر هفته، بلکه به مثابه یک تئوریست خوانده می شود.  کتابهایش از مهجوریت در آمده اند و در سالگرد شهادتش سیلی از وبسایت ها از دسته و گروه های مختلف به او می پردازند. در جایی در یکی از این سایت ها، شخصی را در توصیفش دیدم که می گفت:‌ “آدم هایی که با آوینی کار می کردند، نه همفکر با او و نه هم نظر و نه شبیه او بودند. اما آوینی جمع اضداد بود و با همه طیف و همه بخش ها کار می کرد. مثل یک نخ تسبیح بود که همه عناصر حول او کار می کردند و آوینی می توانست که این کار را انجام دهد.” حرف هایی که همه نشان از موضوعیت پیداکردن این که آوینی کیست خبر می دهد. اما به راستی  نوع بودن آوینی چه نوع سابجکتیویتی ای است؟ و چرا جمهوری اسلامی بدون بوجود آوردن سابجکتیویتهای آوینی وار نمی تواند به حیات خود ادامه دهد؟ء

آنانی که با ادبیات علوم سیاسی امروز، ساز و کار حکومتداری را فهم می کنند اینگونه پاسخ می دهند که هنر دولت ورزی در عصر پست مدرن این را اقتضا می کند. آنان این گونه استدلال می کنند که در عصرحکومت های کلاسیک، حکمران با استناد و تکیه بر قانون، قدرت خودش را بسط و مشروعیت می بخشید اما در عصر مدرن فرایند دولت ورزی به وجود آمد و پروژه حکمران از اجرای قانون به این که چگونه با اتخاذ مجموعه ای از تاکتیک ها شهروندان را نوعی اداره کند که همان گونه که او می خواهد رفتار کنند، تغییر کرد. و بالاخره دولت ورزی پست مدرن می پرسد:” من به مثابه حکمران چگونه می توانم سابجکتیوتیهای مورد نظر خود را طوری به وجود بیاورم که خود آن ها با مراقبت از خود، به نوع بودنی تبدیل شوند که اقتضاء و غایت دولتورزی من است؟” در واقع در این نوع دولتورزی توجه از تولید یک سری مکانسیم های کنترلی به سمت بوجود آوردن سابجکتیویتهای خاص تغییر پیدا می کند که به شکل پارادوکسیکالی، این شیوه نه در غایت، بلکه در فرم با شیوه پیامبران و صالحان همخوانی دارد. چرا که غایت رسالت پیامبران و صالحان  نه فتح و نه بسط قدرت و رسیدن به اهداف تعیین شده دنیوی،‌ بلکه تربیت انسان های با ایمان و صالح و محسن بوده است. پیامبر اسلام (‌ص)، علی (‌ع) تربیت می کند. و علی(‌ع)‌کمیل تربیت می کند. کمیل، علی (ع) و مقداد درست همان هایی هستند که جامعه اسلامی به آن ها احتیاج دارد. کمیل و مقداد و مالک لازم نیست که مرتب کنترل بشوند. آنان نوع بودنی هستند که جامعه دینی و حکمرانی دینی به آنان نیاز دارد. آنان خود، خود را اداره می کنند. ء

ترجمه همه این حرف ها این است که جمهوری اسلامی برای حیات خلاقانه خود کافی است که هنرمندش،‌ مدیرش،‌ متفکرش ، دانشجویش و حتی دیپلماتش، آوینی وار شوند. این گونه هنرمندی لازم نیست با تیغ سانسور کنترل شود. بلکه او جنس سابجکتیویتی ای را دارد که حتی فریاد کشیدن و نقدش از جنس گفتمان انقلاب اسلامی است. دیپلمات آوینی وار از تهاجم در دل مبانی و مظاهر غربیان نه تنها ابایی ندارد؛ بلکه سواد رویارویی با چالش های آنان را نیز دارد. و همین طور دانشجوی فارغ التحصیل آوینی وار، در حالی که بر تکنیک مسلط شده نه تنها مقهورآن نشده ؛بلکه جرأت تسخیر آن را نیز پیدا کرده است.ء

البته باید به این نکته اشاره کرد که این جا مقصود از جمهوری اسلامی، نه جمهوری اسلامی قدرت، بلکه جمهوری اسلامی انقلابی است. چرا که همان طور که امروز دیگر فهم عمومی شده است؛ جمهوری اسلامی قدرت،‌ آوینی وار ها را برنمی تابند، بلکه از هر مکانیسمی برای حذف آنها استفاده می کند. اما جمهوری اسلامی انقلابی،‌ همانند فرزند گفتمان انقلابی است که برای پیشبرد اهداف و ادامه حیات خلاقانه خود،‌ نه به انجام یک سری کارها، بلکه به یک سری سابجکتیویهای خاص احتیاج دارد. فقط کافی است که آن ها را به وجود بیاورد. لحظه خلق این سابجکتیویتیها، لحظه رها کردن آن هاست. آن ها خود یک جمهوری اسلامی انقلابی اند.ء

اما سابجکتیویتی آوینی چه نوع سابجکتیویتی ای است؟ شاید اکنون زمان آن رسیده است که این سوال با دقت و از زوایای مختلف واکاوی شود. آن چه به نظر می آید این است که  این سابجکتیویتی در وهله اول، در باور به مبانی اسلام،‌ به یقین رسیده است. او غرب را خوب می شناسد واز آن گذر کرده است. با استعمار سر چالش دارد ومدام درحال رهایی خود از ولایت شیطان و ولایت امپراطوری جهانی است. او تکنیک را می شناسد و پیوسته به دنبال تسخیر تکنیک است. جمع اضداد است و قدرت به کارگیری مخالف خود را دارد. او خلق می کند و برای او ولایت فقیه فراتر از یک بیعت سیاسی بلکه پاسخی به یک نیاز فطری است.ء

