اگر اهل حماسه نیستی لااقل حماسه کش نباش

گره، میلاد دخانچی،‌ ایران، تورنتو، انقلاب و سبک زندگی

بفرما ساندیس

دیدی چی شد؟ دوباره این ساندیس خورای جیره خور حکومت کار دست هممون دادن . اینجا همینجوریش مشکل کم داشتیم!؟ هرروز داریم واسه ی همه توضیح میدیم که بابا ما عرب نیستم، ما پرشنیم و تاریخ و تمدن داریم، اون وقت یه مشت بچه ایدئولوژی زده ی خشونت طلب، چهره ی فرهنگ چند هزارسالمون رو جلوی چشای مردم دنیا ضایع میکننسی سال پیش بس نبود!؟ هرجا رفتیم، تو هر فرودگاهی رفتیم، زدن و گشتن  و انگشت نگاریمون کردندوباره؟آخه حماقتم حدی داره..ء

 

این ها حرف های تو در این چند روز گذشته است. هر در و دیوار مجازی و بالاترین و پایینترینی را که پیدا کردی این حرفها را گفتی و نوشتی و خلاصه کلی عصبانی شدییکبار دیگر از او شکایت کردی. اویی که مسئول بیچارگی همه ی ما است. اصلا همه بدبختی های ما به خاطر اوست و اگر به خاطر کودتاهای او نبود تمدن و فرهنگ پارسی ما یک بار دیگر طلوع می کرد و همه ی ما طعم آزادی را حس می کردیم. ء

 

اما یک سوال؟ آیا تا به حال، خود با او حرف زده ای؟ آیا مستقیما، از زبان خودش چیزی شنیده ای؟ آیا از دردهایش،از آرمان هایش،از غصه ها و شادمانی ها و آروزهایش چیزی میدانی؟ آیا تا به حال گذاشته ای خودش حرف بزند و تو فقط ساکت بنشینی و گوش دهی؟ آیا این نیست که تو همیشه به جای او حرف زده ای؟ آیا این نیست که اگر او کلامی گفته در میان صداهای بلند تو خفه شده است؟ آیا این نیست که تو، خود او را ساخته ای؟ واگر او را به تصویر کشیده ای، آنگونه که خود خواستی به او اجازه حرف زدن داده ای؟ آیا قبول داری که او، اصلا آنگونه که من و تو می خواهیم، وجود خارجی ندارد و او ساخته وپرداخته ی ذهن ما است؟ بالاخره یک نفر باید مسئول این همه فشارروی من و تو، در این غربت باشد. یک نفر باید مسئولیت این همه سختی را قبول کند. من که قبول نمی کنم. تو هم که نمی کنی. چه کسی بهتر از او؟ اویی که حرف نمیزند، ساکت است، و هر از چند گاهی خشونت وار و غیر منطقی جولان می دهد و خودش را به ما اثبات می کند که عامل بدبختیهای من و تو است.ء 

 

نمی دانم دیدی از آنهایی که در خیابان حضور داشتند، عده ای زن بودند. آیا کسی تا به حال صدای این زنان را شنیده است؟ من و تو که یاد گرفته ایم لیبرال فمنیست باشیم، آیا تا به حال سعی کرده ایم که به این سوبالترن اجازه ی حرف زدن بدهیم؟ بگذاریم خودش برای ما حرف بزند و خودش بگوید چرا در کف خیابان است. آیا او فریب خورده است؟ بغل دستی او چه؟ دوتا سمت چپی ها  و راستی های او چه ؟ آیا همه ی این ها فریب خورده اند؟ شستشوی مغزی شده اند؟ آیا این ها هنوز مفهوم آزادی را درک نکرده اند؟ لیبرال فمنیسم پیشکش. بیا دموکرات باشیم. بیا به نفع خودمان هم که شده اجازه بدهیم او حرف بزند. اما نه، او دیکتاتور است. او ساندیس خور است. راست میگویی خوش به حال من و تو. او ساندیس خود را می خورد،من و تو با این نرخ مصرفمان،ساندیس بقیه را می خوریم. اصلا برای این که بتوانیم به بقای حداقلی مدرن خود در این غربت ادامه بدهیم،این شرکت های چند ملیتی اطرافمان باید که مردم و منابع طبیعی اقصی نقاط دنیا را به تاراج ببرند. او ساندیس می خورد، و من و تو، بشکه بشکه ساندیس های بقیه را می دزدیم. هرچند که آخرش تنها قطره ای از آن را در حلق ما می ریزند و بقیه اش در جیبیک درصدمی رود. اصلایک درصدیوجود ندارد.همه ی این ها را آخوندها درست کردند یا همین بچه های ولایی خاک برسر قرون وسطایی! اینها هنوز زیر چتر ولایت فقیه گیرند و مثل من و تو آزاد نیستند، بیچاره هامن و تو آزادیم. ما زیر چتر ولایت مطلقه ملکه مادام العمر، نماینده ی خدا بر روی زمین کلیسای انگلیکن هستیم که لطف کرده است، ولایت خود را به ولایت مطلقه سرمایه تفویض کرده تا نئولیبرالیسم با شرکت های قدرتمندش به همه ی ما بگوید که چه بخوریم،چگونه بخوابیم و بپوشیم و حرف بزنیم. ما زور و تحقیر نئولیبرالسیمی را دوست داریم که جنس بسط قدرتش با دیگر قدرت ها فرق دارد. ء

