اگر اهل حماسه نیستی لااقل حماسه کش نباش

گره، میلاد دخانچی،‌ ایران، تورنتو، انقلاب و سبک زندگی

آنچه فاحش-ه است

 

 

 

چند وقت پیش بود که صحبت هایی درباره سینمای ایران که منتسب به آقای سلحشور بود در رسانه ها پخش شد. ایشان را بسیار تحسین کردم. بعدها عده ای هم از این ور هم از آن ور- که البته معلوم نیست مرزاین این ور و آن ور دقیقا کجاست- به ایشان حمله کردند. نامه نوشتند و حرفهای گفته شده را تقبیح کردند تا جایی که مریلا زارعی نیز دقایقی از برنامه هفت را در اختیار خود گرفت و با سخنوری زبردستانه ای کارگردان یوسف پیامبر را به  بی ادبی متهم کرد و در واقع بیانیه ی چند روز قبل پنج بازیگر زن را تکرار کرد. مریلا زارعی را هم تحسین کردم.ء

 

آقای سلحشور را تحسین کردم چرا که حرف هایش حاکی از انقطاع یک نسل با نسل بعدی اش است. نسلی که انقلاب کرده،دغدغه دارد، نیت خوب دارد اما نه واقعیت را پذیرفته و نه روش بازی را بلد است، کم کم دارد بازنشسته می شود و نسلی دیگر جایگزین او می شود. نسلی که می خواهد از توهم دربیاید، همه چیز را در دوگانه خودی و دشمن نبیند، مبانی را بشناسد، برای تحقق مبانی، مفاهیم خلق کند و هم در کف خیابان بماند هم در ساختارهای مدرن. ورژن انقلاب اسلامی نسل آقای سلحشور در حال بازتولید در نسل جدیدی است که در مواجه با نسل گذشته خود در موقعیتی پارادوکسیکال قرار دارد. نسل جدیدی که از یک طرف به نسل قبلی خود به خاطر حفظ ارزش ها و مبانی انقلاب مدیون است و هم ندانم کاری های او را مسئول وضعیت موجود می پندارد.ء

 

آقای سلحشور ناراحت است از اینکه چرا سینمای ایرانفاحشه خانهاست. او گفته که همه نیز به این سینما عادت کرده اند و از دستِ داد و شمقدری و ضرغامی هم کاری ساخته نیست وباید علما و بزرگان دین ،اسلام شناسان بنشینند و اوضاع سینمای ایران را ببینند و تعریفی از سینمای درست اسلامی بدهند، این سینما با این ویژگیها، دارای اصولی است که با اسلام در تضاد است.”ء

 

حق با آقای سلحشور است. این سینما دارای اصولی است که با اسلام در تضاد است. و من می دانم که این حرفها دیگر برای نسل جدیدی های ما به امری فاحش تبدیل شده است اما شاید باید یک بار دیگرآنها را تکرار کرد. آقای سلحشور عزیز این سینما نیست که با اصول اسلام در تناقض است. سینما به مثابه یک پیکر واحد است که هیچ وقت اسلامی نمی شود.ء

 

لنز دوربین سمبل تولد سابجکتیویتی مدرن است. دوربین یعنی من هستم. من آمده ام که بمانم و برای ماندم به سابجکت های منفعلی نیاز دارم که بنشینند و مسحور توهمی از حقیقت باشند که از فیلتر سابجکتیوتی من رد شده است. سینما به مثابه فرزند رمان و به مثابه نوه ی مدرنیته با منیت معنی پیدا می کند. منیتی که دین همواره به مثابه نفس اماره توصیه به جنگ با آن را می کند و بروز نفس مطمئنه را در پایمال کردن آن مفروض می دارد. سابجکتیویتی مدرن و سابجکتیویتی دینی دو انسان کاملا متفاوت، دو نوع معنی متفاوت از تعالی و دو نوع تمدن متفاوت خلق می کنند. و این حرفها کشفیات ما نیستند. این حرفها را قبلا زده اند، خوب هم زده اند و درمیان هم نسلان من تقرییا به یک فهم عمومی تبدیل شده اند.ء 

 

و این حرفا قرار نیست یک مشت سفسطه فلسفی باشد. تجربه نشان داده که غیردینداران،درسینماگری بهتر از دینداران هستند. این به این معنی نیست که در غیردینداری استعداد بیشتری در سینما خیرات می شود، نه،فضای دینداری تعریف متفاوتی را از انسان دیندار طلب می کند که با حال و روز سینما از هر نوع آن همخوانی ندارد. به عنوان مثال بازیگر تنها در آزادیِ سرحدِ نفسِ خویش است که می تواند بازیگر شود. او باید خود را به مثابه ی یک خالق به رسمیت بشناسد، از عرضه کردن خود نهراسد و برای تحقق جادوی سینما که درچشم های نظاره گر محقق می شود دست به هرکاری بزند. به خاطر همین است که ما زنان محجبه مقید را نمی بینیم که در سینما بازیگر شده اند و یا بهتر بگوییم خود علاقه ای به بازیگر شدن داشته باشند. یک فضای رمز آلودی در دین ورزی اهل معرفت دینی وجود دارد که آنان را در حریمی متمایز از فضای جولانگری مدرن قرار میدهد.ء

 

و این جولانگری، این عملیات نفس در غایت  وعشوه برای چشمان مخاطب ذات کلیت سینما است. همه باید که در برابر این فرمول سر تعظیم فروبیاورند چه بازیگر چه فیلمنامه نویس چه نورپرداز چه تهیه کننده و چه کارگردان. بنابراین حرف آقای کارگردان ما آنقدرها هم بی ربط نیست. سینما به مثابه صحنه ی  عرضه که فقط با نزدیکی با اندام مخاطبش معنی پیدا میکند شباهت های زیادی با فاحشه خانه دارد و در این مقایسه به زبان تمثیل همه ی اهل سینما لاجرم فاحشه اند.ء 