چنین سابجکتیوتی هایی هستند که حیات خلاقانه جمهوری اسلامی انقلابی را رقم می زنند و غایت این جمهوری اسلامی به خصوص در حوزه فرهنگ،‌ نه یک دروازه بانی محتوایی، بلکه تربیت چنین افرادی است. حال سوالی که این جا طرح می شود این که است که بوجود آمدن چنین سابجکتیویتیهایی معلول چه شرایطی است؟ این همان سوالی است که ارزش واکاوای عمیق و بحث و هم اندیشی و کار پژوهشی دارد. آن چه امروز، در مورد آوینی محرز است این است که او هم امکان فهم از مبانی و مظاهر غرب را داشته است و هم فضای عصیانگری،‌ شک و نیهیلیسم و روشنفکرنمایی را تجربه کرده است. در عین حال، هم از تربیت سالم دینی در کودکی و هم فضای آگاهی از عقلانیت دین در لحظه بیداری برخوردار بوده است. آوینی هم به مبانی نقد و استدلال تفکر انتقادی مسلط بوده است و هم امکان یادگیری غایت تکنیک را داشته است. آوینی محصول آن چیزی است که نامش را “فضای سوم” گذاشته اند. آوینی از دوگانه قرتی-خشک مذهبی گذار کرده فضای سومی خلق می کند. “فضای سومی” که هم آوینی را تولید می کند و هم آوینی آن را. ء

و به راستی جمهوری اسلامی به مثابه سازه ای که در عالم نظر در برابر دوگانه تحجر-تجدد می ایستد ، خود مخلوقی از جنس “فضای سوم”از حیث مفهومی است . جمهوری اسلامی خود یک فضای سومی است که سابجکتیویتیهای “فضای سومی” خودرا طلب می کند.ء

اما به راستی چگونه جمهوری اسلامی می تواند آوینی تولید کند؟ء

و این ها همه سوالات سخت پیش روی ما هستند. سوالاتی که عده ای ترجیح می دهند یا نباشند و یا پاسخ های حاضر آماده داشته باشد. غافل از این که پویایی یک گفتمان، به خصوص گفتمانی به نوپایی گفتمان انقلاب اسلامی نه لزوما در جنس پاسخ ها بلکه در عمق سوالاتی است که طرح می کند. اصلا مگر گفتمان انقلاب اسلامی چیزی است غیر از یک سوال بزرگ از بشر امروز؟؟؟ء

آیا جمهوری اسلامی می تواند آوینی تولید کند؟ء

Posted in Uncategorized | ۴۰ Comments

40 Responses to

عصیانگری های دیربازده

  1. زکیه دوستی says:

    سلام ، واقعأ خسته نباشید ، خداقوت، متن خوب و تفکرآمیزی بود هرچند به نظر من نتیجه گیری مباحث این چند وفت بود و میشود گفت یک سیر تکاملی از روز اول در این مباحث بوده تا بحث را به سئوالات اصلی انقلاب رسانده است ، با تمام سئوالاتی که مطرح کردید موافقم ومیتوان گفت شاید یک برهه ای درگیری فکری هر جوانی بوده است که میخواسته ایرانی نو و مترادف با آرمانهای روز اول لنقلاب بسازد ، اینکه چرا انقلاب ما آوینی تربیت نکرده است شاید یک دلیلش این بوده است که هیچوقت جوان ما یا اجازه نداشته است یا اینقدر به جای او در زندگی تصمیم گرفته شده است و یا انقدر زندگی ها شبیه سازی و یکنواخت شده است که خلاقیت و تجربه کردن دنیاها ی جدید از او گرفته شده است و به یکنواختی روی آورده است ، همه یاد گرفته ایم که باید دختر وپسر خوبی باشیم درس بخوانیم شغل آبرومند مانند دکتر ومهندس داشته باشیم اگر خانواده متمولی داشتیم برای ادامه تحصیل به خارج کشور برویم واگر نه داخل کشور برای یافتن یک شغل با حفوق بخور ونمیر به هزار ترفند و دروغ متوسل شویم واگر هم آدمی با تربیت حلال و حرام باشیم به کارهای نیمه وقت با حقوق کم اما شغلی آبرومند راضی باشیم و شب هنگام وقتی به خواب میرویم دغدغه اینکه آیا فردا برسرکار خود هستیم یا نه به خواب برویم به راستی جوانی با این همه مشغله فکری برای بقا میتواند آوینی باشد کی وقت میکند به سیر و سلوک روحی بپردازد و مانند آوینی به جایی در فلسفه و خودشناسی برسد که مقالات رادیکالی و نیهیلیستی بنویسد و راه گم کرده بشود و در اوج گم شدگی به فطرت و خودشناسی و خداشناسی بازگردد و تمام تجربیات سالها یش را یک شبه بسوزاند و از نو شروع کند و این بار بشود آوینی آن کسی که من و شما به عنوان یک اسطوره می شناسیم آوینی شدن کار یکروز و دوروز نیست کار سالها با خویشتن خویش کلنجار رفتن است ، در این نظام بیمار که باید از پای بست ویران شود و از نو ساخته شود همین که هزاران نیهیلیست بیرون نداده است جای شکر دارد آنقدر ما خوب بودن وبد بودن را برای جوانانمان خط کشی کرده ایم که این موجود از خود بی اختیار نمیداند کجای زندگی انسان شروری است کجا فرشته صفت به راستی جوان امروز ما از خود چه دارد حتی هویتش را هم از قبل بسته بندی شده به او داده اند و او فقط مصرف کننده است حال سوال من این است آیا این اتقلاب میتواند آوینی تولید کند؟