 

ما قدرتی را دوست داریم که دنبال تو می آید تا یا تو را شبیه خود می کند و یا در بهترین حالت جایی برای تو در درون خود تعریف می کند. تو یا باید شبیه او بشوی و یا در او هضم شوی وگرنه با تمام قوایش به سمت تو یورش می آورد. اگر شد خشونت سخت،اگر نشد نرمش را به تو تحمیل می کند و من و تو که در غرب زندگی کردیم، این را خوب تجربه کرده ایم. اگر در محله ی سفید نشین ها، شکل و شمایل مهاجری داری، دیدی که چگونه نرم تحویلت نمی گیرند و به تو لبخند های مصنوعی تحویل می دهند و من و تو برای پذیرفته شدن هم که شده به گپ و مکس و آیکیا و بتان روژ هجوم می آوریم. دنبال خرید خانه می رویم و ماشین لیسی می خریم و استارباکس و تیمی در دست می گیریم تا بی صدا بگوییم: “نگاه کن ما هم مثل شماییم. نگاه کن !‌هیچ فرقی بین ما نیست. ما هم مثل شما مصرف می کنیم ومی خوریم و می پوشیم. کله مان سیاه است، اما اتاق خواب هایمان مثل هم است ،خانه هایمان، ماشینمان، میز ناهارخوریمان، ساعت خواب و بیدار شدن و لباس پوشیدنمان، حتی افسردگی ها و مشکلاتمان هم مثل هم است.”و در این تلاش او پیروز می شود و تو را شبیه خود می کند، اما بازهم تو رادیگری“  قلمداد می کند تا اینکه بچه هایت بزرگ شوند و مثل بچه های آنها لباس هاکی بپوشند و دیگر به زور فارسی حرف بزنند و تو به لهجه خوب انگلیسی فرزندانت تکیه کنی که شاید پذیرفته شوی ولی بازهم خبری نیست.و اگر زمانی است که به خاطر موسیقی و مولوی و جوجه کباب دورتو حلقه می زنند، آن زمانی است که تو، فرهنگت و بودنت نیز می تواند مصرف شود و در خدمت او قرار گیرد.او به خدمت تو نمی آید. توهمیشه کالای او هستی. ء   

 

دیپلماسی و تعامل منطقی برای او یعنی یا مثل من لباس بپوش یا کالای مصرف من باش و اگر سر باز زدی، می گوید پس در خانه بمان و بمیر. و اگر خیلی نگرانت شود می گوید: می توانی پیتزا دلیوری کنی اما اگر صدایت را بالا بیاوری و ذره ای در برابر خشونت نرم من خشونت به خرج بدهی، اسمت را بنیادگرای بی خاصیت تروریست می گذارم و اگر پایش بیفتد دیپورتت می کنم! ء

 

اما این قصه ها مال من و تو نیست. مال من و تو که با پول نفت خوزستان در بیورلی هیل و ریچموندهیل و وست ونکور امپراطوری رقم زده ایم، نیست. این قصه ی ساندیس خورهایی است که در برابر ریسیسم استعمار می خواهند به شکل سمبلیک هم که شده مقاومت کنند. آنها فهمیده اند که در قواعد بازی، مقاومت یعنی همان که فرانسه سالها به اف ال ان گفت و اسراییل به فلسطینیان گفت و استرالیا به بومی ها و کانادا به مهاجران؛ قانون را رعایت کنید! قانون ما را رعایت کنید! اگر مخالفتی داری،نترس، آزادی عزیزم، بگو. بگو چه میخواهی تا برایت جا باز کنم. جای من را نمی خواهی؟ شرمنده. پس تروریستی! دیپلماسی نمی فهمی! ای ساندیس خور بدبخت!اینها مال خود حکومتند، هماهنگ شده با بالاست، بازی درون حزبی خودشان است، دعوای قدرت داخلی و کم آوردن در برابر خارجی هاست. ء 

 