 

و این فاحشگی تمثیلی مختص تنها سینما نیست بلکه ذات رسانه ی امروز است. هرآنکه در رسانه ی امروز تنفسی کرده، یا در قسمتی از دوران زندگی اش تمرین پرورش نفس را کرده است یا اینکه آرام آرام آن را در درون خود نهادینه کرده است و اگر نه حذف شده است.ء

 

بنابراین سینما با این نگاه، خوب ها و بدها ندارد. زن بد و مرد خوب و سینماگر دیندارو غیردیندار  ندارد. هرآن که آمده است چه خواسته ،چه ناخواسته آلوده ی این معامله شده و این را خانم زارعی خوب می داند. خانم زارعی خوب می داند که در پس سینما چه خبر است. در صحنه های فیلمبرداری چه ها که اتفاق نمی افتد و مراودات بعداز ضبط چگونه است و چه کسی با چه کسی حشرو نشر دارد. اما ایشان با کتمان این واقعیت در آنتن زنده ی تلویزیون از سینما چهره ی آفتاب مهتاب ندیده ی مظلومی را به تصویر می کشد که توسط اهل فن وغیر فن مورد هتاکی قرار گرفته و او با ادبیاتی حق به جانب به اسم دفاع از حیثیت هم صنفانش برای نگاه سیاسی خود یارگیری می کند. و چه خوب اینکار را انجام می دهد.ء

 

نه تنها در این مصاحبه ی زنده ی تلویزیونی بلکه در واکنش های متفاوت به شکل سمبلیک و نانوشته ای آقای سلحشور در نگاه افکار عمومی نماینده ی گفتمان بی ادب،تندرو، آرمانی اما سطحی می شود که  داعیه ی که سوپر مذهبی بودن دارند و خانم زارعی نماینده قشری که اتقافا با استناد بهدین و آیینبه دین احترام می گذارد، هم مدنیت دارد و هم منطقی است و حرف حق را او می زند. و این قالبی است که جریان روشنفکری ایرانی مدت هاست که خلق کرده و آقای سلحشور خود داوطلبانه در این قالب ایفای نقش می کند.ء

 

آنچه خانم زارعی در صحبت های آقای سلحشور بی ادبی می خواند مشکل زا نیست. این انتظار بی مبنای آقای سلحشور از اسلامی شدن سینما است که او را به سمت گفتن این حرفای نیمه درست و بیجا می کشاند و فضایی را برای مظلوم نمایی گفتمان رقیب ایجاد می کند و این در جمهوری اسلامی یک اتفاق جدید نیست. برخلاف نظر آقای سلحشورو هم نسلانش که در مواجه با پیچیدگی های مختلف اجتماعی و فرهنگی ، بنگاه های صهیونیستی را عامل وضع موجود می پندارند، انتظارات بیجا، تاکتیکهای غلط ، عدم فهم از مبانی و کارکردهای مدرنیته، عدم تلاش برای ساخت الگو و هم خدا و خرما خواستن های این عزیزانِ پاک نیت است که باعث شکل گیری وضع موجود است. این هالیود و جلسات مخوفجنگ نرمدشمن نیست که به خانم زارعی فرصت جولان و یارگیری سیاسی می دهد آنچه باعث و بانی همه اینهاستضعف سختاست.ء 

 

شیعه در کف خیابان بسیار قدرتمند است. توانایی یارگیری دارد، منسجم است و خالص و خلاق. می تواند همزمان اصلاح کند و بسازد و بخنداند و بگریاند دفع کند و جذب کندآرمانی گری شیعه دور از دسترس نیست. هم روحیه مجاهدت دارد هم از خودگذشتگی. ایجاد تمدن شیعه از کف خیابان شروع می شود ودر کف خیابان ادامه ی حیات می دهد.ء 

 

اشتباه بزرگ هم نسلان انقلابی آقای کارگردان این بوده و هست که بعد از پیروزی انقلاب همه از کف خیابان به ساختارهای مدرن هجوم آوردند. آنان براین اعتقاد بودند این ساز وکارها و ساختمان های غول پیکر است که به انقلابیون نیاز دارد غافل از این که این انقلابیون نیستند که ساختارها را شبیه خود می کنند این سازه های امروزی هستند که انقلابیون را شبیه خود شبه مدرن و بیرمق و با مبنای مدرن عقلانی می کنند. و این همان فرایندی است که در نتیجه آن  کارگردان انقلابی ما قصه های قرآنی را سوژه سرگرمی و مصرف جامعه ی نیمه مدرن ایرانی می کند.ء

 

در جایی دیدم نویسنده ی دغدغه مندی در دفاع از آقای سلحشور از ایشان به عنوانیکی از پایه گذاران نمایش دینی از بدو انقلابیاد کرده و نوشتهسینمای دینی ایران مدیون سلحشور است. ” این در حالی است که نه تنها انتخاب مضامین دینی به عنوان سوژه، سینما را دینی نمی کند بلکه اصلا معلوم نیست ساخت فیلم هایی با مضامین دینی لزوما به فیمساز دیندار احتیاج داشته باشد. چرا که اگر غیر از این باشد باید غربی ها  را با ساخت ده فرمان و محمد رسول الله، مبدع سینمای دینی بدانیم و سازندگان آن ها  را اهل دین! و همه این ها در حالی است که ما اصلا تصویر واقعی از تاثیردینی فیلم هایی با موضوعات دینی نداریم.ء

 