    • میلاد دخانچی says:

      آفرین

    • فاطمه says:

      سوال من اینست که آوینی وقتی داشت سیر و سلوک معنوی پیدا میکرد یا وقتی آوینی،آوینی شد،فارغ از همه ی این دغدغه ها بود؟
      یعنی کار و زندگی و …نداشت و فقط به آوینی شدن وسیرسلوکش فکر میکرد؟
      گاهی اوقات همین دغدغه هاست که انسان رو میسازه.
      آیا چمران که به برکلی رفت به سیر و سلوکش نرسید؟آیا احمدی روشن که هم دانشگاهی خودم هم بود با تحصیلاتش در شریف به سیروسلوکش نرسید؟میدونم که اونم زندگیش حداقل مثل من شریفی که خیلی از چیزا رو در دانشگاه، بیخود میدونم بود.با همون چیزا دست و پنجه نرم میکرد و خیلی از همون درسایی که به نظر ما مسخره ؟!!!‏‏بود رو میخوند.اما اون به کجا رسید و من به کجا رسیدم
      آدمی که به حلال و حروم پایبنده و هرشب به این فکر میکنه که فردا آیا میتونه برای خانواده اش نون حلال کسب کنه و دغدغه ی آسایش خانواده ش رو داره حتما اجر یک شهید رو داره.و این یعنی سیر مثبت معنوی.
      من فکر میکنم بجای فانتزی فکر کردن باید کمی واقعی تر بیندیشیم.البته جسارت به دوست عزیزمون زکیه خانم نباشه ولی من با این سبک نگاه تاحدودی مخالفم چون میدونم دربین ما هستند افرادی که در اوج مسائل و مشکلات سخت روزمره تونستند به جاهایی برسند که فقط خدا میدونه.دیشب هم جاتون خالی قصه یکیشون رو شنیدم که شاید اگه آوینی الان جای مابودو این قصه رو میشنید حتما به حالش غبطه میخورد.همونطور که امثال من به حال آوینی غبطه میخوریم.
      درهرصورت به نگاه دغدغه مندتون ادای احترام میکنم.
      یاعلی-التماس دعا

    • masiha says:

      سلام
      این انقلاب اوینی ها تولید کرده است و هرگز از پایه واساس مشکل نداره این ستون محکم تر از اونی که بخواد بشکنه و تنها مشکلش اینه که هر کس اومده یک رنگی روی ستون زده که چون صاحب خونه حواسش نبوده ستون پر از رنگ های تیره شده و تازه همونای که رنگ زدن این ستونو؛ حواس صاحب خونه رو هم پرت کردن اما حال صاحب خونه متوجه شده ومطمئن باش این پایه وستون بزودی روشنای خودش رو به دست می اره

  2. زهره لک says:

    بهتر است بجای مذمت تاریکی شمعی برافروزیم

  3. سلام
    یه کتابی داشتم دوران کودکیم که خیلی دوسش داشتم اسمش “باغ هزار دخترون” بود
    داستان این بود که “دیو بزرگ پسته خوار” دخترا رو می دزدید تا برای پسته های باغش قصه بگن و پسته ها رو خندون کنن-با خنده ی هر پسته یه دختر پژمرده میشد-
    تا اینکه مادربزرگ یکی از این دخترا انقد دنبال نوه ی گم شده ش میگرده تا باغ پسته رو پیدا میکنه و نوه اش رو بین هزار هزار تا دختر پیدا می کنه ولی مشکل تازه از اینجا شروع میشه که نوه ش “گلدونه” ،صدای مادربزرگ رو نمی فهمیده
    دیو بزرگ یه وردی خونده بوده که دخترا فقط صدای دیو رو می شنیدن و به صدای دیو عادت داشتن پس تلاش مادر بزرگ بی فایده بود چون نوه اش نمی فهمید چی میگه..
    ولی مادربزرگ نا امید نشد، با خودش گفت باید هر جور که شده جلو پژمرده شدن نوه ش رو بگیره پس شروع کرد به لالایی خوندن
    همون لالایی که وقتی گلدونه کوچک بود براش می خوند-انقد لالایی رو خوند و خوند تا گلدونه بیدار شد وطلسم دیو باطل شد
    گلدونه مادر بزرگ رو شناخت و به کمک مادربزرگ شیشه عمر دیو رو شکستن و هزار هزار دخترون رو نجات داد
    …………….

    امروز ورد دیو باعث رواج خودخواهی و خودمحوری و عدم تمرکز و عدم پذیرش ولایت الهی شده
    …………….
    یه کاری کردم چند وقت پیش، تو حاشیه وبلاگم لینک وصیت نامه شهدا رو گذاشتم-من قبلا هم وصیت نامه خیلی از شهدا رو خونده بودم ولی نه به این وسعت. در میان وصایایی که خوندم
    چندین نکته مشترک وجود داره:عبور از خود-تاکید بر حمایت از ولایت ، جریان عاشورا(چه جنگ باشد و چه جنگ نباشد راه من و تو از کربلا می گذرد) ومعرفت و خلوصی که در متن جاری اِ و باعث می شه متن رو با دل بخونم
    نکته جالب اینه! قلم همه ی شهدا شبیه همه..درحالی که طبقه اجتماعی و شغل و تحصیلاتشون با هم فرق می کنه
    انگار همه شون یه معلم داشتن
    و درس این معلم رو خیلی خوب با جانشون گوش کردن
    و یاد گرفتن-
    جریان انقلاب در وجودشون جاری بوده
    و از خودشون شروع شده بوده
    بواسطه ی یه معلم بزرگ که اون نیاز فطری فراموش شده رو در ان همه شلوغی و تنوع و سردرگمی یادشون آورده بود
    امروز اشکال از کمبود معلم نیست…اشکال در مدیریت تبلیغاتمون برای معلم های موجودِ شاید
    منظورم این نیست که نسخه اون روز رو دقیقا برای امروز بپیچیم! اما این نسخه ای اِ که خدا از اول برای ما آدم ها اجرا کرده
    مردم به سمت معلم هایی که پیامی آشنا یا جذاب دارن یا پاسخ هایی منطقی و دوست داشتنی به سوالات و نیازهاشون می دن، جذب می شن،
    شاید جریان جاری انقلاب، امروز نتونسته معلم هاش رو در این بازار پر معلم خوب تبلیغ کنه و بشناسونه شاید معلم ها جذاب نیستن یا ..شاید