آره حق با تو است. چه وصل به بالا،چه به پایین چه به مرکز چه به هوا، اصلا به ما چه او را در جایگاه خودش بشنویم وبفهمیم. اصلا به من و تو چه که دانشمند فیزیکدان ما کف خیابان ترور می شود؟ بگذار موساد هرکه عشقش کشید را بزند بکشد. استاد دانشگاه که مال مملکت ما نیست. ساندیس خورِاینا بوده و سکولار نبوده، خلاصه رنگ ما نبوده، شرمنده، بازی ما نیست. جنگ؟ نه!‌نه! من با جنگ مخالفم. چرا؟ استمنای اخلاقی نکن عزیزم. بگو چرا؟ جان مردم بیگناه به خطر می افتد. آفرین. با تحریم که اصلا به خطر نمی افتد. با تحریم، هواپیماهای ما خراب می شوند و سقوط می کنند، مردم که اصلا هیچ طوریشان نمی شود. اصلا به ما چه که به ام پی ها و کانگرسمن هایمان نامه بنویسیم و تحریم را محکوم کنیم. اصلا به ما چه لابی کنیم و به همدیگر را کمک کنیم. این قدرمی نشینیم تا همان ها در ایران فریادشان دربیاید. ما که مسئولیتی نداریم. ببین اصلاممکلت ممکلتهامون،اینهمهآزادی آزادیمال  بریک های وسط کاره، وقتی از سیلز تو زیراکس تاورخسته شدی و یا مشتری نداری یا مال بریک هایه که داری روزی صدتا رزومه این ور و آن ور ایمیل می کنی و خبری نمی شه. افسرده میشی. یک جوری باید خالی شی دیگه. ببین من میخوام وقتی میگم ایرانیم، دخترا نگن تو کشورتون زنا اوضاشون داغونه و ازم بترسن ووقتی میام یه بیزینس کنم تا بگم: ایران، نگه آره دیشب تو تلوزیون دیدمتون. آخه این چیز زیادیه؟ بابا ناسلامتی ما نوادگان داریوش و کوروشیم. نه راست می گویی. این یکی را خدا وکیلی راست می گویی. لطفعلی خان و آقامحمدخان و شاه سلطان حسین و محمد رضاه شاه و سامانی ها و مغولان و سلجوقیان و انگیسی هاو آمریکایی ها هم که هیچ وقت در کار نبوده اند. فارابی و بیرونی و حسن صباح و خیام وسلمان و شاه عباس ونادرشاه و خمینی هم که وجود نداشته اند. یک بابا بزرگ کوروشی بود که این ساندیس خورها فرزند ناخلفش شدند. اما نگران نباش. ما ایران را پس خواهیم گرفت. ما ایران را مثل کانادا آزاد خواهیم کرد که در هر هشت دقیقه به یک زن تجاوز شود و بتواند به یکی از بزرگترین تولید کنندگان گاز امیشن دردنیا تبدیل شود. زنده بادایران آزاد! زنده باد آزادی همه ایرونیها! ء

 

صبر کن ببینم ! نکنه تو هم یکی دیگه از این ساندیس خورایی؟ یه دفعه همینطوری به شوخی بهت گفتم ساندیس خور، من با این فضاها حال نمی کنم. من ساندیس درست می کنم. ای کاش ساندیسیها این انرژی کف خیابان را در مسیرهای دیگر کانالیزه کنند. شکل قدرت استعمار زمانی جامد، بعد مایع،اما اکنون گاز شده به گونه ای که اگه استشمامش نکنی می میری، اگر استشمامش هم بکنی می میری. تنها راه مقاومت،  متفاوت خلق کردن در کف خیابان است. باید ماسک زد و با مبانی خودی با الهام از همه، متفاوت خلق کرد و متفاوت بود. گروه سرود مردمی و امام جماعتی که آمار ایدز محله ی خود را دارد و برای حل معضلات محله تلاش می کند و بچه هایی که فرهنگ نذر را در برابر فست فود تئوریزه می کنند و معماری که جرات بومی بودن را دارد و روابط نزدیک و صمیمی همسایه ها، از دیپلماسی نفتی که از کوبیده خوردن در رستوران ایرانی ها می ترسد و از مصاحبه کردن با چند رسانه ابا دارد و یا در شاپینگ مال به فکر خرید جهیزیه است و غایت دیپلماسی عمومی اش،برگزاری دعای کمیل نفتی برای خودی ها است، به مراتب در مواجهه با استعمار کارساز تراست. اولی استعمار را به زیر میکشاند. دومی را استعمار دوست دارد. ای ساندیس خور بدبخت! تو تنها کافی است ذره ای به من گوش بدهی. این حرف های من و تو است. فقط برایمان بد گفته اند. بفرما ساندیس! ء