واقعا معلوم نیست که به راستی چقدر یورش تکنولوژی مدرن به سمت مضامین دینی به تبلیغ دین کمک کرده است. به راستی چقدر فیلمی مانند یوسف پیامبر برای مدتها تک تک اعضا جامعه دینی را از تصور قصه یوسف به روایت خود محروم کرده و به جای آن روایت و میزانسن فرج الله سلحشور را جایگزین کرده است؟ قصه ی قرآنی در فضای خود تعریف می شود و در فضای خود تصور می شود و در جایگاه خود از آن پندآموزی و کسب معرفت می شود. براستی چه قدر انسان دینی پس از تماشای فیلم هایی این چنین می تواند یوسف خود را در ذهن بسازد و با توجه با سیر سلوک خود از آن بهره گیرد؟ صنعت سینما از هنر کالایی می سازد و با تولید انبوه آن در اذهان جامعه مصرفی نفوذ می کند. مخاطب سریالی از این دست همیشه فکر می کند که قصه را می داند و این چه قدر می تواند در ضعیف کردن مبلغان دینی  در ارایه پندها و اندرزها در قالب قصه های قرآنی تاثیر داشته باشد؟ فیلمی مانند یوسف پیامبر خود چه قدر در تولید سوپر استارها و پیامدهای عادی سینما تاثیر داشته است؟ وآیا محبوبیت نسبی فیلمی مانند یوسف پیامبر به خاطر کارگردانی خوب و بستر مناسب دینی جامعه ماست و یا بعضی از پیچیدگی ها و نبود ارضای غرایز حاکم در جامعه  ی ما است که در زیر متن این سریال به شدت فعال است؟ء

 

سینما اسلامی نمی شود اما می تواند در دوران مبارزه به خدمت مسلمانان در بیاید. همانگونه که کلاشینکف و توپ و تانک اسلامی نمی شوند اما میتوانند به خدمت مسلمانان در بیایند. رسانه ی مدرن ظرف تبلیغ معارف دین نیست اما در مبارزه با مدرنیته در بستر مدرنیته به کار می آید و این است که هنر مبارزه ای را به تنها نوع هنرمدرن مطلوب انقلاب اسلامی تبدیل می کند. در دوران رویارویی انقلاب اسلامی با عصر مدرنیته این مجاهد انقلابی است که در صورت نیاز هنرمدرن را هم در اختیارمی گیرد اما او هنرمند نیست. او مجاهدی است که با هنر مدرن به مثابه ی اسلحه تعامل دارد که هویت خود را از آرمان مبارزه اش اخذ می کند نه از ابزارمبارزه اش.ء  

 

آقای سلحشور در میان صحبت هایشان از ضرورت به وجود آمدن آزمایشگاهی در بوجود آوردن مدلی دیگر از سینما صحبت به میان آورده اند که حرف مبارکی است. آنچه جمهوری اسلامی به آن نیازمنداست آزمایشگاه های مختلف در همه ساحت ها است. آزمایشگاه هایی که برای تست یک مفهوم جدید در جمهوری اسلامی شکل می گیرند که نه تنها جای آزمون و خطای بی مبنا نیستند بلکه آن جایی هستند که به رشد مفاهیم جمهوری اسلامی در وادی عمل به صورت آرام کمک می کنند. اگرنظام آموزشی یک رشته دانشگاهی در۵ سال گذشته شکل و ماهیت خود را عوض نکرده در آنجا جمهوری اسلامی مرده است. و اگر نظام آموزشی که هنرمند تربیت می کند و یا ساختاری که بر سینما مدیریت می کند در چند سال گذشته دستخوش تغییرات عمده نشده است آن سینما را باید مرده قلمداد کرد. اینجا آزمایشگاه به معنی تغییرات سلیقه ای فلان مدیر و وزیر نیست. اینجا آزمایشگاه جای حرکت سیال و انعطاف پذیر برای تحقق مدل مطلوب جمهوری اسلامی در آن وادی است.ء

 

ای کاش آقای سلحشور به جای ساخت مگاپروداکشن های نفتی از تجربیات خود بهره می برد و با فیلمی خوب به ما جوانان نشان می داد در روزهای انقلاب و یا جنگ سبک زندگی مردم چگونه بود و بعد چگونه شد و چرا؟ و یا هندی کمی در دست بگیرد و در کف خیابان راه برود و با جوانان مختلف نسل جدید  صحبت بکند و از آنها بپرسد به نظر شما ما کجا کم کاری کرده ایم؟  و ای کاش هنر مبارزه انقلاب اسلامی اینگونه در خدمت مبارزه و حل مشکلات بود تا اینکه در خدمت بسط سابجکتیوتی هنرمندانی که فقط به لحاظ سیاسی به یک جناح خاص تمایل دارند ولی  آخر روز یک هنرمندند مانند تمام هنرمندان مدرن عصر حاضر. ای کاش مسعود دهنمکی بعد از اخراجی های یک به شلمچه برمیگشت و سوار بر ترک موتور از این پایگاه بسیج به دیگری می رفت و به جوانان کف خیابان یاد می داد که چطور میتوان اخراجی های جامعه را جذب کرد؟ و ای کاش ابراهیم حاتمی کیا بعد از آژانس شیشه ای دیگر فیلم نمی ساخت و با قشر متوسط به بالای شهری در کف خیابان راه می رفت و یادشان می داد که بابا به خدا بقیه هم هستند. اما این عزیزان به جای مبارزه، تبدیل به هنرمندان مدرن شهری شده اند و نتیجه اش شد آنتن های زنده و اشکهای تمساح و فاحشه و ای ایران های توخالی و ازهمه دردآوردتر اتفاقات بعد از انتخابات که در آن شخصیتهای اخراجیها و صاحبان آژانس شیشه ای هر یک راه خود را میرفتند

 

نسلی جدید در حال زایش است

 

 

 

Posted in Uncategorized | ۲۴ Comments

24 Responses to

آنچه فاحش-ه است

  1. مردارد سبز says:

    با سلام
    ” نسل جدید در حال زایش است”در این برحه از زمان تنها سرمایه با ارزش برای جمهوری اسلامی در تحقق و اجرایی کردن پروژه ناتمام انقلاب اسلامی ، باور و ایمان به همین یک جمله است.به امید آنکه تک تک بچه انقلابی ها به خود و توان خود ومسئولیت خود نسبت به خاکریزهای فتح نشده باور و یقین داشته باشند.