  4. فاطمه شیرازی says:

    سلام
    خانم زکیه دوستی دلایل خیلی جالبی رو مطرح کردن که خیلی قابل قبول بود. دستشون درد نکنه .
    اما سوال من یه چیز دیگه اس
    چرا جمهوری اسلامی ایران باید حتما یکی مثل آوینی به وجود بیاره ؟ مگه شهید آوینی توی فضای جمهوری اسلامی ایران مرتضی آوینی شد ؟
    یعنی می خوام بدونم که چرا این قضیه رو جزو وظایف جمهوری اسلامی ایران می دونید ؟
    به نظر شما ایران امروز شبیه ایران آوینی که حالا بخواد آوینی تولید کنه !!؟

  5. مریم says:

    با سلام
    سوالی خوبی مطرح کردین اما یک چیز رو یادتون رفت
    بگین که شهید اوینی چطور شهید اوینی شد؟از فیلم ها مقاله های
    که از شهید اوینی باقی مونده می تونیم فریاد های کسی رو بشنویم
    که تاز ه فهمید چیزی جز حدیث نفس نگفته اما راه رو با همه ی اینها پیدا میکنه اوینی هم به دنبال عقاید وازش های اصیل
    می گشت تا این که یک روز صدایی رو شنید که سالها به دنبالش بود کسی
    که همون ارمان ها وارزش ها رو بازگومی کرداوینی وقتی اوینی شد
    که از خودش عبور کرد وبه اون صدا اقتدا کرد .
    شما گفتید نوپایی گفتمان انقلاب اسلامی نه لزوما در
    جنس پاسخ ها بلکه در عمق سوالاتی است که طرح می کند درست می گید
    ومن می خوام کسی رو بهتون معرفی کنم که خودش مهم ترین سوال ها
    رو مطرح میکنه والبته درست ترین جواب ها رو هم می گه و ما اگه می خوایم
    به اوینی تبدیل بشیم باید به اون اقتدا کنیم . چرا ما فکر می کنیم باید کسی باشه تا اوینی تولید کنه ما
    باید از خودمون شروع کنیم نه که چشم امید به کسی داشته باشیم سید مهدی شجاعی:
    در این گرداب دهشتزا؛تنها سنگر مطمئن؛ولایت است.چشم بدوزید
    به شعاع دستهای رهبری تادراین ظلمات فتنه؛بی روشنایی هدایت نمانید

  6. shahrzad says:

    خوب بود هر چند خیلی نفهمیدم اما خب به جای اینکه بگین چگونه جمهوری اسلامی آوینی تولید میکند بهتره بگین آوینی چی بوده؟
    یعنی من شناختی از شهید آوینی ندارم چه برسه به اینکه بخوام مثه اون باشم

  7. ممنونم آقای دخانچی
    خیلی جالب بود.
    در تایید فرمایش شما باید بگم که کشور ما برای رسیدن به استانداردهای جامعه ی امام زمانی ، نیاز به نظام سازی دارد.
    یک جوان خصوصا از نوع مسلمان و خصوصا از نوع شیعه باید تشنه ی دانستن باشد ، باید به دنبال کشف حقیقت بدود…
    اما آیا سیستم آموزشی و پرورشی ما قدرت کافی را برای پاسخ به سوالات متعدد و عمیق عقیدتی ودر بسیاری موارد فلسفی را دارد؟ نه…!
    درنتیجه جوان کشورم پاسخ سوالاتش را از رسانه ها میخواهد.آیا رسانه های کشورم میتواند پاسخگو باشد؟ نه…!
    اما یادمان باشد که رسانه ی غرب در پاسخ به این سوالات دست به نقد است و جوان کشورم این را میداند!
    آوینی شدن هزینه دارد ، آوینی ساختن هزینه ها …

  8. حسین انصاری says:

    خوب نوشتی و اما می‌دونی فارغ از محتوا روون نیست. غلیظ و سخت می‌نویسی. یه کمی ویراستاری لازم داره به نظرم.
    یه عنصر وحدت‌بخش بایستی بندهای متن رو به هم بند بزنه. خوندنش به‌تر میشه و تاثیرش بیش‌تر.
    شاید وقت کم گذاشتی براش.