 

Posted in Uncategorized | ۳۹ Comments

39 Responses to

بفرما ساندیس

  1. دغدغه says:

    یک پیشنهاد، بخش هایی که از قول خودتون بود اگر “بُلد” بکنید خوندنش راحت تر میشه. یه کم گیج شدم

    “قدرتی را دوست داریم که دنبال تو می آید تا یا تو را شبیه خود می کند و یا در بهترین حالت جایی برای تو در درون خود تعریف می کن”

    در این شکی نیست. اما

    “این قصه ی ساندیس خورهایی است که در برابر ریسیسم استعمار می خواهند به شکل سمبلیک هم که شده مقاومت کنند”

    حد و حدود این مقاومت های سمبلیک رو چی تعریف و تعیین می کنه؟

  2. Hamed Mousavi says:

    Bar assase titret man ta akhare maghale be omide gereftane sandis khoundam amma ey delle ghafel ke sandisi dar kar naboud!

  3. محمد سیاح says:

    خیلی متن خوبی است. اگر چند تا رفرنس درست و حسابی میدادی واقعا میشد یک مقاله درست و حسابی ازش درآورد
    فقط یک کم گیچ کننده است که معلوم نیست کجا را خطاب به ساندیس خور میگی، کجا را خطاب به مخالفان کجا را موافقان!
    در هر حال تامل برانگیز است

  4. zed says:

    merciiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

  5. علوی says:

    سلام…نوش جان!
    متن عالی بود به خصوص اون شوکه پاراگراف اولش… البته منم در ادامه کمی گیج شدم، شاید بهتر باشه ی بازنویسی بکنید. ولی در قالب نوشتاری خوبی منظورتون رو رسوندین! شبیه بعضی پلاتوهای گره بود ی قسمتاییش…راستی حال و هوای گره هنوز در ما زندس گرچه که هیچ سیگنالی از برنامه سازان دریافت نمی کنیم
    !!!
    زیر علمِ علمدار پاینده باشید

  6. رحیمی says:

    ای بابا چه قدر گیج کننده بود خوشتون میاد مخاطبتون را زجر بدید تا بفهمه چی نوشتید

  7. 255815 says:

    خیلی باحال بود.
    بابا, آی لآو یو!
    هم از زور خنده, هم از غم غربت اشکم به هم ور شد وخودمم نفهمیدم که چم شد. اما جدا ساندیس معرکه ای بود. به امید خط تولید انبوه و صادرات و اینا…

  8. farateh says:

    سلام

    راستش من نفهمیدم
    عذر می خوام
    یه جور دیگه بگید
    ممنون
    خداقوت

  9. zahra akbari says:

    سلام
    بهترین متنی که از آقای دخانچی خوندم…
    سیر صعودی دارید…تبریک میگم…

  10. زهره لک says:

    اگه اونجا تحویلتون نمیگیرن حق دارن (اصلا حقتونه)چون شماها همه اونجا یه ابژه اید و اونا سوژه .اصلا شماها (ماها) کی هستیم یه سری آدم…که جایگاه جغرافیاییه کشورشم غرب تعیین میکنه ؛ما در خاور میانه هستیم . میبینی بعد ما رو نسبت به غرب میگه!!!! آل احمد میگه چرا غربی میتواند ما را به آزمایشگاه ببرد و زیر میکروسکوپ خود بگذارد (شرقشناسی)و ما نمی توانیم . چه سوال مسخره ای ؛نه ؛آخه ما که موشه آزمایشگاهی هستیم . حالا هی ساندیس خورا و ساندیسش نخورا چه میدونم تولید کنندگان ساندیس بیفتید به جون هم.

  11. عابدینی says:

    آزادی غربی
    تفاوت معنای آزادی… در نزد ما با آن چه در جهان امروز معمول است، آن قدر زیاد است که می توانیم به یقین بگوییم که ما و غربی ها فقط در لفظ اشتراک داریم و نه در معنا». «آن آزادی که در غرب می گویند، قبول بندگی عادات و تعلقات است و عین اسارت. بشر امروز از آزادی می گریزد و نام این گریز از آزادی را، آزادی نهاده است تا این چنین، آبی بر آتش ملامت های وجدان خویش پاشیده باشد». «نتیجه عملی پذیرفتن این مفهوم آن است که بشر جز به خواسته های نفس اماره خویش گردن نمی گذارد؛ غافل از آن که با این کار، خود را محدود به حدود حیوانی وجود خویش می کند. آزادی اگر نتواند بستر رجعت انسان را به حقیقت ازلی وجود خویش فراهم کند، به بن بست می انجامد و به امری متضاد با خویش، یعنی اسارت مبدل می شود».
    .
    .
    .
    انقلاب اسلامی، رستاخیز تاریخی انسان است بعد از قرن ها هبوط. این انقلاب، یک توبه تاریخی است. بنابراین، غایات آن هرگز اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نیست؛ بلکه یک انقلاب فرهنگی است. … این انقلاب، از تفکری سرچشمه گرفته است که نه بر راسیونالیسم(اصالت عقل)، بلکه بر وحی مبتنی است. … خواه ناخواه واقعیت وجودی این انقلاب، چه ابراز شود و چه ابراز نشود، در تضاد با تمامی مبانی نظری و عملی دنیای جدید قرار دارد.