    یه نکته:
    به نظر ضعف سختی که شما به آن اشاره می کنید در وهله اول یک ضعف نرم نیست؟! اینکه ما نمی دانیم با انقلاب ۵۷ در کجای تاریخ قرار گرفتیم و چه رسالتی داریم ضعف نرم است که خیلی از مشکلات ما بر می گردد به آن و اینکه ما هنوز د قیق نمی دانیم ماهیت این انقلاب چیست و از این انقلاب چه می خواهیم!ما خلاء تئوریک برای ترسیم ابعاد متعالی انقلاب داریم در ساحت فکر نه شعار و خطابه!! والبته ضعف سختی که نتیجه این ناآکاهی و به دنبال این امر می آید هم هست.

  2. عطشان says:

    سلام علیکم
    چندی پیش نظری خلاف نظر شما را داشتم حتی وقتی دیدگاه شهید آوینی در مورد سینما ومدرنیته در برنامه راز به بحث گذاشته شد قبول دیدگاه ایشون برایم سخت بود اما امروز متاسفانه یا خوشبختانه با نظر شما که احساس می کنم با دیدگاه شهید آوینی کاملا هم سویی دارد موافقم. خیلی ها که ادعای انقلاب و دفاع مقدس را داشتند امروز در مدرنیته غرق شدند و خود آگاه و یا ناخودآگاه درگیر این سنگینی و کرخی شدند.
    اما بودند کسانی که از دل مدرنیته آن هم از نوع امریکاییش همچون ققنوس متولد شدند ودر نوع خود انقلابی آفریدند . امثال چمران از دل آتش مدرنیته امریکایی به اسلام نابی رسیدند که امروز پس از گذشت سالها از پروازش همچون منی را دوباره زنده می کند. چمرانی که از کودکی پای درس اساتید اسلامی رشد میابد و در دانشگاه آن هم قبل از انقلاب بزرگ شده و در نهایت در دل امریکا ودر دل مدرنیته امریکایی انقلابی به پا می کند که حاصلش سید حسن نصرالله می شود. به نظر من مهم ترین چیز درک درست موقعیت است. مومن باید سیاست داشته باشد. همین مدرنیته هم می تواند همه چیز را از ما بگیرد و هم می تواند چاقویی باشد که در شکم دشمنان فرو رود. به نظر من نیز “نسلی جدید در حال زایش است “

  3. shahrzad says:

    سلام
    عیدتون مبارک

  4. farateh says:

    سلام جناب دخانچی

    والیل اذا عسعس
    والصبح اذا تنفس…

    خداقوت

  5. ایکس says:

    شما دارید تعریف دین را عوض میکنید. سینما در زمان پیامبر اسلام نبود. اما موسیقی و نقاشی و نمایش که بود. دین اسلام نه در کتابش و نه در سیره پیامبر و خلفای راشدین و ائمه دوازده گانه شیعه نه تنها هیچ یک از این شاخه های هنری را توصیه نکرده (حتی به عنوان کلاشینکف فرهنگی) بلکه پرداختن به آنها را مذموم هم دانسته است. دین رابطه ای با هنر ندارد. محض رضای خدا یک آیه از قرآن یا یک حدیث از پیامبر بیاورید که به هنر اعتبار داده باشد. یک بام و دو هوا نمیشود برادر. از نظر دین نه تنها سینمای امروز ایران که هر نوع هنر دیگری هم نامناسب است. بقیه اش دیگر بازی هائیست که میکنید (و میکنند) که تعریف و نقش دین را عوض کنید (و کنند). هنر دینی هم مثل دیگر ترکیباتی که از مفاهیم امروزین و دین ساخته میشود تلاش بی ثمری است که نه به اصل دین میماند و نه به اصل آن مفهوم امروزین.

    • Sanam says:

      برادر یا خواهر ایکس

      تعریفی که شما از هنر دارید کمی متفاوت است…. باید به تعریف خودتان برگردید و بازنگری کنید

      • ایکس says:

        خوب شما زحمت بکشید و بنده را از گمراهی نجات دهید. شما لطف کنید و تعریفی از هنر بدهید و بعد از آن آیه ای از قرآن یا حدیثی از پیامبر یا ائمه بیاورید که هنر مورد نظر شما را توصیه کرده باشد. تا آنجا که من میدانم ستودن هنر آن هم فقط به عنوان کلاشینکف فرهنگی از دوران جمهوری اسلامی شروع شده است.