  9. زکیه دوستی says:

    سلام ، خداقوت به تمام دوستانی که در مورد مطلب من نقد داشتند ، بعداز تشکر زیاد از همه که نظرشون رو دادن اگه به اول نوشته های من برگردید گفتم یک دلیل آوینی نشدن نه همه دلایلی که چرا ما دوباره تکرار آوینی نداشتیم ، دومأ : مسئله انقدر گسترده هست که میشه از جنبه های دیگه ام بهش نگاه کرد ، من نگفتم آوینی دغدغه نون شب نداشت بلکه آوینی اینقدر روحش رو تربیت کرده بود که تونست در اوج مشکلات آوینی بشه ،مسئله این نیست که من یا شما چقدر می تونیم به تزکیه نفس بپردازیم و در اوج یک زندگی پرپیچ و خم به آوینی تبدیل بشیم بلکه مسئله سیستم که چقدر میتونه تو آوینی شدن جوونای ما نقش داشته باشه ؟مثلأ به نظر شما دوست عزیز چمران و شهدای زمان جنگ ما متولد سیستم و نظام شاهنشاهی بودند که اگر اینگونه بوده حداقل سیستم خاندان پهلوی یک کار مثبت انجام داده است که ما هنوز با داشتن جمهوری اسلامی نتونسته ایم انجام بدیم، همگی جواب رو میدونیم که سیستم شاهنشاهی نقش نداشته بله یک چیز دیگه باعث تبدیل شدن جوونا به روح های متعالی شده .یا همین سیستم ما چندتا احمدی روشن داده بیرون که حاضرند توی ایران با حقوق کم بمونند و به خاطر رفاه در آزمایشگاههای مجهز اون ور دنیا کارنکنند، به نظر من سیستم باید بهتر از سیستم دوره قبل کار کنه، به نظر من نباید وقتی پای مشکلات سیستم می آید وسط ما جبهه بگیریم و بگیم همه چیز خوب و گل وبلبل است اگه اینطوری فکر کنیم توی جهل مرکب برای ابد باقی میمونیم. پشت سر ولایت فقیه بودن هم کار اصلی ماست ولی به خدا رهبر انفلاب هم یک مشت جوونی که ندونند نقششون توی این مملکت چیه نمی خواد، خواهر و برادر عزیز ولایی ، بسیجی ، آگاه ومتدین جمعیت ما در خیل این همه جوون با خود غریبه و دستمایه غرب چقدره ؟اگه قرا رباشه ما از جمهوری اسلامی نخوایم که آوینی تولید کنه و هرکس خودش باید تبدیل به آوینی بشه پس چرا باریتعالی برای هدایت مردم ۱۲۴۰۰۰ پیامبر فرستاد مردم خودشون همه راه راست رو طی میکردند! هیچ کس از سیستم قبل انتظار جوون متعهد تربیت کردن نداشته چون داعیه اون رو هم نداشته اما این سیستم که داعیه دار این تربیته کاری اساسی انجام نمیده . با احترام و تشکر زیاد از همه دوستان

    • فاطمه شیرازی says:

      سلام
      با این حساب شما جمهوری اسلامی ایران رو مسئول تربیت یه عنصر فعال ،که به قول آقای دخانچی جمع اضداد هم هست می دونید . چرا ؟
      مگه هر کس ادعای کاری بکنه می شه اون رو در قبال اون کار مسئول دونست ؟
      اگه قرار این مملکت آوینی تولید کنه قبلش باید جامعه ی اسلامی تولید می کرد و در فضای جامعه اسلامی خونواده های خوب اسلامی پرورش می داد بعد قاعدا فرزندی مثل آوینی به دنیا می اومد .که این کارا رو نکرده
      هممون می دونیم که ایران تقریبا اسم اسلامی رو داره به یدک می کشه و در بعضی جا واقعا رنگی از اسلام نیست . پس نباید ایران رو به عنوان یک سیستم اسلامی مسئول تولید آوینی بدونیم .
      این کار به عهده ی دینه و جامعه ی مجتهدین هستند که مسئول وارد کردن دین توی خونه های مردم اند . دینی که حتی برای ناخن گرفتن پیروانش هم روش داره .
      مراجع تقلید ما و مجتهدین ما تقریبا منزوی شدن هر چند که چند وقتیه در بعضی جاها فعالیت های کم وزیادشون رو می بینیم
      مثل ۳۰-۴۰سال پیش که مراجع پا گذاشتن تو میدون و حرفی به جز احکام شرعی زدن و انقلاب شد ، حالا هم مراجع و جامعه ی مذهبی با ید به فکر تولید از آوینی بهتر بیفتند
      با تشکر

    • فاطمه says:

      البته من هم نگفتم که سیستم مشکل نداره.گفتم مشکلات ناشی از خودمون رو گردن سیستم نندازیم!ا

  10. iman says:

    سلام
    خداقوت(به جای خسته نباشید)
    اطلاعیه کارگاه مستندسازی تون رو که در شهریور ماه برگزار شده رو دیدم و به نظرم خیلی مفید بوده
    می خواستم ببینم چطوری می تونم به فایل صوتی، تصویری یا گزارشی از اون کارگاه دسترسی پیدا کنم ممنون

  11. باید این نکته را در نظر گرفت که خداوند رب شرایطی را فراهم می کند تا افکار انقلابی و تمدن ساز و تحت تاثیر گذار رشد پیدا بکنند و تحول آفرین شوند و بعضی از شخصیت ها جلوتر از زمان خود زندگی می کردند و تا مدت ها ناشناخته خواهند ماند و شهید آوینی یکی از همین شخصیت ها بود…به قول یک دوستی آوینی و ما ادرئک آوینی…جای خوشحالی و شکر زیادی داره که خداوند عنایت کرده و بستر گرایش به تفکرات شهید آوینی رو فراهم کرده که انشاء الله هر چه زود تر به بار خواهد نشست و آوینی های دیگری در این بستر قطعن جوانه خواهند زد…جای شکی نیست…