    شهید آوینی
    http://www.hawzah.net/fa/magart.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=4627&MagazineArticleID=34391
    .
    .
    .
    پس مقاومت کن رفیق!
    عالی نوشتین!

  12. هر وقت از روزمرگی میترسم بهتون سر میزنم
    برای اینکه ببینم این دفعه به چی متفاوت نگاه کردین

  13. Hassan says:

    مثل همیشه…
    ارزش بعضی نوشته ها به پراکندگی و جریان سیال ذهن بودنشونه

    روز واقعه به سرم زد یه مقاله بنویسم با این عنوان که “آیا می توانی درکم کنی” و بدهم کسی ترجمه اش کند
    اما بعد فکر کردم مثلا چنان متنی را که خیلی هم عالی و مستدل نوشته شده باشد کجا می شود منتشر کرد و بعد عملا هیچ رسانه ای به ذهنم نرسید منصرف شدم و آن را هم گذاشتم گوشه ی بقیه ای کاش ها…

  14. سیده زهرا says:

    ای جوانمرد,بگو که از کدامین قبیله ای! اینجا قافله نور راه کربلا می پوید وآن سوی تر, دجله و فرات است که هنوز آبشخور گرگان گرسنه ای است که آب بر کربلاییان بسته اند و در افق دور,”قدس” است در اسارت شیطان. ای جوانمرد بگو که از کدامین قبیله ای! و براستی که راه قدس از کربلا می گذرد.”راه قدس از کربلا می گذرد”یعنی آماده باش تا پای خون و جان. سلام ایام عزای امام حسین(ع) وتمام شهدای کربلارو به همه تون تسلیت می گم,عزاداری هاتون قبول, این چند شب رو برای عزاداری رفتم بیت رهبری جاتون خالی برای همه هم سن و سالام به خصوص از جنس گره دعا کردم امیدوارم مشمول دعای امام زمان و آقاسید علی باشیم….جالب نوشتید,وقتی میام به وبلاگ شما امیدوارتر میشم به انقلابم,موفق باشید.

  15. سیده زهرا says:

    دوباره سلام فراموش کرده بودم که امروز ۱۶آذره,خواستم بگم…دانشجو موذن جامعه است,اگر خواب بماند نماز امت قضامیشود… روزتون مبارک

  16. پاسوز says:

    کم کم دارین شکوفا میشینا….
    آب و هوای اونجا داره می سازه….
    ایشالا نمایندگی انحصاری فروش ساندیس تو جهان رو بگیریم…..
    ب امید افزایش روزافزون جمعیت ساندیس خورای شیعه…
    یا علی
    التماس دعا

  17. مرضیه says:

    عالی و کمی گیج کننده. موفق باشید

  18. معصومه خانم says:

    خیلی خوب بود فقط بعضی از شخصیت هایی که نام برده بودیدوبعضی اصطلاحات برایم ناشناخته بود

  19. آسمانی says:

    سلام ، این پست عجیبه ونیز بسیار ناراحت کننده ولی خوب نوشته نشده ،خواننده در اون گم می شه در صورتی که خیلی بهتر می تونست نوشته بشه ! یک دل نوشته است ،وکسی که این را نوشته از خیلی چیزها عصبانیه واز خیلی ها خیلی دلخور ، این یک اعتراف ، اعتراف به این که خیلی پرتیم !اعتراف به این که یه رویداد در سی سال پیش مثل یک انفجار نورانی پدید اومد ،و از این رویداد بزرگ کشورمون حالا فقط شعارش باقی مونده و از اون نسل آرمان گریان چیزی زیادی باقی نمونده، انگار آرمان گرایان مردند و باقیشونو ما داریم خودمون با دستای خودمون خفشون می کنیم ، چراغی که داره آخرین سوسوهاشو می زنه و اونجا کار سخت میشه که همه دارند با فوتهاشون آخرِین سوسو رو خاموش می کنند وتو مواظبش تا خاموش نشه.
    خدا کنه از اون خاکستر سی سال پیش ، زیر اون خاکستر بزرگ ققنوس هایی وجود داشته باشند که با فوت همگی ما اون ققنوس ها بتونند آزاد بشوند..