  6. Sanam says:

    اصل بر ستودن نیست … من هم مخالف این هستم که چیزی که سال ها تنها ابزار بیان احساسات انسانی بوده است را به اسلحه تبدیل کنیم … این دیگر هنر نیست
    این را دیگر نمی توان هنر دانست ، این چیز هرچه هست نام هنر دارد اما هنر نیست … اصل تعریف هنر به معنای تمامیت در هر امری است و این را من نمی گویم… فلسفه و دیدگاه زیبایی شناسی می گوید
    همان دیدگاهی که این تعریف را ارایه می کند هنر را برای لذت جویی و تفریح و وقت گذراندن بشر نمی خواهد ، این تعریف می گوید هنر متعالی، چگونه می توانیم هنر را از دین جدا کنیم … خیلی چیز های دیگر مستقیما در قرآن به آن اشاره نشده است، دلیلی هم ندارد، اما به اکمل بودن و کمال که اشاره دارد
    هنری که من می گویم کمال هر چیز است
    همانی که می گوید شهادت “هنر”مردان خداست

    • ایکس says:

      خوب به نظر من بدجوری از جواب دادن طفره رفتید. حالا اصراری هم نیست حتماً جواب بدهید. بنده نظرم را گفتم و شما هم نظرت را. امیدوارم به اندیشیدن بیشتر نزدیک شویم.

      • سحر says:

        من نمیدونم کسی که خودشو نمیشناسه چطور میتونه بااین اعتماد به نفس حرف بزنه!
        بهتره یه نگاهی به نهج البلاغه بندازی بلکه روشن شدی!
        تجار وهنروران نامه ۵٣/۴٧
        ،جایگاه هنر دراسلام حکمت٣١۵،هنر پیامبراسلام خطبه٧٢/٢،هرکسی هم که خوشنویس باشه توصیه امام علی درموردخط خوش رو مبنای کارش قرار داده واومده خوشنویس شده!

        • ایکس says:

          ۱_ سراغ نهج البلاغه آنلاین آقای مکارم شیرازی رفتم. شما هم میتوانید بروید:

          http://persian.makarem.ir/nahjolbalaghe/

          روی حرف “خ” کلیک کردم بلکه نشانی از “خط و خطاطی” بیابم. آنچه امد عبارت بود از “خدا شناسی”, “خلافت”, “خلافت بعد از رسول الله” و “خلقت انسان”. البته انتظار همین نوع مطالبی هم داشتم. آخر دین در مورد چنین چیزهائی است. روی حرف “ه” کلیک کردم تا بلکه از “هنر” چیزی بیابم. پاسخ آمد که “لیست الفبائی خالی است.”. به نظر میرسد که آقای مکارم هم در نقل قول از ائمه شیعه با بنده هم عقیده باشند که ایشان هیچ موضعی در جهت هنر نگرفته اند. البته جناب شما که خودتان را خوب میشناسید لابد بیش از ایشان در مورد دین میدانید. آن هم از سعادت همچون منی است که با عارفی والا مقام چون شما مکاتبه دارم.

          ۲_ بنده در مورد خطاطی نظر ندادم. بنده صراحتاً موسیقی, نمایش و نقاشی را نام بردم. شما برای بنده از خطاطی دلیل آوردید. اسلام با خطاطی و نوشتن مشکل تاریخی ندارد. با شعر و شاعری هم فقط در صورتی که کلاشینکف فرهنگی باشند مشکلی ندارد. لطف کنید حدیث یا آیه ای بیاورید که در مورد نمایش یا نقاشی یا مجسمه سازی یا موسیقی نظر مثبت مردان دین را گفته باشد.

          ۳_ نوجوان که بودم خطاطی میکردم. در انجمن خوشنویسان شاگرد خطاطان زیادی بوده ام. به یاد ندارم کسی از آنان توصیه ای از هیچ یک از امامان شیعه به من کرده باشد. شاید شما تجربه شخصی تان را به عموم نسبت میدهید.

    • عابدینی says:

      like;-)

    • عابدینی says:

      باهات هم عقیده ام صنم عزیز!این لایک پایینم اشتباه گذاشتم پس
      like;-)

  7. عابدینی says:

    فک می کنم مقاله “منشور تجدد اهل هنر”که از مجموعه مقالات شهید آوینی روشنمون کنه
    من از خودم هیچی ندارم خیلی هم باید کتاب بخونمو فک کنم تا در مورد این جور مباحث نظری بدم مث همیشه باید برگردیم به سمت بزرگان و کی بزرگتر از شهید آوینی؟!!!
    این یه قسمت از مقاله شونه:

    تعبیرات حضرت امام و تصریحات مکرر ایشان بر تعهد هنر در برابر مبارزه با دشمنان اسلام، بسا بیش تر از آن دارای صراحت است که بتواند مورد تاویل قرار گیرد. هنر در منظر امام ذاتاً و ماهیتاً امانتدار مبارزه با دشمنان دین است… و دیگر چه جای تردید، آنجا که ایشان فرموده اند:

    هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی درد، و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد.

    …و در این عبارت، اگر چه از یک سوی هنر را به وصف «زیبایی» و «پاکی» ستوده اند، اما از سوی دیگر، بر خلاف مشهورات و مقبولات رایج در مجامع هنری، زیبایی و پاکی را اموری دانسته اند که اصلاً به اعتبار تعهد و امانتداری وجود پیدا می کند. معنای این سخن این است که اگر هندی مبارزه جو نباشد لاجرم زیبا و پاک هم نیست. مگر میان «مبارزه» و «زیبایی و صفا» چه نسبتی موجود است که امام اینچنین فرموده اند؟

    تکلیف هنرمندان نیز بالصراحه در انتهای پیام معین شده است:

    هنرمندان ما تنها زمانی میتوانند کوله بار مسئولیت و امانتشان را زمین بگذارند که مطمئن باشند مردمشان بدون اتکا به غیر تنها و تنها در چارچوب مکتبشان به حیات جاویدان رسیده اند.

    جلو دار این طریق نیز که به سوی استقلال و تحقق حقیقت کلمه «لا اله الا الله» می رود، شهدایی هستند که سرخی خونشان بر افق طلوع نشسته است و «مدعیان هنر بی درد» را رسوا نموده است. پس هنر در منظر ایشان عین دردمندی است و همین دردمندی است که روح زیبایی و صفا را در هنر میدمد.