  12. بسم الله
    یه نظر بنده
    ما اصلا نباید به دنبال تولید اوینی باشیم
    آوینی یه شخصی بود اومد کارش رو کرد وشهید شد والان اسمش تفکرشه که جا مونده که ریشه ی تفکرش هم همون اسلام هست
    همونطور که ما اصلا نباید انتظار داشته باشیم که در زمانی سلمان وابوذرهایی تولید می شدند تا خیلی از اتفاقات نیفته
    هیچ وقت سلمان نخواسته ابوذر باشه وهیچ وقت ابوذر نخواسته سلمان باشه هرکدوم همونی بودن که هستند ودر جایگاه وشخصیت خودشون به وسیله ی اسلام شدند سلمان وابوذر همونطور که آوینی هم همین کار روکرد یعنی خودش رو شناخت وبعد از شناخت خودش توسط اسلام شد سید شهیدان اهل قلم
    در حال حاضر من نباید بشینم فکر کنم چی کار کنم آوینی تولید بشه باید بشینم خودم رو بشناسم ودر جایگاه خودم به کمک اسلام برای جمهوری اسلامی کاری بکنم نه اینکه دنبال اینکه چی کار کنم آوینی تولید بشه همونطور که به قول یکی از دوستان در حال حاضر هم جوونای زیادی داریم که واقعا فوق العاده هستند مگه ما خودمون واقعا شهید احمدی روشن رو می شناختیم
    بعد از شهادت متوجه شدیم کها یشون کی بودن
    من اگه بخوام بشینم اول آوینی رو بشناسم بعد خودم رو بشناسم بعد کشورم رو می پوسم میمیرم دیگه کاری نمیشه کرد
    مشکل اینه که ما وقت نداریم و با تمام مشکلات و تمام افتضاحاتی که داره اتفاق میفته من باید به این که وظیفم چیه فکر کنم وکارم رو بکنم
    من معتقدم اگه ما بخوایم برای انجام کارمون منتظر ایجاد بستر از طرف کشور ایران (نه جمهوی اسلای که نگاه امام رو به دنبال داره)باشیم هیچ وقت نمیتونیم کار بکنیم
    تجربه ونشانه هاثابت کردند که هرکس که خودش به طور خودجوش وبا توسل به ائمه وتوکل به خدا کار کرده اون به موفقیت رسیده مثل همین آوینی که اگه می خواست منتظر حمایت ایران باشه هیچ وقت نمیتونست روایت فتح یا کلی مقاله بنویسه
    اگه جمهوری اسلامی بخواد آوینی نه
    جوونای انقلابی تولید ویا تربیت کنه تنها راهش خود همون جوون هست که باید به مرحله ی تزکیه برسه
    اگه جمهوری اسلامی اصلا بهشت بشه خود اون جوون نخواد هیچ وقت نمیتونه راه ونگاه امام رو در پیش بگیره
    رضا برجی می گفت
    آوینی تو پاکستان موقع فیلم برداری از بالای یه پشت بوم وقتی سه تا زن رقاصه رو که داشتن وسط یه دستگاه بزرگی که احتمال افتادن ومرگ اون زن ها رو داشت این صحنه رو میبینه دیگه نمیتونه به کار ادامه بده وبرای اونها گریه میکنه ودیگه فیلم برداری نمیکنه
    یعنی تا این حد به اون مرحله رسیده که بادیدن چنین کسایی براشون گریه میکنه
    حالا ما خودمون دو تا دختر بی حجاب تو خیابون میبینم …..ای بابا
    یا علی

  13. عابدینی says:

    سلام!خدا قوت!
    دو تا جمله طلایی این متن داشت واقعن عالی بود…

    جوون ایرانی امروز تو حباب زندگی می کنه!تو تناقض…جوون ایرانی تکلیفش معلوم نیس درست از همون وقتی که براش جشن تکلیف گرفتن…
    درست از همون وقتی که معارف اسلامی ما شد جزو مواد درسی و اومد زیر ریاضیو فیزیک…
    واس جوون ایرانی همیشه از خطراتو تهدیدات سخنرانی شد به جوون ایرانی فرصت خطر کردن داده نشد…
    تزریقات خارجی فکر و روح جوون ایرانی با گروه خونیش نمی خونه…
    جوون ایرانی فرصت پیدا نکرد احساس تشنگی کنه…بدبختی بکشه…بگرده تا بالاخره آبو پیدا کنه…
    در نتیجه ظرف وجودش خالی موند…خلا معنویتش به قوت خودش باقی موندو هر روز بیشتر شد انقدر تا اینکه با محصولات با کثافاتو نشخوارهای غربی پر شد…
    بسط داد دستور گرفت تصمیم گرفت عمل کرد و این شد وضع درام ما از هر لحاظ…
    .
    .
    .
    .
    سید مرتضی آوینی…کسی که مهندسی خونده بودو مهندس نبود…
    اما چه خوب مهندسی کرد بی خط کش بی خودکار…چه خوب معماری بود این سید مرتضی آوینی…

  14. سلام
    ۱٫ سوال خوبیه اگه تا ابد فقط یه سوال نمونه.
    ۲٫ فعل جمله رو عوض کنید لطفا. تولید کنه؟!!!!! مگه ماشینه؟!! آدم رو تربیت می کنن نه تولید!
    همین

  15. baran says:

    من با نظر شما و همه دوستان موافقم اما فکر میکنم اگه به خواهیم بنشینیم تا جمهوری اسلامی از ما اوینی درست کنه نه دیگه اوینی به وجود میاد نه جمهوری ما اسلامی میشه مگه اقای اوینی در جامعه ایده ال زندگی میکرد ؟ اگر اوینی اوینی شد به خاطر این بود که منتظر کمک دیگران ننشست و خودش خودش رو ساخت و حالا هم اگر هرکسی خودش رو بسازه هم اوینی تولید میشه و هم جامعه اسلامی میشه ؟
    با تشکر

  16. م.س says:

    پیله ها را باور کنیم
    یاحق

  17. سیما says:

    سلام
    یه سوال خیلی مهم!!!چرا آوینی؟

  18. فتانه ارجمند says:

    سلام.