  20. سیده زهرا says:

    سلام این متن خیلی ذهنمو درگیر کرده و یه سوالی برام پیش اومده اینکه این آدمایی که اینقد نق میزنن که چرا متحجر بازی در میاریم ماها, چرا یه کم منطقی فکر نمیکنن چرا نمی بینن که همین ساندیس خورای بچه ولایی قرون وسطایی متحجر تونستن کنترل هواپیمای جاسوسی آمریکارو به دست بگیرن آخه چرا نمیبینن همین آدمایی که هی هرروز ساندیس میخورن چقدر تونستن توی این همه تحریم پیشرفت علمی و…داشته باشن تازه دل جد بزرگوار کوروش خیلی هم ازشون شاد شده حداقل بخاطر دل آقاجون کوروش درست فکر کنن.

  21. مرداد سبز says:

    سلام
    خوب حلاجی کرده بودید پاسخ خوبی بود به این نوع حرف ها. ولی خوب یک مقدارباید برای نقد کردن خودمون، برای بهتر شدن و تحقق آرمان هامون حرف این تیپ ازهم وطنامون رو هم گوش بدیم ونترسیم(البته از جنس هم وطنیش)
    چون به نظر منم ای کاش ساندیسیها این انرژی کف خیابان را بیشترازاینها در مسیرهای دیگر کانالیزه کنند!! تا اون وقت کسی به خودش این حق رو نده که به یک نسل آرمان خواه و به قول شما دیگر آفرین که مطمئنا در آینده نزدیک حرف های بیشتری برای گفتن خواهد داشت،برچسب های سظحی مثل ساندیس خور نظام بدن
    موفق و پیروز باشید
    یا علی

  22. ghazal says:

    به نظر من کار ما اشتباه بود چون اسلام دین مهربانی و مخالف اغتشاش و جنگ هست و کار بعضی ها که مثلا مسلمون هستن خلاف دین و شرع بود و اصلا سفارت یک کشور یعنی حریم خصوصی و ما به حریم خصوصی اونا تجاوز کردیم این راه درست نبود ما باید مثه خودشون با سیاست عمل کنیم نه اینکه بهونه دست حریف بدیم

  23. madi says:

    دوست عزیزghazal
    من هنوزم نمیدونم کار اون دانشجوهایی که رفتن تو سفارت انگلیس درست بوده یا اشتباه. ولی اینکه گفتی ما “باید مثل خودشون با سیاست عمل کنیم” اینو میگم، حتما شنیدی سیاست اونا سیاست هویج و چماغه!!!
    یعنی همیشه دوتا حق انتخاب داری :
    اول اینکه هویجو بخوری در غیر اینصورت چماغ میاد تو کلت.
    ولی ازاونجایی که بیشتر اوقات ماهاهویجو میخوریم،این طرز فکر به وجود میاد که اونا با سیاست عمل میکنن و سراغ این راه ها نمیرن. البته یه خورده فراموش کار تشریف داریم چون سابقه چماغ کشی هم کم ندارن.
    حالا بفرما ساندیس!!!

    • ghazal says:

      منظورم از سیاست اینه که مثه ابپاچیای قرون وسطی و انسانهای بی تمدن از در و دیوار یه سفارت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!بالا نریم همین

      • zahra akbari says:

        این آبپاچیای قرون وسطایی و انسان های بی تمدن کسانی هستن که بیش از دویست سال خفت و تحقیر رو تحمل کردن و دیدن…نه مثل بعضی ها خوش بودن با زندگیشون…
        هر خیانتی که به این کشور میشده از طرف انگلیس قلب این آبپاچیای قرون وسطایی و انسان های بی تمدن رو به درد آورده…
        حمایت از ترورها در ایران…تکه تکه کردن کشورمون…این همه خیانت در حق این کشور…
        انتظار نداشته باشین براشون گل پرت کنیم… اگه روی کاغذ ببینی بالا رفتن از دیوار سفارت اشتباهه…
        ولی وقتی این همه حقیقت و درد رو ببینی و ناعدالتی های ساختار جهانی رو ببینی به یه نقطه ی انفجار میرسی…
        یادمون باشه در این معادلات انگلیس مستکبره…
        نه یه کشور نازنین که به اصول دیپلماتیک پایبنده…
        انگلیس در حالتی داره از رعایت نشدن اصول دیپلماسی حرف میزنه که خودش خیلی از بندهای قوانین بین المللی رو در حق ایران نادیده میگیره…
        در ضمن…یادمون نره سال ۵۹ رو…سفارت ایران در انگلیس شش روز اشغال بود و چندین شهید دادیم…پلیس انگلیس کجا بود اون روزها؟
        پس انگلیس اون فرشته ی معصومی نیست که معصومانه به قوانین دیپلماتیک پایبنده!!