    “انا عرضنا الامانه علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوما جهولا.«احزاب/۷۲»”

    آیه مبارکه «امانت» انسان را امانتدار حق می داند و اگر مدعیان اعتقاد دارند که باید هنرمندان را از آن لحاظ که با هنر سرو کار دارند از این امانتداری مستثنا دانست، باید بر این دعوی برهانی اقامه کنند . لفظ «انسان» در آیه مبارکه کلی است و استثنا نمی پذیرد و مگر نه اینکه هنرمند نیز پیش از آنکه هنرمند باشد انسان است؟ و نه تنها هنرمندان، که علما و فلاسفه را نیز نمی توان از این امانتداری مستثنا کرد. وظیفه انسان رسیدن به مراتب کمال انسانی است و این وظیفه ای است فراتر از آن که این انسان هنرمند باشد یا سیاستمدار، عالم باشد یا فیلسوف، مهندس باشد یا طبیب…
    .
    .
    .
    .
    .
    در پناه خدا!

  8. زکیه دوستی says:

    سلام ، می خواستم بگم خیلی زیاد از بحثی که خیلی به نظر من سازنده ام هست و بین دوستان این ایپک راه افتاده خیلی استفاده کردم ، امیدوارم کاربردی تر و با منبع تر شود تا همه استفاده کنیم فقط لطفأ با توهین و عدم نزاکت که خدارو شکر تا الان تو نوشته ها نبوده خرابش نکنیم ، من به شخص خودم منتظر این هستم تا بقیه دوستان با منبع در مورد دیدگاه دین در مورد هنر مطالب خوبی ارائه کنند تا به درد افراد کمتر مطلعی مثل من بخورد . خدا حافظ همه شما جوانان ایران زمین

  9. M.R says:

    با این دیدگاه که هنر تبدیل به سلاح شود مخالفم اما اتفاقا خیلی ها این دید را نسبت به هنر دارند. هنر باید ابزاری برای بیان احساسات باشه نه یه سلاح اینجوری اصلا زیبایی های هنر رو نداره و با ذات هنر تناسبی نداره.فقط یه سلاحه که میشه به شکل درست و نادرست ازش استفاده کرد
    من نه با معترضانی مثل مریلا زارعی که چشماشون رو بر حقیقت بستند و میخواهند به زور و با هر فریبی فضای سینما رو گل و بلبل نشون بدن موافقم نه با سلحشور که خودش با اون سریال ضعیف یوسف پیامبر به نوعی بی حجابی رو نشون داد.
    به نظر من این حرف سلحشور از روی دلسوزی و دردمندی نبوده چون خودش هم در این فضایی که گفته کار میکنه و آثارش هم بالاجبار منطبق با همین فضاست. اصلا مگه خود سلحشور میتونه در فضایی خارج از این مکان کثیفی که گقته کار کنه!
    این حرف سلحشور بیشتر یه جور بازی و راه اندازی جنجال برای رسیدن به اهدافی که داره به نظر میرسه.همین و بس

  10. زکیه دوستی says:

    سلام ، خدا قوت، جمعه شب خیلی اتفاقی زدم شبکه یک ، شبکه داشت سخنرانی رحیم پور ازغدی در جمع هنرمندان مشهد در اردیبهشت ۸۸ رو پخش میکرد ، دقیقأ موضوع سخنرانی ، موضوع مورد بحث بین دوستان بود رابطه دین و هنر واینکه آیا هنر اسلامی است یا نه ؟ آنچه من از موضوع برداشت کردم مطالبی است که در ادامه متن می نویسم ، بیشتر هنرها اسلامی نیست و اسلامی هم نمی شود مانند موسیقی ، بازیگری ، مجسمه سازی ، اما وقتی هنرمندی هنری را به سمبل های دینی نزدیک کند و باعث اشاعه ی فرهنگ دینی شود هنر را در خدمت اسلام به کار برده است مثلأ موسیقی هنری دینی نیست و اسلام نظر مثبتی به هنر موسیقی ندارد و حتی نگهداری آلات موسیقی در محل زندگی هم خالی از شبهه نیست و چون حکم دقیفش را نمی دانم در اینجا ذکر نمیکنم اما اگر همان هنرمند آهنگی بسازد که عده ای توسط آن به اسلام متمایل شوند حتمأ آن آهنگساز کاری دینی انجام داده است و نزد خداوند مأ جور خواهد شد به همین شکل در هیج کجای اسلام نداریم که بازیگری و مجسمه سازی را ( از نوع پیکر تراشی) را ترویج نماید اما وقتی مجسمه ساز نمادی می سازد یا کارگردان فیلمی می سازد مانند مختارنامه ، امام علی ، محمد رسو الله ، هنر خویش را به خدمت اسلام در آورده است و آن موقع که حتی در هنر هم به جای ابتذال ، رشد و تعالی می بینیم و برای تقدیر از خلق کننده آن در اذهان عمومی به آن هنر اسلامی می گوییم . امیدوارم خداوند حافظ همه شما عزیزان باشد

  11. ایکس says:

    متون اصلی دین یعنی قرآن و احادیث تقریباً از موضوع هنر خالی هستند. اگر جائی هم چیزی گفته باشند به نفع هنر موضع نگرفته اند. نزدیکترین تفسیر به آیات قرآن هم به منع هنر خصوصاً هنرهای تجسمی و موسیقی می ماند. آنچه که از واژه عجیب و غریب “هنر دینی” میدانیم مربوط به قرن بیستم و بیست و یکم میشود و کسانی چون شریعتی و آوینی و ازغدی. ایشان هم البته همانطور که برخی اشاره کرده اند سعی داشته اند از هنر کلاشینکفی بسازند که به زعم خود با هجمه فرهنگی مقابله کنند. تا جائی که من میدانم هیچ یک از مجتهدین امروز هم روی خوشی به هنر نشان نمیدهند. برخی از ایشان را اطرافیانشان به بهانه همین کلاشینکف فرهنگی نسبت به هنر ساکت (و نه موافق) نگاه داشته اند. به عنوان نمونه به خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۰ مراجعه کنید. وی در قسمتی از خاطراتش مینویسد: “احمد آقا زنگ زدند و گفتند امام متنی آماده کرده و از رادیو و تلویزیون خواسته برای ثبت و پخش متن بیایند. خواهش میکنم بیائید و ایشان را منصرف کنید. امام میخواهند موسیقی را حتی برای سرود ملی و مارش نظامی هم ممنوع اعلام کنند. ما هم به اتفاق برخی آقایان به محضر ایشان رسیدیم و قانعشان کردیم که متن را فعلاً نخوانند.”. متاسفانه برخی از دوستان که هم علاقه مند به هنر هستند و هم علاقه مند به دین هستند میخواهند نظرات خودشان را به عنوان نظرات دین القا کنند. میتوانم سختی دل کندن ایشان از یکی از این دو مقوله را درک کنم. اما ذهن آگاه و با مطالعه میتواند ببیند که هنر در حکومت اسلامی فقط با پارتی بازی برخی افراد مانند آوینی یا سراج زنده است. نمونه دیگرش آن سید پیری بود که سالها سرایدار گروه مجسمه سازی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود و سالها دیدن کار مجسمه سازی از او مجسمه ساز قابلی در سطح جهانی ساخته بود. پیرمرد با شروع جنگ به جبهه رفت و شهید شد. به لطف خون او گروه مجسمه سازی دانشگاه تهران با مصائب فراوان به حیات خود ادامه میدهد. این سید پیر و آن سید آوینی و آن سید سراج مجسمه سازی و سینما و موسیقی را در حکومت اسلامی نگاه داشته اند نه یک سری متون و احادیث واقعی اسلام. حتی همین نوع هنر هم اجازه ندارد پایش را از حیطه کلاشینکف فراتر بگذارد. آن هم که به زعم بسیاری از دوستان گویا واقعاً هنر به نظر نمیرسد.

    • سیما says:

      خانم یاآقای ایکس سلام
      امید وارم این مطلب رو ببینین و نظرتونو بهم بگید.درک این موضوع برام سخته که چرا شما با موسیقی مشکل دارین؟ باز نمایش یه چیزی.یه سوال؟شما احتمالا حضرت داوود.ع.رو که به پیامبری قبول دارین که؟میدونستین که اون حضرت هم صدای خوش داشتن هم چنگ مینواختن و از این طریق هم مردم رو دعوت به دینشون میکردن؟پس موسیقی اگر موجب تعالی بشه اما نه هر موسیقی منافاتی با راه خدا نداره.نه؟

      • ایکس says:

        در قرآن ۱۷ بار نام داوود آمده است و هیچ مورد درباره صدای خوش یا موسیقی نیست. به نظر میرسد که آنچه شما (و البته خیلی های دیگر میگویند) بیش از آنکه قرانی باشد نظر دیگران باشد.