    من در همین برنامه خودتان یک جمله ای راشنیدم که هروقت بین دوستان مینشینیم و صحبت از غرب میشود آن را میگویم.
    وآن این است که تا کی قراراست ما مدام غرب را نفی کنیم و یانقدکنیم؟بایداز اون بگذریم.ماداریم چیزی رو نفدمیکنیم که الزامی به آن نداریم.برای چه غرب در این بعدوسیع نقد میشود؟ما انقلابمان اسلامی است و راه خودرا در راستای گفتار امام(ره)ادامه میدهیم.
    بله نقدلازم است ، آنهم یک نقداساسی و مفید.
    ولی طوری نشودکه نقل مجلس جوانهای ما بشود نقدیک نظامی که از منظر فرهنگی و ارزشی به ما ربطی ندارد..
    بیاید اسلام را درراستای این نقد قراردهیم. سوالهایی را مطرح کرده و جوانان را آگاه کنیم که بیاید همین نظام را با همین فرهنگ نقدکنید و جلو بروید که از حانه ی آنجا که چیزی به ما نمیرسد .

    آقای دخانچی ،شهید آوینی یک روح تکرار نشدنی است ولی این به این معنا نیست دیگر متولد نمیشوند.
    میدانید من فکرمیکنم آن زمانهای انقلابی چنین شخصیت هایی همچون آوینی به دلیل ایده های ناب بسیار نایاب بودند و بودن حتی یک نفر که بوی انقلاب دهد بسیار عزیز بود.اما ما در دانشگاهای خودمان حالا مریدانی داریم که درنبوغ انقلابی چیزی کم ندارند .
    البته که باید این چنین افرادی بیایندروی کارتا جامعه بیشتر آنهارابشناسند.

    یک سری سلسله جلسات برای تبیین نوشته های شهید آوینی به سخنرانی آقای یامین پور داره تو تهران برگزار میشه اگر بخواید فایل های صوتی آن هم در سایت خوددارند)
    !(

    موفق باشید.

  19. طهورا says:

    !من سایتتونو مطالبشو خیلی دوست دارم لطفا زود به زود مطلب بذارین

  20. صابری says:

    سلام
    من هم دارم احساس می کنم که ما در این مقطع که اکثر ملت ها ی منطقه بیدار شده اند و ملت های زیر چتر تمدن مدرن هم در حال بیدار شدن هستند باید به تمدن متعالی ایرانی اسلامی فکر کنیم” بیشتر”. فکر می کنم الان افسرو فرمانده به اندازه کافی در فهم تمدن مدرن و نقد آن تولید کرده ایم و به نظرم رهروان تفکرآوینی زیاد تولید شده اند،باید حالا وارد میدان عمل شیم وبا اندیشه نقدانه نسبت به وضع موجود در خودمان در جستجوی نگاه و اندیشه ایجابی باشیم “بیشتر” برای باز تولید گفتمان انقلاب اسلامی در سطح منطقه و جهان.
    باید حق و حقیقت رو به میدان بیاریم تا باطل رفتنی شه.البته منظورم این نیست که تمدن مدرن همون باطل! نه باطل اون نظم جهانی حاکم شده بر جهان مدرن امروز که می خواد تمدن مدرن،پایان تاریخ بمونه.خود حضرت آقا بارها تاکید داشته اند که دنیا در حال عبور از یک پیچ تاریخی است که ملت ایران و ملت های مسلمان و امت عظیم اسلامی می توانند در مدیریت آن نقش ایفا کنند. این تحول ماهوی جهان،سال هاست بوسیله ما و خود ناقدان غربی این تمدن،داره به چالش کشیده می شود.
    به فکر رنگ سبزفردا باشیم
    یا حق

  21. الهه says:

    سلام
    به نظر من برای تبدیل جوانهایی که من می بینم به انسانهایی مانند شهید آوینی اول باید پرده بدبینی از جلوی چشماشون کنار بره تا بتونند اتفاق های مثبتی که اطرافشون رخ میده را هم ببینند آنوقت می توانند راه هایی برای رفع مشکلات خود و سپس اطرافیانشون پیدا کنند. وقتی یه ادمی نسبت به آینده خودش و اطرافیانش احساس مسئولیت بکنه بعدش می تونه نسبت به جریانات مملکتش و دنیایی که توش زندگی میکنه حساس بشه و بی تفاوت نباشه. البته با این تارهای کنکور و تحصیل و کار و ازدواج و… که دور دست و پای جوونا پیچیده شده چطور میشه انها به آینده خوش بین کرد؟ کار سختی آدم از گردونه ی روزگار بیاد بیرون و از بالا دنیا را ببینه . ..

  22. zahra says:

    اقا به جان خودم اگه بتونه .