        • ghazal says:

          کسی از معصومیت حرف نزد.من فقط میگم ما وجهه خودمونو تو دنیا خراب کردیم با این کارای بی فکر و نا پخته ی بعضیا!!!!هیچ دولت و کشوری معصوم نیست عزیزم مطمئن باش من دارم حقیقت رو میگم و با غرض ورزی جبهه گیری نمیکنم

        • نیکپور says:

          !!!نه تو رو خدا شماهم حمله میکردین چن نفرو میکشتین
          واقعا فک میکنی این جواب باید داده میشد به کارای انگلیس خبیث؟
          فک میکنی تو اسلام مورد قبوله تجاوز به حریم بقیه ؟حتی اگر دشمنه!؟

  24. زکیه دوستی says:

    سلام ، خداقوت ، متن و حرفای دوستان جای تأ مل داشت ، خیلی چالشی بود یکجور متن انقلابی که منفعل کننده نبود، اما دوستان عزیز اگه ما توی دوره آخرالزمان که به نقل از یک حدیث نگه داشتن ایمان از نگه داشتن آتش در کف دست دراین دوره سخت تر است توجه کنیم، برای اینکه راهمون رو گم نکنیم و یک زمان دچار افراط و تفریط نشیم و خدای نکرده مثل اصحاب صفین که کنار علی علیه سلام بودند و در کربلا بعضی از آنها شدند جزو قاتلین پسرش نباشیم ، بهترین راه اینه که پشت سر ولی زمانمان باشیم و هرکاری رو که ایشون در هر مرحله ای درست تشخیص دادند انجام بدیم تا خدای نکرده ما که داعیه دین و انقلابمون رو داریم خودمون با دست خودمون اون رو از بین نبریم ، اگه دین یک سری معیارها رو می داد و میگفت خودتون به شخصه هرکاری رو درست میدونید انجام بدین دیگه خداوند انبیا و امامان را به عنوان چراغ و راهنما برای مردم قرار نمی داد، اگه در طول تاریخ مالک اشتر ، مالک اشتر شد نه به این خاطر بود که فرد شجاع و دلیری بود که اگه معیار این بود شمر هم جزء بزرگان باید به حساب میومد، بلکه مالک به این دلیل در تاریخ ماند که همیشه در کنار وپشت سر امامش بود نه یک قدم جلوتر و نه خیلی عقب تر،عزیزان من حرف امشب من رو به همه ما جوونای این انقلابه که این انقلاب و مملکت رو دوست داریم و حاضر نیستیم یک وجبش رو به اجنبی بدیم ،بیاین کف خیابون باشیم ولی اونطور که ولی زمانمان میخواد و تشخیص میده نه اونطور که غلیان احساسات ما میگه ،من اصلأ نظری در مورد کار بچه ها جلوی سفارت ندارم ولی روی صحبتم به خودمونه که امشب آقا در مورد ۹ دی امسال تأ کید داشتند به پیام اون حرکت خودجوش مردم توجه بشه نه به شعارهایی که داده میشد همون متفاوت بودن در کف خیابانها ، امیدوارم تمام جوانان مملکتم موفق و سربلند باشند ،

    و هر کاری رو که ایشون درست تشخیص دادند و (انجام بدیم و کاری رو که ایشون ما رو از انجامش نهی کردنانجام ندیم و اونوقت است ولی ما در مرحله حساس بی یاور نمی مونه

  25. زکیه دوستی says:

    سلام ، خدا قوت ، متن و نوشته های دوستان تأمل برانگیز بود ، متن چالشی بود و اصلأ منفعل نبود اما دوستان من برای اینکه توی این برهه حساس راه درست رو گم نکنیم و همیشه جزء خادمین این انقلاب باشیم و به ورطه افراط و تفریط کشیده نشیم بیاین در کنار ولی زمانمان باشیم و کاری رو انجام بدیم که ایشون درست تشخیص میدن نه کاری رو که خودمون درست تشخیص میدیم که اگه اینطور نباشه یا دچار انحراف از مسیر انقلاب میشیم که به نظام و مملکت پشت میکنیم یا خیلی خودمون رو عالم تر از شخص ولی زمانمان میدونیم و با دین به دین و مملکتمون ضربه میزنیم ،مثل خیلی افراد بزرگ عرب که در جنگ صفین در سپاه امام علی علیه السلام بودند و در ظهر عاشورا آنچنان دچار عجب و خودبزرگ بینی شده بودند که خون حسین رو حلال میدانستند و در کشتن آن امام از هم پیشی میگرفتد، دوستان عزیز تا به حال به این فکر کردید چرا مالک اشتر ، مالک شد و نامش جاویدان در تاریخ باقی ماند چون مالک هیچوقت مالک نبود، بلکه علی بود، او همیشه و در همه جا کنار علی بود نه جلوتر از علی ، چشمش به دهان علی بود و در مورد سیاست علی فکر نمیکرد که آیا امر علی با عقل و منطق او سازگار است یا نه !بیایید همه مالک باشیم نه طلحه و زبیر و شمر ، جلوتر و عقب تر از ولی خود نباشیم بلکه کنارش باشیم ،بیایید به حرف ولیمان عمل کنیم که امشب از ما خواست که امسال به پیام حرکت خودجوش ۹دی توجه کنیم نه به شعارهایی که داده میشد، بیایید در کف خیابانها متفاوت باشیم، به امید اینکه خداوند همه مارا جزءخادمین دین و انقلابمان قرار دهد .