        ۱- سوره: ۲۷ , آیه: ۱۵
        و به راستى به داوود و سلیمان دانشى عطا کردیم و آن دو گفتند ستایش خدایى را که ما را بر بسیارى از بندگان باایمانش برترى داده است
        ش ۲- سوره: ۲۷ , آیه: ۱۶
        و سلیمان از داوود میراث یافت و گفت اى مردم ما زبان پرندگان را تعلیم یافته‏ایم و از هر چیزى به ما داده شده است راستى که این همان امتیاز آشکار است
        ش ۳- سوره: ۳۴ , آیه: ۱۰
        و به راستى داوود را از جانب خویش مزیتى عطا کردیم [و گفتیم] اى کوهها با او [در تسبیح خدا] همصدا شوید و اى پرندگان [هماهنگى کنید] و آهن را براى او نرم گردانیدیم
        ش ۴- سوره: ۳۴ , آیه: ۱۳
        [آن متخصصان] براى او هر چه مى‏خواست از نمازخانه‏ها و مجسمه‏ها و ظروف بزرگ مانند حوضچه‏ها و دیگهاى چسبیده به زمین مى‏ساختند اى خاندان داوود شکرگزار باشید و از بندگان من اندکى سپاسگزارند
        ش ۵- سوره: ۳۸ , آیه: ۱۷
        بر آنچه مى‏گویند صبر کن و داوود بنده ما را که داراى امکانات [متعدد] بود به یاد آور آرى او بسیار بازگشت‏کننده [به سوى خدا] بود
        ۶- سوره: ۳۸ , آیه: ۲۲
        وقتى [به طور ناگهانى] بر داوود درآمدند و او از آنان به هراس افتاد گفتند مترس [ما] دو مدعى [هستیم] که یکى از ما بر دیگرى تجاوز کرده پس میان ما به حق داورى کن و از حق دور مشو و ما را به راه راست راهبر باش
        ش ۷- سوره: ۳۸ , آیه: ۲۴
        [داوود] گفت قطعا او در مطالبه میش تو [اضافه] بر میش‏هاى خودش بر تو ستم کرده و در حقیقت بسیارى از شریکان به همدیگر ستم روا مى‏دارند به استثناى کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند و اینها بس اندکند و داوود دانست که ما او را آزمایش کرده‏ایم پس از پروردگارش آمرزش خواست و به رو درافتاد و توبه کرد
        ش ۸- سوره: ۳۸ , آیه: ۲۶
        اى داوود ما تو را در زمین خلیفه [و جانشین] گردانیدیم پس میان مردم به حق داورى کن و زنهار از هوس پیروى مکن که تو را از راه خدا به در کند در حقیقت کسانى که از راه خدا به در مى‏روند به [سزاى] آنکه روز حساب را فراموش کرده‏اند عذابى سخت‏خواهند داشت
        ش ۹- سوره: ۳۸ , آیه: ۳۰
        و سلیمان را به داوود بخشیدیم چه نیکو بنده‏اى به راستى او توبه‏کار [و ستایشگر] بود
        ش ۱۰- سوره: ۱۷ , آیه: ۵۵
        و پروردگار تو به هر که [و هر چه] در آسمانها و زمین است داناتر است و در حقیقت بعضى از انبیا را بر بعضى برترى بخشیدیم و به داوود زبور دادیم
        ۱۱- سوره: ۵ , آیه: ۷۸
        از میان فرزندان اسرائیل آنان که کفر ورزیدند به زبان داوود و عیسى بن مریم مورد لعنت قرار گرفتند این [کیفر] به خاطر آن بود که عصیان ورزیده و [از فرمان خدا] تجاوز مى‏کردند
        ش ۱۲- سوره: ۶ , آیه: ۸۴
        و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را به راه راست درآوردیم و نوح را از پیش راه نمودیم و از نسل او داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هارون را [هدایت کردیم] و این گونه نیکوکاران را پاداش مى‏دهیم
        ش ۱۳- سوره: ۲۱ , آیه: ۷۸
        و داوود و سلیمان را [یاد کن] هنگامى که در باره آن کشتزار که گوسفندان مردم شب‏هنگام در آن چریده بودند داورى مى‏کردند و [ما] شاهد داورى آنان بودیم
        ش ۱۴- سوره: ۲۱ , آیه: ۷۹
        پس آن [داورى] را به سلیمان فهماندیم و به هر یک [از آن دو] حکمت و دانش عطا کردیم و کوهها را با داوود و پرندگان به نیایش واداشتیم و ما کننده [این کار] بودیم
        ش ۱۵- سوره: ۴ , آیه: ۱۶۳
        ما همچنانکه به نوح و پیامبران بعد از او وحى کردیم به تو [نیز] وحى کردیم و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و عیسى و ایوب و یونس و هارون و سلیمان [نیز] وحى نمودیم و به داوود زبور بخشیدیم

        ۱۶- سوره: ۲ , آیه: ۲۵۱
        پس آنان را به اذن خدا شکست دادند و داوود جالوت را کشت و خداوند به او پادشاهى و حکمت ارزانى داشت و از آنچه مى‏خواست به او آموخت و اگر خداوند برخى از مردم را به وسیله برخى دیگر دفع نمى‏کرد قطعا زمین تباه مى‏گردید ولى خداوند نسبت به جهانیان تفضل دارد
        ش ۱۷- سوره: ۲۱ , آیه: ۸۰
        و به [داوود] فن زره [سازى] آموختیم تا شما را از [خطرات] جنگتان حفظ کند پس آیا شما سپاسگزارید

        • امیرسجاد says:

          سلام …

          فقط خواستم در این بین عرض کنم دانش مجموع ذات البین میتونه باشه فلسفه هنر و علم رو حتی بهمراه فقه میتونه در بر بگیره … .

  12. معصومه خانم says:

    سلام اقای دخانچی من احساس کردم شما هر چیزی که سرمنشا ان از غرب باشد را زیر سوال می برید اما من فکر می کنم این عقیده درست نیست ما باید به قول خودتان غرب اگاهی داشته باشیم اما میتوانیم خیلی از دستاورد های غرب را بر مبنای ارزش های اسلامی تغییر دهیم مثلا سینما در ایران از تعزیه خوانی شروع شد وفکر نمی کنم شما با تعزیه خوانی مخالف
    باشید .ما میتوانیم سینمای اسلامی داشته باشیم ان بخشی که گفتید توپ وتانک اسلامی نیست ولی می تواند در خدمت مسلمانان باشد منظورتان چیست ؟ یعنی چون ساخت غیر مسلمانان است اسلامی نیست خوب شمشیر هم اسلامی نیست اما چون در زمان ائمه ابزار جنگ شمشیر بوده انها با شمشیر میجنگیدند.درضمن اگر اموختن علم وابزار علمی انها به ذات بد بود پیامبر نمیگفتند که مردمان سرزمین پارس به دنبال کسب علم میروند حتی اگر در چین باشد. لطفا به بعضی از نظرات پاسخ دهید تا بفهمم که انها را میخوانید. متشکرم

  13. فرشته says:

    هنر به نظر من یک مقوله ی است که در اسلام کاملا قابل پذیرش است وبا اسلام منافاتی ندارد اسلام مهم ترین ویژگی ان این است که ظرفیت ان را دارد تا چیزهای مختلف که قابل پذیرش هستند ودارای فایده اند را در خود حل کند مانند معماری هنر نقاشی موسیقی و… . و این موضوع که هنر را باید وسیله ای برای اسلام قرار دهیم و ذاتا اسلامی نمی شود جای بحث زیاد دارد ولی من این را می دانم هنر دردست هر قشر و مذهب ومنسکی قرار گیرد وسیله ای برای انتقال مفاهیم ان ها می شود . هنر تنها خود هنر نمی شود بلکه ل با افکار کسی که آن را خلق می کند یا آن را وسیله قرار می دهد هنر می شود وقابل عرضه است پس هر کس هنر را به کار می گیرد فکر خاصی دارد پس آن را وسیله قرار می دهد..