  23. فاطمه شیرازی says:

    سلام
    یه پیشنهاد بچه گونه دارم : حتما کتاب قطعه گمشده اثر شل سیلور استاین رو بخونید
    به ظاهر یه کتاب برای بچه ها اما در واقع برای بزرگ هاست .
    این قطعه گم شده شباهت عجیبی به شهید آوینی های عصر ما داره

  24. سلام به میلاد عزیز
    اگر منظور شما از “جمهوری اسلامی” حکومت و ارگانهای مسئولش است که گمان می کنم اشتباه می کنید زیرا اگر بشود گمانم، یا نه مطمئنا چیزی می شود شبیه همین اجناس چینی.
    آوینی انسان تکامل یا فته ای است که بلا تشبیه مصداق همان روایت زیبای مولای عالمیان امیر مومنان علی علیه السلام که فر مود ایمان چیزی است که بر قلوب و از قلوب بر لسان ظاهرشان جار می شود.
    و دیگر هویت این جمهوری اسلامی ” ستون هایی است از اراده های فولادین مومنان و دلسوختگانت و دلدادگان حال میتواند مهندس معماری باشد که به جای ساخت و ساز و عیش و نوشش و یا زندگی متعادل و حتی مسلمان نماز خوان عادی، از روی در د دین داری و احساس مسئولیت میشود فیلم ساز و یا اون بقال و نجار و یا دانشجو یا….هرکس با هر سمت و شغلی دیگر وحتی حتی وزیر باشد ولی از پشت میز و صندلی رها و به بیابان برود
    و … همین سید عزیز بعد از جنگ چه کرد و چه حالی داشت؟!کیمیا گری صدایش کرد و او را از راهش آگاه کرد و حمایتی معنوی اورا مهمان کرد .
    آقا میلاد عزیز، دوست و استاد عزیزم جناب مجید بزرافکن می فرمود نادر شاه در یکی از جنگ هایش گفت جوانی نیست که بتواند دژ انسانی دشمن را بشکافد و سپه سالار دشمن را برای من بیاورد و جوانی با جسارت و شهامت این کار را می کند
    مشکل ما مردان شجاع نیست نادر کم داریم

  25. سنگربان says:

    سلام
    وقتی جمهوری اسلامی انقلابی یه بار تونسته آوینی تولید کنه لابد بازم می تونه
    این از انقلاب اسلامی بر میاد که جواب سوالتون رو یه جورایی از متن خودتون گرفتم
    از جمهوری اسلامی “انقلابی” شاید آوینی در بیاد اما از “نهادهای” جمهوری اسلامی هیچ بخاری بر نمیاد

  26. فاطمه شیرازی says:

    سالم
    متنتون رو یکبار دیگه برای بار سوم خوندم
    ببخشید اشتباه فهمیده بودم
    حرفم رو پس می گیرم :بله جمهوری اسلامی ایران میتواند آوینی به وجود بیاورد و جمهوری اسلامی ایران مسئول است . جمهوری اسلامی انقلابی! نه آن چیزی که امروز به اسم حکومت ! می شناسیم
    خیلی ممنون که دریچه فکرمون رو به زاویه های مختلف باز می کنید.

  27. atefeh nazer says:

    سلام
    با نظر “فاطمه هموطن” موافقم.
    ما باید از خودمون شروع کنیم و آوینی بشیم…
    اول باید احساس نیاز داشته باشیم به آوینی شدن
    بعد به دنبالش افکار و دغدغه هایی رو پیدا می کنیم از جنس آوینی و….
    شهید بهشتی می گن:
    “امروز مسوؤلیت ما همان تکلیف است
    و تکلیف یعنی خود را به زحمت انداختن
    یعنی صبح زود تا نیمه شب آرام و قرار نداشتن…”
    .
    پس شروع کنیم به خویشتن سازی و کمک به هم برای ساختن اون آرمانی که امام می گفتن…
    بسم الله
    .
    .
    .
    یا علی
    حق همراهتون دوستای انقلابی

  28. atefeh nazer says:

    ما زنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــده به آنیم که آرام نگــــــــــــــــــــیریم
    مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوجیم که آسودگی ما عدم مـــــــــــــــــــــاست

  29. جوجه انقلابی says:

    سلام نکنه بازم مطلب جدید گذاشتید ولی یه جای دیگه اس,آخه خیلی وقته فقط همین ۳۴تاکامنته حتی یه دونه بهش اضافه نشده…

  30. مرضیه says:

    عالی مثل همیشه، لطفا تندتر مطالب جدید بزارید و آیا از برنامه جدیدی خبری هست یا خیر

  31. رحیل says:

    «در وجود یک چنین آدمى(شهید چمران)، دیگر تضاد بین سنت و مدرنیته حرف‏ مفت‏ است؛ تضاد بین ایمان و علم خنده‏ آور است. این تضادهاى قلابى و تضادهاى دروغین- که به عنوان نظریه مطرح مى‏ شود و عده‏اى براى اینکه امتداد عملى آن برایشان مهم است دنبال مى‏ کنند – این‏ها دیگر در وجود یک همچنین آدمى بى‏ معنا است. هم علم هست، هم ایمان؛ هم سنت هست، هم تجدد؛ هم نظر هست، هم عمل؛ هم عشق هست، هم عقل».
    (بیانات امام خامنه ای در دیدار اعضاى بسیجى هیئت علمى دانشگاه‏ها۰۲/ ۰۴/ ۱۳۸۹)

  32. Mahvash Nasehi says:

    جواب این سئوال را مولوی فیلسوف ارزنده هشتصد سال قبل داده است : هر لحظه به شکلی بت عیار در آید …..بنابراین اشتباهی که وجود دارد این است که همواره انسانها به دنبال خصوصیات مشابه شخصیت های مورد نظرشان می گردند اما آنها با شکلی متفاوت در شرایط متفاوت می آیند و می روند و حواسها جای دگر است …..اگر ویژه گی ها را فورموله کنیم شرایط زمانی متفاوت را در نظر بگیریم اگر کسی آوینی برایش معیار است یا هر شخصیت دیگری باید بداند هر زمانی آوینی های زمان خود وجود دارند با شکلی متفاوت ….از طرف دیگر شناخت غرب و مراحلی که در راه شیوه تفکر علمی طی شده است حائز اهمیت است وغرب شناسی با غرب زدگی کاملا” فرق میکند با این صحبت موافقم همانطور که باید شرق را نیز شناخت