  26. bahar says:

    تامل برانگیزبود

  27. مرداد سبز says:

    به ققنوس ها ایمان دارم…
    یا حق

  28. z.s.h says:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    چند روز پیش داشتم مجله پنجره رو می خوندم که چشمم خورد به مطلب شما ؛ آیا دانشگاه اسلامی می شود؟
    ظاهرا شما یه پیشنهادهایی برای این موضوع دارید
    نمی خواهید راجع به این پیشنهادات چیزی بنویسید؟
    فقط خواهشا خیلی پیچیده و ثقیل ننویسید تا هضم و فهمش راحتتر باشه
    من این وبلاگو به بعضی ها پیشنهاد میکنم اما دوستان معتقدند که مطالب در حد دکترا (با کمی اغراق) نوشته شده
    از بس که ماشاالله شما باسوادید

    و من الله توفیق

  29. maryam says:

    متن خوبی بود
    و… بامزه
    فقط اگر کمی عامیانه تر و ساده تر بنویسید ,خیلی بهتر میشد
    مثلا “پارازیت ماها ” از لحاظ روانی قلم , خیلی خوب بود, به دل می نشت.

    موفق و پیروز باشید
    یا علی

  30. ساندیس ضرر داره !!!
    موید باشید

  31. ایت نور خدا says:

    سلام- اقای دخانچی خوب فکر جوونارو کار می گیری ها ای ول

  32. نوه کوروش و اقا محمد خان says:

    مطلبتون خیلی خیلی رو من تاثیر داشت البته بیشتر اون قسمتایی که درباره غربیها و نگاهشون گفته بودید راستش من اینجا خیلی عذاب میکشم مبنی بر اینکه الان بقیه چه فکری درمورد من میکنن وقتی بگم ایرانیم!البته درمورد اینکه فک کنن عربم بدتر میشم چون اونا فک میکنن هرکی حجاب داشته باشه عربه بلااستثنا …این تفکراتم باعث
    شده اصصصلا اصلااا از خونه بیرون نرم فوقش برای کارای ضروری یا وقتایی که خونواده زیاد اصرار میکنن…چن روز دیگه کلاسای دانشگاه شروع میشه و من نمیدونم چجوری خودمو بی خیال کنم
    الان که این مطلب شما رو خوندم حالم خیلی بهتره ….یه جورایی دارم به ایرانی بودن خودم افتخار میکنم…ولی که چی؟خودم با خودم درواقع حال میکنم
    خودتون چیکارکردین ؟چجوری تفکرتون عوض شد؟و راحت زندگی میکنین
    لطفا منو بی جواب نزارید

    راستییی اینهمه حرف زدم اصلا نظراتو میخونین؟
    یه حرفی هم دارم با همه اوناییکه رفتنو اون کارو تو سفارت انگلیس کردن….من مخالف تظاهرات نیستم اصلا خودم تا اونموقع که ایران بودم برا هر تظاهرات ضد امریکاییو انگلیسی پا بودم مخالف اون قسمتیشم که از دیوار سفارتشون رفتین بالا!نمیدونم لیدرتون کی بوده ولی بدونین اسلام مخالف تجاوز به حریم بقیس این کار گناه داره حتی اگه دشمنمون باشه…شما با این کار به بقیه فهموندین اره ما مسلمونا تروریست هستیمو هیچی از ادب و رعفت حالیمون نیس

  33. ناظر says:

    سلام. متنتون خیلی عالی بود…
    فقط یکم گیج شدم
    امشب دانشگاهمون نشست داشتیم راجب انتخابات مجلس
    خیلی فضاش متشنج بود
    اومدم اینجا خیلی[] شدم
    [..]